به روایت تیتر:
کد خبر: 96
منتشر شده در: ۲۸ فروردین ۱۳۹۳ ساعت ۱۹:۵۸

پیچیدگی امر فرهنگی

امیر دل زنده نژاد – با حضور روحانی آقای رئیس جمهور، انتظار می رود که دوره انتقادهای ویرانگر و مخرب…

امیر دل زنده نژاد – با حضور روحانی آقای رئیس جمهور، انتظار می رود که دوره انتقادهای ویرانگر و مخرب به سر آید. بایستی همه متحد شویم و کشتی مملکت را با همکاری انتقاد سازنده و همه جانبه همه اقشار، به ساحل اعتدال و اقتدار و پیشرفت و آزادی معنوی برسانیم. خبرنگاران و روزنامه نگاران ایلامی، همه اشخاصی فرهیخته و دوست داشتنی هستند و احترام آنان واجب است. منتهی انگار در پرسیدن سوال همه مطالباتشان یک چیز است: دغدغه های مالی و مشکلات اقتصادی. یعنی آیا همه مطالبات مردم مطالبات معیشتی و اقتصادی است؟ کافیست یک مقدار حداقلی با مقوله فرهنگ آشنا باشید یا تنها منبع مطالعه شما در طول روز، یک روزنامه باشد تا بفهمید که فرهنگ این مملکت زیر کامیون اقتصاد چگونه له شده است.

شخصا قبول ندارم که اقتصاد و معیشت به فرهنگ شکل می دهد. اقتصاد صد البته مهم است و بایستی هیچ شخصی در این مملکت نباشد که احساس فقر کند؛ منتهی این تئوری که اقتصاد زیر بنای فرهنگ است ما را به یاد تئوری پلاسیده مارکسیسم های توده ای میندازد.

فرهنگ مطلوبیت ذاتی دارد و هیچ نگاه ابزاری را بر نمی تابد. شکوه و عظمت یک تمدن به فرهنگش است نه به پولهای توی جیبش. به بیان ساده تر می شود شب را با نان خشکی قناعت کرد و با آرامش وجدان و جانی آسوده و متعالی خوابید. کار فرهنگی، اصطلاح “خب که چی؟” را بر نمی تابد. کار فرهنگی خودش یک کنش متعالی است که وقتی در بستر تاریخ و زمان کنونی و حال حاضر قرار می گیرد صورتی و شکلی به خودش می گیرد. صورت و محتوای فرهنگ ایرانی اسلامی مقوله ایست که در ابتدای کار فرهنگی در راس امور قرار می گیرد. حفظ این فرهنگ وظیفه تک تک ما اهالی قلم می باشد.

اینکه بدنه فرهنگ ضعیف است ربط چندانی به تخصیص بودجه ندارد. مدیر اجرایی اگر نگاهش به فرهنگ یک نگاه حداقلی و ابزار انگارانه باشد نه تنها بودجه تزریق نمی کند بلکه حال پاسخ دادن به سوال فرهنگی را هم نخواهد داشت چه برسد به سیاست گذاری های کارآمد. برای پویایی فرهنگ نیاز است مدیران اجرائی و تاثیر گزار نگاهشان یا تغیییر کند یا جایشان را با مدیرانی عوض کنند که حداقل با بستر تئوریک توسعه فرهنگی آشنا باشند.

برنامه های فرهنگی دولت جدید روشن است: به رسمیت شناختن تکثر و تنوع فرهنگی با نگاهی به عقلانیت جمعی و اولویت حفظ نظام. این یعنی تکثر و اقلیت های فرهنگی بایستی ابتدا تحت نظارت و نه دخالت سیاسی، فرهنگی قرا بگیرند و در مرحله بعد در یک فضای عقل جمعی به فعالیت مشغول شوند. امیدوارم این عقلانیت جمعی راه را بر اقلیت های مظلوم فرهنگی نبندد و آنها را خفه نکند اگر عقلانیت جمعی همان مقوله مدرنیته در نوع هابرماسی اش باشد پس گفتگو و احترام دو جانبه با توجه به کنش ارتباطی بایستی تبعات مفید همین عقلانیت باشد.

امر فرهنگی چه بخواهیم و چه نخواهیم امر پیچیده ایست. نباید به سمتی برویم که به نظام و فرهنگ ما انگ پوپولیست فرهنگی و تمایل به “صنعت فرهنگ” بزنند. امر فرهنگی کارشناس خودش را می خواهد. کسی را می خواهد که با زیر بم و نکات ظریف فرهنگی آشنا باشد فرهنگ را ابزار نداند و با تئوری های جهان معاصر در باب فرهنگ و نفوذ فرهنگی آشنا و مجهز به آنها باشد تا در مواقع مناسب دست به اجتهاد فرهنگی بزند همانگونه که وزیر اطلاعات بایستی مجتهد باشد یا توانایی اجتهاد داشته باشد تا در مواقع غیر قابل پیش بینی به اجتهاد در امر امنیت ملی مبادرت ورزد، متولی فرهنگ هم بایستی وقتی که مثلا یک خبرنگار از مفاهیم فرهنگی سوال نمود بداند حداقل بحث اصلی در چه حیطه ایست و پیچیدگی های این عرصه را بداند و به آنها مسلط باشد. به امید آن روز.

Share on FacebookShare on LinkedInPin on PinterestDigg thisShare on StumbleUponFlattr the authorEmail this to someoneShare on RedditShare on TumblrBuffer this pageShare on Google+Tweet about this on Twitter