به روایت تیتر:
کد خبر: 959
منتشر شده در: ۲۱ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۱۹:۰۳

اصلاح طلبان گل به خودی نزنند!

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – نظریه پردازان تدبیر و امیدی، کمی از فضاهای تئوریک خارج شوند و با مردم کوچه و بازار همراه شوند تا درد و مطالبه مردم را از دولت بدانند؛ آنگاه هرگز راضی نخواهند شد که گل به خودی بزنند!

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – نظریه پردازان تدبیر و امیدی، کمی از فضاهای تئوریک خارج شوند و با مردم کوچه و بازار همراه شوند تا درد و مطالبه مردم را از دولت بدانند؛ آنگاه هرگز راضی نخواهند شد که گل به خودی بزنند!

تدبیر۲۴: دکتر هوشنگ عطاپور – «نظریه پردازی سیاسی» ، به صِرف نظریه پردازی و بدون غایت و هدف متعالی فاقد ارزش است؛ زیرا چنین رویکردی ، نه تنها موفق به حل مشکلات «دولت و ملت» نمی شود ، بلکه باری به معضلات موجود هم اضافه می نماید.

اخیراً ، نظریه پردازان بزرگواری که در دوره ی اصلاحات ، «پاتریمونالیسم» ، «بناپارتیسم» و … را در رسانه های خود تبیین می کردند و نظریه های سیاسی قرن هیجده – نوزدهمی اروپایی را وارد گفتمان سیاسی اصلاحات می کردند تا شاید سیمایی روشنفکر از خود نشان دهند و از گذر همین نظریه پردازی های بی حاصل ، مشکلات فراوانی را نیز به دولت اصلاحات و شخص رئیس دولت آن تحمیل نمودند ؛ اکنون باردیگر مشاهده می شود که وارد گفتمان سازی هایی شده اند که حاصلی جز ایجاد شکاف بین دولت تدبیر و امید و حامیان اصلاح طلب و اعتدال گرای آن نخواهد داشت!

واقعیت آن است که فعلاً زمان نقب زنی به گذشته نیست و ضرورت هم ندارد که برخی موضوعات سیاسی انتخابات ریاست جمهوری یازدهم ، مجدداً مطرح شوند. چون فایده ای نخواهد داشت. اکنون زمان پایش و رصد آثار اجتماعی – اقتصادی مشکلات به ارث رسیده ازدولت قبل است. همه ی نخبگان سیاسی – اقتصادی ، مسوولیتی جز پیدا کردن راهکارهای برون رفت از آن مشکلات و معضلات را ندارند! این که در فضای رسانه ای مطرح شود که، “دکتر روحانی در صورت عدم حمایت اصلاح طلبان چند میلیون رای بالا یا پایین داشت و یا این که رئیس جمهور اصلاح طلب است یا اصول گرا” ، چه نفعی برای مردم و حامیان وی دارد؟

جز این که منجر به واکنش تند و منفی برادر رئیس جمهور و رئیس ستاد انتخاباتی ایشان گردید که شایسته نبود با آن فحوا گفته شود؛ چه نتیجه ی دیگری می توانست داشته باشد؟ سخنان دشمن شاد کنی که بین حامیان دولت تدبیر و امید در این چند روز رد و بدل شد ؛ تحمیل هزینه ی غیر ضرور به دولت و حامیان آن بود. یعنی آن برنامه هایی را که مخالفین افراطی دولت در داخل مجلس شورای اسلامی و خارج از آن نتوانسته بودند، پیاده بکنند ، حامیان دکتر روحانی ، در داخل و خارج از دولت ، بستر آن را برای مخالفین فراهم ساختند؟ پس باید مواظب بود که گل به خودی نزنیم!

واقعیت آن است که ارزیابی رأی هر نامزدی ، بدون توسل به ابزارهای علمی یک گمانه زنی عوام فریبانه است.از سوی دیگر ، همه ی افراد ی که برای بار نخست به میدان انتخابات ریاست جمهوری وارد می شوند ، هر چقدر هم مشهور باشند ؛ یک کف آرای حداقلی دارند.این حامیان ، هواداران و عملکرد شخص کاندیدا در فرایند انتخابات هستند که کف آراء را به بالا یا پایین می کشند.به همین دلیل هم در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم ، تصمیم بزرگان اصلاحات براین قرار گرفت که از هر دو عنصر اثربخشی و کارآمدی سیاسی (حامیان و نامزد) با عنصرهم افزایی بهره ببرند تا موفقیت در انتخابات را تضمین نمایند. به دیگر سخن شخص دکتر روحانی از توانایی های لازم و کافی برای ارتقاء سازمان رای حامیان خود را داشت و در عمل نیز این توانایی ها را در «مناظره های سیاسی» به جامعه نشان دادند. پس نباید اکنون حامیان اصلاح طلب «دولت تدبیر و امید» مواضعی را اتخاذ بکنند که خدای ناکرده بوی «سهم خواهی» از آنها به مشام برسد و مخالفین دولت از این قبیل سخنان و مصاحبه ها ، تلقی وجود اختلاف بین دولت و حامیان اصلاح طلبش داشته باشند و در رسانه های خود آن را بزرگنمایی بکنند و واکنش تند اطرافیان رئیس جمهور را بر انگیزند. مثلا اندیشمند بسیار محترمی که سابقه مشاورت جناب آقای سید محمد خاتمی را در دولت اصلاحات بر عهده داشتند ، “دولت تدبیر و امید را به اتخاذ سیاست های پوپولیستی متهم نموده و شکایت دارند که چرا دولت به جای پرداختن به «نیازهای روانی» و «دموکراسی و آزادیخواهی مردم» به «نیازهای بدنی »آنها اقدام نموده است؟”

گذشته از این که ، چنین تعبیر و تفسیری از عملکرد موفق اقتصادی دولت در کنترل تورم و آثار فلاکت بار آن بر زندگی مردم بسیار اشتباه و نادرست است، حکایت از برج عاج نشینی منتقد محترم دارد. زیرا آن چه که اکنون دولت تدبیر و امید به خوبی و دقت هدف گرفته ، یعنی “حمایت واقعی و نه شعاری از اقشار آسیب پذیر جامعه و بهبود معیشت آنها” ، همان شکاف و سوراخی است که اصلاح طلبان به علت غفلت از آن ها در دوره دوم دولت اصلاحات ، گزیده شدند و میدان و عرصه ی سیاسی به رقیب گمنامی واگذار نمودند که حتی تصورش را هم نمی کردند؟!

واقعیت جامعه ی ما حکایت از فقر فزاینده ، بیکاری ، و افزایش شکاف بین طبقات مختلف جامعه دارد.اکنون بیش از هر زمان دیگری آسیب های اجتماعی ناشی از سوء مدیریت ها و تحریم ها در ۸ سال گذشته ، خود را نشان می دهند.درصد افرادی که به زیر خط فقر سقوط کرده اند ، هر روز بیشتر شده است.در هفته ی قوه ی قضائیه مسوولان آن قوه اعلام نمودند که سالانه ۶ میلیون پرونده ی جدید وارد دادگاه ها می شود.این عدد یعنی رشد بالای آسیب های اجتماعی ! نرخ رشد طلاق و انواع بزه های اجتماعی را هم که عموم نخبگان می دانند. حال با این شرایط اجتماعی کشور ، مهمترین اولویت دولت باید بهبود وضع معیشت مردم ، رونق کسب و کار و اشتغال باشد و یا اولویت های دیگر(تانین نیاز های روانی)؟

قطعاً همه تایید خواهند کرد، کشوری که رشد اقتصادی منفی ۸ در سال ۱۳۹۲ داشت ، باید تمام هم و غم خود را معطوف به حل معضلات اقتصادی قراردهد نه موضوع دیگر.نظریه ی آبراهام مازلو نیز همین رویکرد را برای تامین سلسله مراتبی نیازهای انسانی تجویز و توصیه می کند.یعنی ابتدا تامین نیازهای فیزیولوژیک و در نهایت تامین نیازهای خودیابی و معرفتی.

پس بنابراین دوستان اندیشمند و نظریه پرداز طرفدار دولت تدبیر و امید ، کمی از فضاهای تئوریک خارج شوند و با مردم در کوچه بازار همراه شوند تا درد مردم ، خواست و تقاضا و مطالبه ی آنها را از دولت بدانند ؛ آنگاه هر گز راضی نخواهند شد که «گل به خودی بزنند!»

منبع: تدبیر ۲۴

نویسنده: هوشنگ عطاپور

Share on FacebookShare on LinkedInPin on PinterestDigg thisShare on StumbleUponFlattr the authorEmail this to someoneShare on RedditShare on TumblrBuffer this pageShare on Google+Tweet about this on Twitter