به روایت تیتر:
کد خبر: 929
منتشر شده در: ۱۷ تیر ۱۳۹۳ ساعت ۲۲:۴۱

اعتدال و استخوان بندی یک مثلث

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – در فرهنگ نشانه ها، مثلثهای زیادی وجود دارد که هر کدام معنا و دلالت…

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – در فرهنگ نشانه ها، مثلثهای زیادی وجود دارد که هر کدام معنا و دلالت خاص خود را دارند. مثلث کارآمد برای ایران و ایرانی، نه خودِ مثلث، بلکه اساسا تشکیل مثلث است.
کشور هماهنگ، با تدبیر، آینده نگر و عمل گرا، در جهت تأمین منافع برای تمام اتباعش، در نظام جهان بی ساختار ولی ساختارگرا، کشوری است که یک مثلث با سه ضلع دارد: تولیدکنندگان دانش، تولیدکنندگان ثروت و تولیدکنندگان امنیت (سیاسیون).
یک ضلع، تولیدکنندگان دانشند، چه در حوزه و چه در دانشگاه، که باید بستر علمی را در تمام امور بسازند و آماده کنند تا کارها روال منطقی و نتایج خواستنی را، با نقشه راه علم به دست بیاورد.
ضلع دوم تولیدکنندگان ثروتند؛ آنها هستند که هزینه تحقق آغاز و پایان روال ها را می پردازند، تولید سرمایه و انباشت سرمایه می کنند، بدنه اجتماعی کار را دارند و منافعشان، گاهی با سیاستهای حاکمیت همسو و گاه رودرروست و گاه نان و قند نایاب می شود و گاه در سخت ترین گرفتاریها همه چیز فراوان در دسترس است. این ضلع باید به ضلع تولید علم متصل باشد. بدنه اقتصادی اگر به علم اقتصاد و سیاست و جامعه شناسی و تحلیل درست ضرورتهای ژئوپلتیک مجهز باشد، قطعا رفتارهای عاقلانه تر و همگرایانه تری را در کسب منافع از خود بروز خواهد داده و به بلوغ تصمیم سازی و تصمیم گیری نائل خواهد آمد.
ضلع سوم اما سیاسیون اند که فکر اغلبشان این است که به تنهایی می توانند ضلع دانش و ضلع قدرت را داشته باشند و کمتر گوش شنوایی برای شنیدن نصایح دو ضلع دیگر دارند. سیاسیون در اینجا دولت به معنای عام را راهبری می کنند، کسانی که قانون پیشنهاد می دهند، تصویب می کنند و اجرایش را تضمین می کنند و بر آن نظارت و قضاوت می کنند. قانون با تفسیر اینان اجرا می شود کسانی که نماینده چانه زنی در داخل و خارج هستند. سیاسیون ساکنان قوی ترین سازمان در کشور هستند و تشکیل دهنده ضلع سوم مثلث: علم، اقتصاد، سیاست.
این اتصال اضلاع اگر صورت بگیرد، حادثه ای در تاریخ ندرت انگیز ماست! این اتصال و همگرایی می تواند ماشین یک کشور را روشن نگه دارد؛ ماشین روشن، در حال حرکت است و بالاخره از مسیرهای درت به مقصدهای درست می رساند. اما اگر این اتصال نباشد، عالمان، سیاستمداران و ثروتمندان به وضعیتی آنارشیک گرفتار می آیند که در آن همه با هم دشمن می شوند و علیه هم با دیگری متحد… و همواره در تأمین منافع خویش با رقابت منفی با دو ضلع دیگر برخورد می کنند؛ اینجاست که اعتدال خودش را نشان می دهد. در واقع با از بین رفتن اعتدال، متوجه اعتدال می شویم چرا که اعتدال از نعمتهایی است که تا از بین نروند دیده نمی شوند؛ مانند سلامتی و امنیت.
اعتدال که از میان برود یعنی حبل المتینی که می توانست همه را از هر سلیقه و منفعتی زیر یک سقف جمع کند، دیگر به آن اعتنایی نمی شود و رفتارهای سیاسی، متأثر از هنجارها و خلق و خوی شخصی ساکنان سه ضلع دانش و ثروت و سیاست می شود. مثلا بازاریان با هنجار خویش وارد بازار طلا می شوند؛ اگر از مشورت اقتصاددان ها بهره نبرده باشند، ممکن است چنان شکافی ایجاد کنند که به ضرر راهبردهای قانونی سیاستمداران تمام بشود و همه آسیب ببینند. یا از طرف دیگر، سیاستمداران، بی آنکه از نظر مثبت دانشمندان سیاسی درباره راهبردشان مطمئن شده باشند، در بازی های دیپلماتیک و حضورهای داخلی و خارجی، تصمیمی را گرفته و اجرا کنند که به درصد بالایی از بدنه اقتصادی جامعه ضربه وارد کند. یا مثلا دانشگاهیان بی آنکه به ضرورتهای سیاسی و اقتصادی آگاهی داشته باشند، دست به ترویج گفتمانها و فرهنگهایی بزنند که خودشان آنرا برای جامعه لازم تشخیص می دهند، اما ممکن است در عمل نتیجه گیری راهبردیشان معکوس از آب درآید و ضررهای بزرگ به کشور وارد کند.
رابطه این مثلث با اعتدال
همگرایی اضلاع در مثلثی که تعریف کردیم، به نظر می رسد در ترمیم مشکل مؤثر باشد. مثلث علم و ثروت و امنیت اگر شکل بگیرد، پایه اصلیش برگشتن به اعتدال است. آن اعتدال به هم خورده باید دوباره سرجایش قرار بگیرد تا وحدت کلمه ایجاد کند. اعتدال آن را چفت می کند. اعتدال در جان مایه تمام مشربهای فکری و عملی قرار دارد و بدون اعتدال کارها روال طبیعی نخواهند داشت. اعتدال چه یک اخلاق سیاسی باشد یا یک مشی سیاسی، چون هم در خود و هم در ضد خود وجود دارد می تواند دلیلی برای همگرایی و صلح و حسن همجواری باشد. هم خودی را به خودی گرایش می دهد و هم خودی را با غیر خودی. وقتی یک سازمان درست کار کند و بهره وری آن خوب باشد، دارای اعتدال سازمانی است.
برخلاف برخی نظرات که اعتدال را یک رفتار اخلاقی می دانند و نه یک مشی سیاسی، اعتدال دارای مفاهیم اساسی در علم سیاست است و برای به ثمرنشاندنش، نیازمند ترویج و تحکیم منش ملی دموکراتیک مردم هستیم؛ یعنی مردم بیاموزند که همان اندازه که به خود حق می دهند، به دیگران هم حق بدهند. این منش شالوده اصلی اعتدال است که می تواند به یک گفتمان تبدیل گردد.
کسانی که قله ای برای رسیدن دارند، هر اندازه هم که ماهر باشند، تنها با همدلی و همگرائیشان قله را فتح می توانند.

پ.ن: این بحث با الهام از نظریات دکتر سریع القلم نگاشته شده
نویسنده: یاسر بابایی