به روایت تیتر:
کد خبر: 689
منتشر شده در: ۲۶ خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۳۰

گزارشی از یک شامگاه تگزاسی در ایلام

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – یک هفته از سرقت مسلحانه با کلاشینکف، در شلوغ ترین ساعت و در شلوغ ترین مکان ایلام گذشته است؛ اما شوک اینکه ایلام امن هست یا نیست هنوز دغدغه خیلی هاست.

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – روز یکشنبه ۱۸ خرداد‌، ساعت ۴۵: ۲۰ دقیقه طلافروشی واقع در محله پارک کودک مورد سرقت مسلحانه قرار گرفت که شرح کامل این سرقت به قلم خبرنگار هفته‌نامه آلامتو که در محل حضور داشته و از نزدیک شاهد این ماجرا بوده در پی می‌آید.
آنروز نیز همچون روزهای پیشین راهی پارک کودک شهر ایلام شدم تا اینگونه هم خستگی کار دوشیفت را از تن به در کنم و هم دیداری داشته باشم با دوستانِ بیکار تحصیل‌کرده‌ای که بیشتر وقت خود را در این مکان امن می‌گذرانند.
همچون همیشه موضوعی را برای شروع بحث و گفتگو مطرح کردم تا شاید دوستان با ادامه‌ی آن به نتیجه‌گیری مناسبی برسند و ما نیز بتوانیم در نگارش مطالبمان گوشه‌هایی از این مباحث را مطرح کنیم.
بحث یکشنبه در مورد “تأثیر ثروت در علم‌اندوزی” بود؛ برخی از دوستان می‌گفتند که فرزندان اکثر افراد ثروتمند به جایی نمی‌رسند و اکثراً چهره‌های سرشناسی نمی‌شوند که به جامعه خدمت کنند؛ برخی دیگر معتقد بودند که فقر مالی باعث ایجاد تکاپو در خانواده‌ها می‌شود و اینچنین است که معمولا افرادی که در زندگی خود متحمل سختی‌های بیشتری شده‌اند، بیش از دیگران موفق می‌شوند. نمونه‌هایی را نیز مثال می‌زدند…
در میانه‌های این بحث تقریبا داغ بودیم که با صدای شلیک چند گلوله در فاصله‌ی کمتر از ۲۰ متری پاتوق هر روزه‌ی ما، به سرعت از جای خود برخاستیم؛ همه هاج و واج بودیم، هیچکس نمی‌دانست که این صدا از کجا و به چه دلیل می‌آید.
ابتدا فکر کردم که شاید از بالای ساختمان روبروی‌مان چیزی به پایین پرتاب شده؛ اما با ادامه‌دار بودن صداها دیگر به چیزی جز شلیک گلوله فکر نمی‌کردم.
جمعیتی که برای به در کردن خستگی روزانه به پارک کودک آمده بودند به یکباره پا به فرار گذاشتند؛ داشتم به این فکر می‌کردم که شاید درگیری بین دو نفر و یا خانواده باشد که اینچنین خواستار پایانش هستند و چاره را در درگیری مسلحانه دیده باشند.
چند قدم جلوتر رفتم و در پشت یک درخت سَرو پناه گرفتم؛به یکباره دیدم که صدای شلیک گلوله‌ها بیشتر و البته ممتد شد.
متوجه شدم که سه نفر در حال تیراندازی به سمت طلافروشی نزدیک مسجد جامع در روبروی پارک کودک شهر ایلام، هستند.
 صدای ممتد شلیک‌ها فکرم را به هیچ چیز جز انتقام‌گیری درگیر نمی‌کرد، احساسم این بود کسانی که در حال تیراندازی هستند، دارند انتقامشان را از بانی یک کینه‌ی قدیمی و یا شاید موضوعی بسیار مهم می‌گیرند؛ اما وقتی که متوجه سر و صورت نقاب‌زده و پوشیده‌ی این افراد شدم، تنها به سرقت مسلحانه فکر می‌کردم.
تقریبا ساعت ۲۰ و ۴۵ دقیقه‌ی عصر، هوا گرگ و میش بود؛ بیشتر افرادی که در حال فیلم‌برداری از این اقدام سارقین مسلح بودند، نمی‌توانستند فیلم با کیفیتی را تهیه و در صفحه‌های اجتماعی‌شان به معرض دید عموم بگذارند، لذا به این سبب ناراحت بودند.
چهار نفر سارق مسلح با یک دستگاه خودرو پراید۱۳۲رنگ روشن، که شیشه‌هایش تماماً دودی بودند، داشتند تصمیم خود را اجرایی می‌کردند؛ سه نفر از پراید پیاده شدند، همه‌‌ی آنها قدبلند و لاغر اندام بودند؛ هر سه نفر آنها شلوارهای محلی بر تن داشتند، همه‌ی آنها نقاب بر صورت، دستکش سیاه‌رنگ در دست و اورکت‌های سبزرنگی پوشیده بودند، ابتدا یک نفر از آنها با شلیک دو تیر هوایی با تفنگ “کلت”، عابران را تهدید کرد که “هرکس جرأت دارد جلو بیاید”.
پس از دور شدن و فرارکردن عابران، دو نفر از آنها که اسلحه‌ی کلاشنیکف در دست داشتند با شلیک به طلافروشی اقدام به شکستن شیشه‌ی ویترین مغازه کردند و طلاهای موجود در ویترین را در کیسه‌هایی که بدین منظور دوخته بودند، ریختند.
یک نفر از آنها که نیز به اسلحه‌ی کلاشنیکف مسلح بود با خونسردی کامل وارد مغازه‌ی طلافروشی شد و شروع به شلیک کردتا شاید بدینوسیله طلافروش پلیس را از این ماجرای هولناک مطلع نکند و او را سراسیمه و آشفته کند که سارق در این کار نیز موفق بود.
یک نفر از آنها داخل ماشین منتظر رسیدن دیگر دوستانش بود، تا آنها را از مهلکه نجات دهد.
سه در خودرو پراید باز بودند،سرقت را که انجام دادند، درب طلافروشی اتوماتیک شروع به بسته‌شدن کرد و سارقان با سوار بر خودرو پراید از محل متواری شدند؛ کل ماجرای سرقت مسلحانه در ایلام حدود دو دقیقه طول کشید.
سارقان رفتند؛ لکن رفتن آنها همراه شد با آمدن دریایی از بی اعتمادی، کوهی از وحشت و جنگلی از سوال در دل و اذهان شهروندان ایلامی. همان شهروندانی که عادت دارند همیشه از رسانه‌ها بخوانند و ببینند که “ایلام امن‌ترین استان کشور است”.
پس از اینکه سارقان متواری شدند، مردم به طلافروشی هجوم بردند تا شاید اگر کسی زخمی‌ شده باشد او را نجات دهند.
به همراه دو نفر از حاضرین، تیم حفاظت از مغازه را تشکیل دادیم تا بلکه از این بیشتر خسارتی به مغازه وارد نشود؛ تقریبا ۱۲ دقیقه‌ای طول کشید تا اولین اکیپ از پلیس که شامل دو نفر راکب موتورسوار می‌شد، در محل وقوع سرقت مسلحانه حاضر شد.
به سرعت تحقیقات پلیسی شروع و سپس کارآگاهان به تماشای فیلم‌هایی که از دوربین‌های مداربسته مغازه طلافروشی ضبط شده بودند، نشسته و برخی دیگر نیز به پراکنده کردن مردم از صحنه مشغول شدند.
پس از آن با ارسال پیامک به دوستان خبرنگار، آنها را در جریان این موضوع گذاشته و اینچنین خبرگزاری‌ها و سایت‌های محلی استان را از این اتفاق باخبر کردم.
اگرچه در این حادثه خوشبختانه صاحب طلافروشی (آقای صفرلکی) جان سالم به در برد، اما خدشه‌ای جدی به بحث امنیت روانی شهروندان وارد شد که به نظر می‌رسد این اتفاق تا مدت‌ها نقل محافل باشد، به گونه‌ای که از آنروز تا الان به ده‌ها روایت مختلف این موضوع را از افراد مختلف شنیده‌ام که تقریبا فاصله‌ی فراوانی با حقیقت دارند.

شلیک به محیط روانی اقتدار در ایلام
شلیک به محیط روانی اقتدار در ایلام

خوشبختانه این حادثه تلفات جانی در پی نداشت اما نباید فراموش کرد که ایجاد رعب و وحشت در دل شهروندان و عابران و ساکنان این محله، تنها گوشه‌ای از خسارات وارده به امنیت شهروندان است که امیدواریم این سارقین هرچه زودتر دستگیر و تحویل مراجع قضایی شوند.
اگر چه دستگاه اطلاعاتی نیروی انتظامی استان با تمام توان درپی دستگیری این سارقان مسلح است، و با اجرای “طرح مهار” در تلاش هستند تا در سریع‌ترین زمان ممکن این سارقان را شناسایی، دستگیر و در اختیار محاکم قضایی قرار دهند. اما سوالاتی که در این زمینه به ذهن می‌رسد این است که:
۱- یکی از مسئولان محترم انتظامی استان در گفتگو با خبر شبانگاهی شبکه تلویزیونی ایلام، مدت‌زمان طی شده تا رسیدن پلیس به صحنه‌ی حادثه را ۳۰ ثانیه عنوان کرده بود که با توجه به مشاهدات اینجانب به عنوان شاهد عینی ماجرا، به نظر می رسد اخبار این حادثه به طور واقعی به نظر این مسئول محترم نیروی انتظامی نرسیده است. نباید فراموش کرد که عنوان نمودن “۳۰ ثانیه” برای یک سرقت، تبعات دیگری از جمله جسورتر نمودن سارقان را در پی دارد که می‌تواند عواقب سوئی را به دنبال داشته باشد.
۲- مسئولین محترم امنیتی و انتظامی چه راهکارهایی را در جهت مقابله با این گونه ناامنی ها و عدم تکرار آنها در آینده در نظر گرفته اند؟
۳- سیاست خبری مسئولین امر در جهت مقابله با شایعه سازی ها در پی این گونه حوادث چگونه است؟
۴- باید از کارشناسان و مسئولان امر پرسیده شود، چه عواملی باعث ایجاد اینگونه مسائل در ایلام شده‌ است؟ راهکارهای مقابله با آن چیست و چگونه می‌توان از اینگونه حوادث پیشگیری کرد؟ 
۵- به عنوان آخرین سوال! راهکار مسئولان در جهت تولید احساس امنیت بیشتر در شهر چیست؟
امید است مسئولان ذیربط با پاسخ به این سوالات، گامهای مهمی را در راستای تامین امنیت شهروندان بردارند، چنین باد.

سعید بگ نظری (سردبیر هفته نامه آلامتو)

Share on FacebookShare on LinkedInPin on PinterestDigg thisShare on StumbleUponFlattr the authorEmail this to someoneShare on RedditShare on TumblrBuffer this pageShare on Google+Tweet about this on Twitter