به روایت تیتر:
کد خبر: 482
منتشر شده در: ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۰۰:۰۰

خرمشهر آزاد شد؛ اما چرا اشغال شد؟

ایلامی‌ها – معروف است که ایران موقعیت برجسته ای در ژئوپلتیک منطقه و جهان دارد و بسیاری از وقایع تاریخ معاصرش به خاطر این جغرافیای حساس بوده است. در این میان خرمشهر دارای جایگاه استراتژیکی در ژئوپلتیک ایران بوده و هست که باعث شده بارها سقوط کند و دوباره به ایران الحاق گردد.

خرمشهر به روایت عکسهای گمنام

یاسر بابایی – هنوز از نفس نیفتاده بود که سرفه می زد. سرفه ها حضور قاطعانه گذشته اش در روزمرگی امروزینش بود. اگر چه در زمان بازپس گیری خرمشهر در آن عکس معروف رزمندگان با مسجد جامع خرمشهر نیست ولی در عکسهای دیگری پشت لنز عکاسهایی دیگر قسمتی از خاطره هایش را تصویری کرده. سعی می کند از تمام انرژی و ایمانی که در عکسها در خاطرش مانده چیزی برایم تعریف کند و در این لابلا می فهمم با اینکه می داند بعضی عکسها چه کسانی را به چه جاهایی کشانده باز از همقطارانش دفاع می کند. می گوید: ما با خدا معامله کردیم و هر دوره ای از تاریخ این انقلاب را که بتوان جعل کرد، دفاع ما ولی واقعاً مقدس بود.
از ماشاءالله مرادی که حالا کارمندی بازنشسته است و دارد آلبوم عکسهای دوران رزمندگی اش را نشانم می دهد می پرسم که به نظرش اینکه امام (ره) گفت: “خرمشهر را خدا آزاد کرد” منظورش چه بوده؟ چرا که این سؤال با توجه به معنایی که خدا در ذهن امام خمینی داشته تعبیر متفاوتی به خود می گیرد. مثل قسمتهای زیادی از حرفهایش باز هم از کلام رهبر انقلاب مصداق می آورد؛ جایی که فرموده: این سخن حضرت امام، دقیق‌ترین و حکیمانه‌ترین سخنی است که درباره این موضوع گفته شده، زیرا در عملیات بیت المقدس و آزادی خرمشهر، نمود قدرت خداوند در دل‌ها و عزم پولادین رزمنده ها و قدرت ابتکارشان تجلی یافت.

می گوید: امکان ندارد بیت المقدسی باشی و از ایمان، ایثار، فداکاری و دلاوری رزمندگان اسلام در عملیات بیت المقدس بویژه سرداران شجاع، آزاده و فداکار، حاج احمد متوسلیان، جهان آرا و شهدای ارتش غیور خاطره ای نداشته باشی. در طول یک ماهی که عملیات بیت‌المقدس طول کشید، از فداکاری بچه ها نشانه‌های اعجاب انگیزی می دیدی. فداکاری موج می‌زد و تجربه ای که از دفع قاهرانه دشمن با فتح خرمشهر برای تاریخ این مرز و بوم به دست آمد مهم ترین دستاورد این عملیات بود. آلبومها را ورق می زند. هر چه آلبومها ورق می خورند کیفیت عکسها هم بهتر می شود.

سقوط و آزادسازی خرمشهر در تاریخ معاصر

خرمشهر به خاطر جغرافیایی که دارد اهمیت استراتژیکی در معادلات جهانی داشته است و بسته به قدرت ملی و نظامی ایران در ادوار مختلف بارها اشغال شده و با معاهده هایی و دادن باجهایی ناجوانمردانه دوباره به ایران پس داده شده است.

محمد اسمعیلی درباره سابقه تاریخی اشغال خرمشهر در تاریخ معاصر می گوید: وقتی محمد شاه هرات را محاصره کرد تا آن را به ایران بازگرداند، انگلیس برای زیر فشار قرار دادن ایران، علیرضا پاشا حاکم بغداد را تحریک و وادار کرد تا به خرمشهر حمله کند. حاکم بغداد نیز با همکاری شیخ جابر الصباح امیر کویت و به بهانه دفع قبیله یاغی شده «بنی لام»، به خرمشهر تاختند و سه روز به قتل و غارت مردم خرمشهر پرداختند. در پی آن سلطان محمد دوم، پادشاه عثمانی، نامه ای اعتراضی به حاکم بغداد نوشت و در آن تأکید کرد که “«محمره» (خرمشهر) از ایالات فارس است و نبایستی پس از تنبیه قبیله یاغی بنی لام قشون شما به محمره حمله می کرد. اهالی آن جا اجازه منازعه با شما را نداشته اند… فوراً محمره را بازگردانید و سند استرداد آن را به وزرای ما بدهید و ترتیبی دهید که مراتب صلح و مودت بین دو کشور برقرار و جاوید بماند.”

این پژوهشگر تصویر نقاشی شده ای از ناصرالدین شاه که پیش از آمدن دوربین به ایران کشیده شده را از لای تصاویر منابعش نشانم می دهد و می گوید: حدود صد و پنجاه سال پیش و در دوره ناصری میرزا تقی خان امیرکبیر در مذاکرات چهار جانبه روس، انگلیس، عثمانی و ایران نامه مذکور را به عنوان سندی به اعضای مذاکرات ارائه کرد و در نهایت بعد از چهار سال چانه زنی و آمد و شد، پیمان دوم ارزنه الروم را به امضا رساند و به موجب آن در ازای صرف نظر کردن ایران از دعاوی خود در مورد سلیمانیه و واگذاری حاکمیت کامل آن به عثمانی، حاکمیت ایران بر خرمشهر تثبیت شد. وی می افزاید: هر چند امیر کبیر فقید در این مذاکرات به عنوان چهره ای برجسته در معادلات جهانی و همینطور در داخل کشور مطرح شد، ولی در واقع رفع اختلافات بین دول به اصطلاح میانجی این مناقشه مرزی یعنی روس و انگلیس و موافقت نهایی بین آنها بود که تعیین کننده سرنوشت مذاکرات گردید. ایران هم ناچار بود که برای پرهیز از خسارت بیشتر، حاکمیت سلیمانیه را واگذار کند تا حاکمیتش بر خرمشهر ابقا شود و این در حالی است که به اعتراف خود سلاطین عثمانی در نامه ای که به آن اشاره شد، حاکمیت ایران بر خرمشهر مورد اذعان همه بوده و کسی در آن تردیدی نداشت.
وی افزود: این تنها باری نبود که ایران برای رهایی خرمشهر و نگهداشتن آن فدیه و قربانی می داد. در عهد نامه پاریس در ۱۸۵۷ که بین ایران و انگلستان منعقد شد خروج نیروهای ایران از هرات و خروج نیروهای بریتانیا از خرمشهر، مقرر گردید. ماجرا این بود که کمتر از یک سال قبل از انعقاد عهدنامه پاریس، ناصر الدین شاه قاجار موفق گردیده بود هرات را پس بگیرد. به دنبال آن انگلیس با استفاده از خاک عثمانی و کمک های آن، خرمشهر را اشغال کرد تا عملاً گروگان هرات باشد و به ایران برای تن دادن به عهدنامه ای یکطرفه فشار بین المللی بیاورد و به موجب آن ما خرمشهر را که بخشی از خاک ایران است حفظ کردیم و به ازای آن بخش دیگری از کشورمان یعنی هرات را واگذار کردیم تا استعمار پیر همچنان در راستای تجزیه قدرتهای بزرگ آسیایی سیاستهای خود را دنبال کرده باشد.

انگار می فهمد که از این همه اشغال خرمشهر شوکه شده ام که می گوید: می دانی که این آخرین اشغال خرمشهر در تاریخ معاصرمان نیست و در شهریور ۱۳۲۰ خرمشهر مجدداً توسط نیروهای انگلیسی اشغال شده است و این بار نیز عنصر تعیین کننده در آزادی خرمشهر، توافق قدرت های بزرگ غربی و اصطکاکها و اشتراکات منافع آنان بود نه قدرت داخلی و اراده ملی مستقل ایرانیان.

ریشه های پان عربیستی آخرین اشغال خرمشهر

پس از یک هفته لشگرکشی بی امان به مرزهای ایران، در آغاز هفته دوم جنگ عراق حمله خود را به خرمشهر آغاز کرد. عراق که با شیوه جنگ سریع و پر فشار پا به این معرکه گذاشته بود در صورت موفقیت می‌توانست با در دست داشتن مناطق مهم و استراتژیک، ادعای حاکمیت خود بر اروند رود، خوزستان و سه جزیره را به ایران تحمیل کند و بدین ترتیب، انتقال مرزهایش به ساحل شرقی اروند رود تحقق می‌یافت.

امّا جنگ در خرمشهر به درازا کشید و نیروهای مدافع شهر که از نقطه صفر مرزی تا پل‌ نو هفت روز در مقابل دشمن ایستادگی کرده بودند، در محله‌های خرمشهر از پل ‌نو تا پل خرمشهر – آبادان نیز ۲۸ روز تمام جنگیدند. و این در حالی بود که با انسداد جاده‌های اهوازـ خرمشهر، اهواز – آبادان و ماهشهر – آبادان شهر در محاصره کامل نیروهای حزب سوسیالیست بعث عراق قرار داشت. حزبی که چنانکه در پی می آید با ریشه های پان عربیستی قوی و اراده ای عربی سعی در متحد کردن اعراب بر علیه ایران از زمانهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی داشت.

هادی نخعی پژوهشگر تاریخ معاصر می گوید: آخرین اشغال خرمشهر درست بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از احساس خطر حکومتهای التقاطی اعراب از روند صدور انقلاب ایران آخرین سقوط خرمشهر را متمایز از اشغالهای دیگر آن کرده است و تفکرات پان عربیستی و برداشتهای التقاطی حزب بعث از اسلام ناب محمدی و تلاش برای عربستان کردن خوزستان که در قالب بمبگذاری ها و تبلیغات مسموم و شب نامه پراکنی و مواضع بین المللی سرانشان نمود می یافت را می توان دستاویز و ریشه اشغال خرمشهر دانست.

به گفته این محقق: بعد از آزادسازی خرمشهر از جمله شعارهای اشغالگران بعثی که در تبلیغ ایدئولوژی خود بر در و دیوار خرمشهر نوشته بودند و باعث جلب توجه هر ناظری می شد، این شعار بود: «امه عربیه واحده، ذات رساله خالده». این از شعارهای کلیدی حزب بعث است و یعنی: «یک امت عرب با یک رسالت تاریخی جاوید». و نیز «الوحده، الحریه، الاشتراکه» که گویای سه رکن اساسی ایدئولوژی حزب بعث است: «وحدت، آزادی، سوسیالیزم». منظورشان از وحدت، وحدت عربی، منظور از آزادی، آزادی اعراب از غیر اعراب و الاشتراکه نیز در واقع نوعی توتالیتاریسم عربی خاص بعثی هاست.

به اینجا که می رسد از بنیانگذاران این اندیشه می پرسم. کسانی که بعد از تجزیه عثمانی به فکر استقلال عربی افتاده اند. می گوید: “میشل عفلق” از طراحان و تئوریسین های عربیت خاص بعثی هاست. عربیتی که اسلام را نیز قادر است فدای قومیت جاهلی و بدوی گرداند و هر جا لازم باشد از اسلام استفاده می کند و چنانچه ضرورت اقتضا کرد آن را محو می گرداند. از نظر میشل عفلق که به عنوان اولین رییس حزب بعث نیز انتخاب شد، رسالت تاریخی اعراب این است که بار دیگر عصر امویان و عباسیان را تجدید کنند و این تنها زیر پرچم حزب بعث امکان پذیر است. عفلق در جشن میلاد پیغمبر اکرم، میلاد حضرت محمد (ص) را میلاد عربیسم می نامد و در این مورد می افزاید: «محمد تجسم همه عرب هاست. پس باشد که امروز هم هر عرب محمد دیگری شود». اظهار نظر مشابهی از صدام حسین نیز ذکر شده به این صورت که: «همه پیامبران از ملت عرب برخاسته اند و خداوند اصرار داشته است که نماینده او در روی زمین یک عرب باشد. ملت عرب منبع همه پیامبران و مهد تمدن بشر می باشد»!

اظهار نظرهای سران به قدرت رسیده بعث درباره حق حاکمیت عراق در خوزستان و تمایل ایدئولوژیک آنان برای رهبری اعراب و سیطره بر حوزه خلیج فارس به صورت نسبتاً پوشیده ای در یک بیانیه سیاسی بسیار مهم تحت عنوان “منشور ملی” توسط حزب بعث انتشار یافت. این سند تلویحاً دارای نشانه های قوی پان عربیستی حزب بعث است. با تماس ها و پیمانهای عراق با عربستان سعودی، کویت، عمان و کشورهای ضد ایران پس از صدور منشور ملی، تلاشهای این رژیم برای ایجاد یک محور طرفدار عراق در منطقه که بر علیه ایران نیز باشد بر کسی پوشیده نبود و دولت عراق در سیاست خارجی خود همواره مواضعی تهاجمی نسبت به ایران اتخاذ می کرد. در منشور ملی که توسط عراق در بهمن ۱۳۵۸ تهیه شد و سپس با سران کشورهای منطقه درباره پذیرش آن گفتگو شد، آمده است که در صورت بروز جنگ بین یک کشور عرب با یک کشور غیر عرب منطقه، سایر کشورهای عربی باید به کشورعربی مذکور، کمک کنند.

با اینکه گستره یارگیری بنیانگذاران بعث علاوه بر عراق در سوریه نیز فعال بود، با این حال حزب بعث در سه سال اول فعالیتش بیش از ده عضو را جذب اندیشه هایش نکرده بود؛ اما در اولین کنگره حزب بعث که در دمشق برگزار گردید، ضمن اینکه اساسنامه حزب تصویب گردید در قطعنامه کنگره تأکید شد که اعراب نباید با ایران که بخش احواز (اهواز) را در تصرف خود دارد، دوستی کنند. در نشریه حاوی متن قطعنامه اولین کنگره حزب که انتشار دادند و در صفحه ۱۸۶ آن استان خوزستان صراحتاً با عنوان «بخش احواز» و جزء سرزمین اعراب نام برده شد.

این بسترسازیها که غالباً با حمایت قدرتهای غربی نیز همراه و همداستان بود تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی که معادلات سیاسی جدیدی در منطقه مطرح کرد، ادامه داشت و خوزستان عزیز نیز همیشه آبستن حوادث بود. علی رغم اختلافات دو شاخه سوری و عراقی حزب بعث هنگامی که اتحادیه عرب کمیته ای برای رسیدگی به وضع شیخ نشین های خلیج فارس تشکیل داد، این کمیته استان خوزستان را عربستان نامید و آن را متعلق به اعراب دانست و رژیم بعث سوریه نیز در ۱۰ نوامبر ۱۹۶۵ نظر فوق را تأیید نمود که در واکنشی ایران سفیر خود را از دمشق احضار کرد.

حزب بعث با اینکه تحت لوای عربیتی که همیشه سنگش را به سینه می زد اعراب را متحد خود نگاه می داشت اما بنا بر رویکرد متجاوزانه و ضد انسانی اش رفته رفته متحدان مهمی را از دست داد و به گفته جمال عبد الناصر که خود یکی از پایه گداران تفکرات پان عربیستی ست: «با اینکه حزب بعث را سوسیالیست عربی نام گذاشته اند، اما من آنان را بعث ضد عربی انفصالی می نامم».

ایران در زمان حکومت پهلوی پسر به نیابت از آمریکا قدرت برتر خلیج فارس به شمار می آمد. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران موازنه قدرت در منطقه به هم خورد و عرصه برای ژاندارمی حزب بعث در منطقه مهیا شده بود. سران قدرت پرست و تجاوزگر بعث دعاوی خویش در مورد مسأله عربیت را بر سیبل خوزستان و در خط مقدم آن شهر مقاومت و ایثار، خرمشهر نشانه رفتند و برای اینکار به شدت تفکرات پان عربیستی را دستمایه قرار داده و ترویج می کردند. هر چه زمان می گذشت رفته رفته مقدمات یک جنگ تمام عیار با ایران بیشتر برایشان فراهم می شد. گرچه عراق در وضعیت سیاسی جدید منطقه مطمئن بود که حمایت یکپارچه اعراب را با خود نخواهد داشت، اما به جای آن از پشتیبانی جدی و قطعی قدرت های غربی اطمینان کامل داشت.

حزب بعث که با کودتا و سرکوب شدید شیعیان پایه های خود را در عراق استوار کرده و بعد از آن به انفالیسم و تصفیه نژادی کردها در سراسر عراق پرداخته بود و در راه صدور اندیشه های پان عربیستی خود و اثبات قدرت تعیین کنندگی خویش بین اعراب با مقدمه چینی هایی که در بالا آمد به ایران در یک یورش گسترده حمله نظامی کرد و در فراز اول آن خرمشهر سقوط کرد.

دکتر سید جلال دهقانی فیروزآبادی در کتاب سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در فصل هفت مهم ترین علل را در تجاوز عراق تحریک و تشویق آمریکا می داند و اهداف عراق را از برافروختن آتش این جنگ اینگونه بر می شمارد: اعمال حاکمیت کامل بر اروند رود، تصرف بخشهایی از خاک ایران، تجزیه خوزستان، اشغال جزایر سه گانه ایران در خلیج فارس، به دست گرفتن رهبری جهان عرب، ایفای نقش هژمونیک در خلیج فارس و پیشگیری از صدور انقلاب ایران.

نقش دولتهای غربی در اشغال خرمشهر

نسلی چون من که چوبخط عمرش با تقویم این انقلاب رقم خورده و همیشه و همه جا از آزادی خرمشهر به دستان خدا و به وسیله اراده ملی ایرانیان شنیده و دیده است، باید خیلی پرس و جو کند تا بالاخره تصویر درستی از اشغال خرمشهر پیدا کند و به ریشه هایش پی ببرد و بداند که اگر چه اشغال دوباره خرمشهر در حال حاضر بسیار دور از ذهن به نظر می رسد اما هنوز خطری که بارها باعث اشغال تعیین کننده خرمشهر بوده است همواره وجود دارد و دول غربی مصرف کننده عمده نفت با صرف هزینه های کلان حضور نظامی خود را در منطقه تولیدکنندگان عمده نفت توجیه می کنند و بالاتر از خطر اشغال خرمشهر توسط صدامهای پان عربیست منطقه، خرمشهر بارها توسط بریتانیا که قدرت اصلی معادلات جهانی بود اشغال شده است و امروز نیز همان نقش را ایالات متحده امریکا در توجیه حضور نظامی غرب برای “کنترل” منابع نفت در منطقه ایفا می کند.

در تجاوز عراق به خاک ایران علاوه بر کمکهای نقدی کویت و عربستان سعودی، بازیگر بین المللی این واقعه کشور ایالات متحده بود که در جریان پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از آن با بحران گروگانگیری ۱۳ آبان بسیار تحقیر شده و بی اعتبار بود و نقش تعیین کنندگی خود را در منطقه و بین کشورهای هم پیمانش از دست رفته می دید. آمریکا در به قدرت رساندن صدام حسین نقش عمده ای داشت و انتظار می رفت که بتواند از نفوذ کمونیسم به عراق جلوگیری کند و گر چه صدام حسین آمریکا را بازیچه اهداف خود ساخت و بعد از تصاحب قدرت خود را استالین دنیای عرب نامید و نسبت به منافع آمریکا در عراق و منطقه اعتنایی نکرد، اما آمریکا در جریان جنگ تحمیلی برای بازیابی شهرت و قدرتش در منطقه و بازسازی اعتبار خود در بین کشورهای تحت نفوذش عراق را ترغیب و تهییج کرد تا به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی هجوم بیاورد.

در آغاز اگر چه وزیر امور خارجه آمریکا در پیامی به شهید رجایی، نخست وزیر وقت، بی طرفی کشور متبوعش را در جنگ اعلام داشت، اما علی رغم نداشتن روابط دیپلماتیک بین عراق و آمریکا، “برژینسکی” چندین بار قبل از حمله عراق به ایران به گفته نیویورک تایمز به طور محرمانه به بغداد سفر کرده و با صدام حسین دیدار کرده بود. سیاست بی طرفی متظاهرانه ایالات متحده پس از پیروزی های گسترده ایران به خصوص در عملیات بیت المقدس و آزادسازی ملی خرمشهر توسط رزمندگان بسیجی و ارتشی در سوم خرداد ۶۱ دوام نیاورده و فایده ای برایشان نداشت و آمریکا در جهت تأمین منافع خودش به حمایت عملی از تجاوزکاری عراق پرداخت که با سفر “دونالد رامسفلد” به بغداد و دیدارش با صدام حسین به عنوان نماینده ویژه آمریکا به آن وجهه ای رسمی بخشیده شد. “الکساندر هیگ”، وزیر امور خارجه وقت آمریکا، در موضع گیری خود تغییر استراتژی و سیاست آمریکا در قبال جنگ عراق علیه ایران را اینگونه توضیح می دهد: «مفهوم بی طرفی ما در جنگ این نیست که نسبت به نتیجه جنگ بی تفاوت هستیم. آمریکا دوستان و منافعی دارد که بر اثر ادامه جنگ مورد تهدید قرار گرفته اند و از این رو [آمریکا] مصمم است از منافع حیاتی خود در منطقه دفاع کند.»
تنها دو روز بعد از این موضع گیری، وزارت بازرگانی آمریکا مجوز فروش ۶ فروند هواپیمای باری ال ۱۰۰ به عراق را صادر نمود و عاقبت در سال ۶۳ روابط دیپلماتیک خود را با عراق از سر گرفت.

عکسهای یادگاری روز آزادسازی خرمشهر

بعد از ۵۷۸ روز اشغال خرمشهر سرانجام در ساعت ۲ بعد از ظهر روز سوم خرداد ماه ۱۳۶۱ تمام کوچه های بزرگ و کوچک و آشتی کنان خرمشهر از اشغال عراق آزاد شد. شهر به شدت ویران شده و مملو از شعارهای تبلیغاتی بعثیون بر دیوارها بود که اغلب هم ویران شده بودند.

رزمندگانی که ۲۴ روز بی امان جنگیده بودند به دیوارهای نیمه ویران مسجد جامع خونین شهر که رسیدند در مسجد نماز شکر خواندند و از بالای مسجد که سنگر اول و آخرشان بود، پرچم جمهوری اسلامی ایران را به اهتزاز درآوردند. عکسها که ورق بخورند سایه ها بلندتر می شوند و رزمندگان در حال نصب پرچمی دیگر بر بلندترین نقطه ای که از پل تخریب شده خرمشهر باقیمانده شکار لنز و نگاه عکاسها می شوند.

و اکنون سالها بعد از اینکه صدام حسین به نماد تسلط اعراب بر ایرانیان دستور ساخت بنای شمشیرهای قادسیه را داد، اگر چه اکثر ساختمانهای اطراف شمشیرهای قادسیه و تمام عراق به ویرانه ای نا مطمئن تبدیل شده است اما اینبار این سربازهای اشغالگر آمریکایی هستند که از زیر شمشیرهای قادسیه رد می شوند و این در حالی است که ما یک وجب از خاکمان را برخلاف رویه نامیمون تاریخ معاصرمان از دست ندادیم و با صلابت تر و راسخ تر از همیشه روی پای خود ایستاده ایم و بر سرنوشت خویش مسلطیم… و این آموزه ایست که از مقاومت ۳۵ روزه رزمندگان در فلاش بک کوچه پسکوچه های آزاد شده خرمشهر برای همیشه آموخته ایم.

Share on FacebookShare on LinkedInPin on PinterestDigg thisShare on StumbleUponFlattr the authorEmail this to someoneShare on RedditShare on TumblrBuffer this pageShare on Google+Tweet about this on Twitter