به روایت تیتر:
کد خبر: 414
منتشر شده در: ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۰۱:۵۱

اصلاحات، راهی که می رساند

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – شاید نتوان دقیقا این را گفت، ولی در آینده ای که همیشه پیش رویمان است، چیزی به نام اصلاح طلبی گذشته را نخواهیم داشت.

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها  – شاید نتوان دقیقا این را گفت، ولی در آینده ای که همیشه پیش رویمان است، چیزی به نام اصلاح طلبی گذشته را نخواهیم داشت. شاید این سخن برای بسیاری از کسانی که سالها بر سر اعتقادی مانده اند و دوست دارند از اصلاح طلبی معنایی انقلابی استنباط کنند تا رفرمیستی، کمی گل درشت باشد، ولی اصلاح طلبی به معنایی که در دولتهای محمد خاتمی، رییس جمهور هفتم و هشتم به نحوه ای از اندیشیدن و عمل سیاسی اطلاق شد برنخواهد گشت و اگر بر ماجراهای همنوا و ناهمنوایی که سال ۸۸ تبدیل به سیاه مشق جمهوریت شد، بتوان آنگونه که خوشایند عده ای است نام اصلاح طلبی نهاد، بی گمان در آینده پیش رو اصلاح طلبی به این معناها را نخواهیم داشت؛ و نباید. اما مانند تمام تاریخ، اصلاح طلبی را ادامه خواهیم داد؛ و باید.

“علیرضا ازغندی”، مدرس سیاست، در ساختار یک گفتمان، به دو عنصر کلیدی اشاره می کند که باید در تحلیل آن گفتمان مدنظر قرار گیرد. یکی “بافت متن” است بدین معنا که باید در نظر داشت که یک عنصر، در چارچوب چه متنی قرار گرفته و جملات ماقبل و مابعد آن عنصر در داخل متن چه تاثیری در تبلور صوری، کارکردی و معنایی آن دارد؟ دیگر عنصر کلیدی “بافت موقعیت” است بدین معنا که باید یک عنصر یا متن را در چارچوب موقعیت خاصی که تولید شده است مدنظر قرار داد. بافتهای فرهنگی، اجتماعی، محیطی و سیاسی همگی از این نوع هستند.(ازغندی:۱۷۹،۱۳۹۱)
به این ترتیب، در اطلاق و انحصار واژه اصلاح طلبی برای تنها یک دوره زمانی خاص باید با احتیاط عمل کرد چرا که قبل و بعد از دوران هشت ساله اصلاحات، این جریان ریشه در بسترهای دور و نزدیک و دارای تبلور تأثیرگذار داشته و دارد. از قدیمی ترین رگه های اصلاح طلبی، در قرآن کریم، از شعیب پیامبر نقل شده است که به منتقدان و مخالفانش می گفت: “… وَ إن أریدُ الا الإصلاح”. یعنی اینکه من هدفی جز اصلاحات ندارم. “الّا” در اینجا، حصر است و هدف را تنها به اصلاح محصور می کند. درست مانند امام حسین(ع) که در ماجرای کربلا می گوید: “… بَل إنّما خرَجتُ لإصلاحِ امّت جَدّی…”. انّما نیز در اینجا دارای همان کارکرد است و این معنا را می رساند که برای چیزی جز اصلاح امت جدّم خروج نکرده ام.

در بررسی اصلاح طلبی، بر اساس دومین عنصر کلیدی آقای ازغندی، باید در نظر داشت که هر دوره اصلاح طلبانه در تاریخ در چارچوب موقعیت خاصی که باعث بروز و ظهور و پرورش نخبگانش شده است، دارای بافت و نتیجه های ذهنی و عینی همان دوره است و قابل تعمیم شاید نباشد. در این معنا، انقلاب اسلامی ایران خود از بزرگ ترین حرکات اصلاح طلبانه در جهان معاصر بوده است که مؤلفه های دوقطبی قدرت را به چالش کشیده و راه جدیدی در اندیشیدن و سبک زندگی و عمل سیاسی و اجتماعی عرضه کرده است.

هر دوره ای از تاریخ اصلاحات، خاصیتهای منحصر به خود را دارد؛ هم از لحاظ برشهای اجتماعی تأثیرگذار و هم از حیث وحدت کلمه ملت و دولت و حاکمیت، و هم از اوضاع جهانی و آب و هوایی و اقتصادی و علمی و غیره و غیره… اگر چه گفتمانها یکی هستند ولی ارائه ای که توسط اراده ها از یک گفتمان واحد در زمانهای مختلف و توسط افراد مختلف در جوامعی که تغییر کرده یا بالیده و یا تحقیر شده عرضه شده است، همه و همه در تکوین و رشد این گفتمان نقش آفرین بوده و هست. از این حیث، اصلاح طلبی یک مفهوم ایستا نیست و نباید مؤلفه های یک دوره خاص را نسخه تمام بیماریها دانست بلکه آن را باید مفهومی نوشونده و سیال دانست که هم بر محیط تأثیر می گذارد و هم از محیط تأثیر می پذیرد… و اگر چنین فرضی نباشد، اصلاح طلبی نیز معنای وجودیش را از دست خواهد داد.

اصلاح طلبی نه تنها در ذات اسلام نهادینه است، بلکه از اهمیت ویژه ای نیز برخوردار است. در آموزه های دینی، همواره تأکیدها بر این اصل تربیتی استوار است که یک مسلمان، در عین اینکه تسلیم شیوه ایست که خودش انتخاب کرده، در عین حال باید امروزش با دیروز فرق کند و اساسا کسی که به اصلاح هر روزه درون و برون نمی پردازد، از دایره مسلمانی خارج است. از طرفی قرآن در عین اینکه این دیدگاه اصلاح طلبانه را از انسان می خواهد، کسانی را که بر فسادها، ظلمها و بدعتهاشان نام اصلاح طلبی می زنند (بقره، آیه ۱۱) مورد نکوهش قرار داده و آنها را مفسدانی می داند که به عمل خود آگاهی ندارند. حرکت سیاسی و دینی امام حسین در سال ۶۱ هجری قمری که بر ضد بدعتهای به ظاهر اصلاح گرا (تغییر نظام سیاسی مبتنی بر شورا و خلافت اسلام به ولیعهدی و سلطنت موروثی) بود، از نمونه های تا هنوز تأثیرگذار اصلاح طلبی در تاریخ است؛ و اساسا اصلاح طلبی ذاتی تشیع است و وجود احکام ثانویه، لزوم اجتهاد مراجع تقلید و اجازه فتوا در عین فصل الخطاب بودن مرجع تقلید شیعیان جهان، نشانه هایی بارز از اصلاح طلبی روشمند و نهادینه شده در مکتب تشیع دارد… چیزی که باعث پویایی آن تا کنون بوده است. در دوران معاصر نیز، اصلاح طلبی سیدجمال الدین اسدآبادی که در بیداری مسلمانان جهان، منجر به احیای مجد و کارآمدی اسلام و اشاعه تعالیم زندگی سازش شد، و حرکت جهادی امام خمینی (ره) در بازگرداندن اسلام به ساختار زندگی سیاسی و فرهنگی و اجتماعی مسلمانان در قالب نظریه ولایت فقیهش، از بزرگترین دستاوردهای اصلاح طلبی بوده است. اصلاح طلبی در خرداد ۷۶ با پشتوانه رأی قاطع و قوی مردم ایران به یک شخص برجسته فرهنگی، تبدیل به یک گفتمان کارآمد و به روز شده با مفاهیم شهروندی گردید که باعث تحکیم پایه های تئوریک جمهوری اسلامی به وسیله بحث و تضارب آرای ایجاد شده در داخل، احیا و تقویت تصویر مثبت از ایران و ایرانی و اسلام در خارج، توسعه سیاسی جمهوری نوظهور با استفاده از ظرفیتهای به فعل درنیامده قانون اساسی مانند شوراهای اسلامی شهر و روستا و گسترش تشکلهای مردم نهاد، فعال کردن ظرفیت بزرگ بدنه دانشجویی کشور و رونق و رقابت روزنامه ها در راستای پرورش دال مرکزی گفتمان اصلاح طلبی جدید، با تمام تفاسیر و مقاومتهای داخلی و خارجی، حرکتی بزرگ با آثاری ماندگار در مسیر این جریان ابدی ازلی اصلاح طلبی بوده است.

اصلاحات حرکتی کند شدنی نیست. اصلاحات عقب گرد نمی پذیرد. اصلاحاتی که خودش را اصلاح نکند اصلاحات نیست. اصلاحات متعلق به همه انسانهاست و میراث یک عده خاص نیست. اصلاحات تحلیل رفتنی نیست. اصلاحات تدریجی است. اصلاحات بلیط سهم خواهی ادواری شرکای قدرت نیست. اصلاحات راهی است که قرار است به مقصد برساند. و می رساند.

یاسر بابایی، روزنامه نگار و فعال دانشجویی

Share on FacebookShare on LinkedInPin on PinterestDigg thisShare on StumbleUponFlattr the authorEmail this to someoneShare on RedditShare on TumblrBuffer this pageShare on Google+Tweet about this on Twitter

2 پاسخ به “اصلاحات، راهی که می رساند”

  1. والا ما نفهمیدیم شما چپی هستین یا راستی؟ خیلیا تو این مملکت قصد اصلاحات داشتن ولی اونپه که دوره خاتمی انجام شد تکرار نشدنیه… با این اصلاحات گفتنا هم دهن شیرین نمیشه و جریان سازی نتوان کرئ

  2. ناشناس عزیز… ممنون که اصلاحات نامه ما را خواندی… اما به من بگو کدام قسمتش نا درست است تا سر آن بحث کنیم… لابد آنجایی که نوشته ام اصلاحات بلیط سهم خواهی شرکای قدرت نیست به شما برخورده… و این را به تو قول می دهم کمتر کسی مانند نویسنده این مقال اصلاحات را دیده چشیده و در ساختنش مشارکت داشته