به روایت تیتر:
کد خبر: 398
منتشر شده در: ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۰:۱۳

طرح و نقشه، برجسته ترین ضعف گلیم و فرش ایلام

ایلامی ها – آن دسته از علاقمندان صنایع دستی ایران زمین و خصوصاً شیفتگان هنر قالیبافی و گلیم بافی و…

ایلامی ها – آن دسته از علاقمندان صنایع دستی ایران زمین و خصوصاً شیفتگان هنر قالیبافی و گلیم بافی و گروهی از علاقمندان قالیهای اصیل ذهنی باف که برایشان اصالت طرح و بافت بومی مناطق مختلف ایران زمین مهم است و آن دسته از قالیهای دستباف آنتیک را دوست دارند که حاصل زندگی و عقیده فولکولور اقوام مختلف کشورمان است، به طور حتم با قالی ایلامی و انواع گلیمهای این دیار آشنایی دارند و اگر هم تا کنون درباره اش چیزی ندیده و نشنیده اند گناه به گردن کسانی است که باعث انقراض این هنر- صنعت شدند و با باز کردن پای تولیدکنندگان اصفهان و قم به دیار کهن ایلامیان بانی “جابه جا بافی” رایج کنونی در استان شدند.

در این مجال به گونه ای موجز و مختصر به یادآوری نکاتی چند درباره بافته های داری و خصوصا گلیم برجسته ایلامی و قالی کردی ایلام خواهیم پرداخت که به حق می تواند و باید جزء صنایع دستی لحاظ گردد. تولیداتی که روزگاری رپ رپ دفتین کوبی بافندگانش زمزمه ای بود که در اغلب خانه های ایلامی شنیده می شد و فرهنگ گسترده نگاره هایش، تاریخچه ای تصویری از باورهای مردمان تمدن ده هزارساله اش می باشد و توانست در قالب کارگاههای گلیم برجسته به حیات خود ادامه دهد.

اول: درباره قالی ایلامی که منبع اصلی نقشه ها باید باشد

طبق آنچه از گذشته قالیهای ایلامی برمیآید، قالی ایلامی دستبافته ایست داری که در مناطق مختلف ایلام و در گستره تمام شهرستانهای فعلی اعم از مناطق شهری و روستایی و عشایری بافته شده و از آنجا که اغلب جنبه خودمصرفی داشته است، بافندگان ایلامی با ذوق و آزادی بی نظیری به اجرای نگاره ها و نقوش آن پرداخته اند و با وامگیری از طبیعت و اشیاء و باورهاشان، دست به خلق مجموعه بی نظیری از خلاقیت و اصالت بدوی دیار کهن ایلامیان در قالب قالیهای دستباف ایلامی زده اند که متأسفانه چندین سال است توسط خریداران دوره گرد و ساده دلی ایلامیان خریداری شده و با بازسازیش همان محصول را به بهای گزاف و توسط دلالان قالیهای آنتیک در بازارهای جهانی می فروشند که جا دارد متولیان فرهنگی استان با فرهنگ سازی در زمینه شناساندن قالی ایلامی و جا انداختن اهمیت حضور دوباره آن برای اذهان عمومی جلوی این تاراج فرهنگی هنری را از استان ایلام بگیرند.

مواد اولیه قالی ایلامی و سایر دستبافته های بومی، از پشم طبیعی دست ریس و اغلب زبری تشکیل می شود که بافندگان با شروع فصل پشم چینی دامها بعد از شستشوی پشمها و خشک کردنشان، به کار نخ ریسی دستی پشمها توسط وسیله ای ساده به نام “دوک” پرداخته و پس از آن با جمع آوری رنگدانه های طبیعی مانند روناس، پوست گردو و انار و غیره که اغلب بومی استان می باشند، به رنگرزی خامه های پشم مبادرت میکرده اند و با اینکه قالیهای بافته شده از رنگرزی سنتی مرسوم در ایلام هنگام شستشو رنگ زیادی را ظاهراً از دست می دهند، اما قالیهای ایلامی گویی ثبات رنگی همیشگی دارند.

در مرحله بعد با نخ چله ای که اغلب پشم یا پنبه می باشد، در اندازه دلخواه بر روی دار قالی چوبی یا فلزی چله کشی کرده و بعد از بستن هاف و نیم هاف بافنده به بافتن اثر مشغول می شود.
قالی ایلامی از حیث پودگذاری دارای پودهای پنبه ای بوده که با پودری معروف به “سِبِق” رنگرزی و سیاهرنگ شده و در دو مرحله با خامه های دولا و سپس سه لا پودگذاری میگشته است.

دوم: اهمیت طرح در گلیمها و قالی کردی

آنچه که دستبافته های ایلامی را از سایر همتایان خود در منطقه غرب کشور از همدان و کردستان گرفته تا کرمانشاه و لرستان متمایز می کند، اهمیت طرح در این بافته ها به معنای عام آن است که از حیث نگاره های منفرد و از منظر پیوستگی و همنشینی نقوش و از لحاظ تقسیم بندیهای کلی قالی ایرانی و گلیم ایرانی دارای تنوع بی نظیری است.
اگر چه طبق نظر عده ای از کارشناسان، شمایل این دستبافته های بومی در بعضی موارد به محصولات سایر اقوام لر و کرد در استانهای همجوار شباهتهایی دارد، با این وجود به نظر نگارنده مسلم این است که از طرفی نگاره ها در قالی و گلیم ایلام به دوران باستان نسب می رسانند و از سوی دیگر به خاطر سالها کم ارتباطی و کوتاهی در داد و ستدهای فرهنگی با سایر اقوام ایران زمین، شمایل کنونی دستبافته ها با دامنه وسیع نگاره ها و انواعش، بسیار بکر و بدوی با رگه هایی قوی از اصالت ایلامی باقی مانده است؛ و در هنر امروز این خصیصه معیاری مهم و حیاتی در امر هنری است. چرا که هنر و حرفی جهانشمول تر است که بدوی تر باشد.

کارگاههای گذشته چگونه تعطیل شدند؟

درگیری ۸ ساله جنگ تحمیلی و اهمیت و حساسیت استراتژیک استان ایلام در تمام روزهای دفاع مقدس باعث شد تا بسیاری از کارگاههای خانگی و تولیدی قالی ایلامی تعطیل شوند و گلیم بافی به صورت خودمصرفی در روستاها و بین عشایر باقی بماند. در دوران بازسازی بعد از جنگ فضا و نحوه زندگی ایلامیان به گونه ای تغییر و تحول یافته بود که جایی برای قالی ایلامی نبود و در حالی که مردم اکثراً قالیهای دستباف خود را یا به هیچ می فروختند و یا دور می انداختند، دیگر رمقی برای تولید قالی ایلامی باقی نماند و معدود تولیدکنندگان قالی ایلامی هم دست از کار کشیدند. با اظهار تأسف از این اتفاق باید بگویم خوشبختانه این امر باعث بکر ماندن طرحها و نقشه های قالی ایلامی شد که امروز می توان از آن به عنوان برگ برنده در رقابت بازار دستبافته های اصیل ایرانی استفاده کرد و می توان آن را در فهرست صنایع دستی آورده و دوباره احیا کرد.

خریدار گلیم برجسته با طرح قالی کردی

گلیم برجسته ایلامی در کنار قالی عشایری و شهری ایلام، با نقوش ذهنی باف بافندگان می تواند با اصلاحاتی فرمیک در نگاره ها، در رنگبندیهای روز بازار و با استفاده از نخهای اعلای کرک و ابریشم و پشم در ابعاد مورد تقاضای نسل جدید مشتریان و مناسب با بازارهای هدف بافته و عرضه شود؛ یقیناً هم می تواند دارای بازاری اختصاصی در یونان و بلوک شرق اروپا و حتی ترکیه خودمان باشد. در واقع اگر بتوانیم بر اساس نقشه های به جا مانده از قالیهای کردی، نقشه های جامعی برای گلیم برجسته ایلامی طراحی کرده و طبق عرف بازار هدف تولید نماییم، بی شک پاسخ خود را از استقبال علاقمندان بافته های اصیل ایرانی خواهیم گرفت.

در ضرورتش

نقشها و نگاره های شکسته و ذهنی بافته شده هیچگاه از مد افتاده و کهنه نمی شوند چرا که هر نگاره در لحظه خلق می شود و تمام نوستالژی بافنده را با ماجراهای روزانه اش به هم گره میزند. هر گلیم برجسته ایلامی با نقشه ذهنی باف اصیل استان و فرهنگ خودش، سندی خواهد بود از فرهنگی ریشه دار که خوشبختانه نمادهای فولکلوریکش از هجمه های خواسته و ناخواسته فرهنگی آسیب جدی ندیده است. چنین میراثی را می توان ثبت کرده و در فهرست مفاخر آورد.
از آنجا که نقشه ها در روند تکاملی خود از نقوش ساده هندسی و خطهای زاویه دار دوره تیموری به چنین ظرافت خارق العاده مینیاتوری رسیده اند، گلیم و قالی ذهنی باف هر تخته اش راوی تاریخچه دگردیسی و تکامل نقشها و نقشه ها در قالیهای ایرانی به شمار می آید و از این منظر که بافنده ها به صورت ذوقی و ناخودآگاه و تنها بر پایه برداشت زیبایی شناسانه شان از طبیعت و جانوران و حتی خودشان و باورهاشان دست به خلق یک نگاره هندسی شده و به شدت انتزاعی میزنند، نگاره های قالی و گلیمهای ایلامی اهمیت هستی شناسی و مردمشناسی دارد. باور نسلهای گذشته و امروز را میتوان از طریق مطالعه در نگاره های انتزاعی و شکسته در قالیها و گلیمهای ذهنی بافشان، واکاوی کرد. و قابل توجه اینکه اینها همه ارزشهای بالقوه بازاریابی خصوصاً در بازارهای اروپایی و آمریکایی به شمار می آیند.
به اعتقاد نگارنده چنانچه گلیم برجسته ایلام که بسیار زودبازده و متفاوت در بازار می باشد، با طرحهای به جا مانده از بافته های داری ایلام بافته شده و وارد بازار صنایع دستی شود، هم خلأ هویتی اش از بین می رود و به خاطر قیمت مناسب و رقابتی اش جایگاه شایسته ای در بین شیفتگان هنر بافته های داری ایرانی در سراسر جهان دست می یابد.

احیای نقشه قالی ایلامی در گرو تبدیل نقشه ها به گلیم برجسته

قبل از ورود به مقوله احیا و تولید دوباره نقشه های ایلامی در مقیاس بین المللی، باید به اشراف و جامعیت خاصی در مورد نقشها و نگاره های ایلامی دست یافت که برای رسیدن به آن ناگزیر به عبور از موارد زیر خواهیم بود:
۱- جستجوی گسترده در سطح استان برای شناسایی تمام گلیمها و قالیهای ایلامی باقی مانده! و عکسبرداری کلی و جزئی برای بررسی هر چه بهتر نقشه آنها.

۲- دسته بندی کردن طرحها در قالبهای مختلف و نامگذاری مناسب برای هر دسته از طرحها که این امر در مقیاسی توسط کارشناس محترم آقای “حیدر میرانی” و به سفارش “شرکت سهامی فرش ایران” و اداره بازرگانی وقت ایلام با وسواس و علاقه خاصی انجام شده است. آقای میرانی قالیهایی را که یافته اند موتیف شناسی تطبیقی کرده و آنها را تحت عناوینی که اغلب از تحقیقات میدانی در سراسر استان به دست آورده اند در ۲۵ طرح نامگذاری کرده است که از آنها میتوان به طرحهای سه تاجی، کندویی، تیل تیلی، آهودار، جن و پری، علمدار و آساره ای و غیره اشاره کرد.

۳- ترسیم نگاره های موجود دستبافته های ایلامی و جدا کردن نقشها و نگاره های خاص و منحصر به ایلام که در سایر قالیها و دستبافته های ایرانی وجود نداشته باشد و یا اینکه با روایت خاص هنرمندان قالیباف ایلامی بافته شده باشند و سپس ایجاد بانک نگاره های اختصاصی دستبافته های ایلام جهت استفاده در طراحی نقشه های جدید برای گلیم برجسته و قالی کردی که برآمده از فرهنگ ناب ایلام و ایلامی باشد.

۴- تهیه نخهای اعلای الوان اعم از کرک و ابریشم و پشم که دارای رنگبندی گیاهی و طبیعی باشند.

۵- در تهیه نقشه های جدید ایلامی علاوه بر دقت در اصالت داشتن موتیفها و نگاره ها باید رنگبندی نهایی طبق رنگهای روز بازار و متناسب با رنگبندی مورد استفاده در دکور داخلی منازل رنگ شوند و این مسأله مهمی در فروش تمام دستبافته های داری به شمار میآید.

۶- از آنجا که با نخهای جدید که بسیار نرم تر و نازک تر از نخهای دست ریس قدیمی می باشند، گلیم و قالی سبک تر و نازک تری به دست می آید، لذا در تولید قالی ایلامی باید تراکم و رجشمار قالی را که در نوع سنتی و آنتیک آن به ۲۵ گره در هر واحد میرسد، در قالیهای پشم به ۳۵، در قالیهای کرک به ۴۰ و در قالیهای ابریشم به ۵۰ تا ۶۰ گره در هر واحد رجشمار رسانید. باید بدانیم که اهمیت ندادن به این مسأله باعث می شود که قالی ایلامی از سایر رقبای خود در بافته های داری کشور عقب بماند. درباره گلیم برجسته با همین رجشمار فعلی – ۲۵ رج در هر شش سانت و نیم – می توان گلیمهای مرغوبی تهیه کرد و البته با بالا بردن تراکم آن به ۳۰ رج می توان بهبودش داد.

۷- گلیمهای بافته شده که فرآوریهای لازم از جمله شور و پرداخت و دارکشی و رفوی لازم روی آن انجام شده، باید به گونه ای شایسته بسته بندی شود و همانطور که می دانید کشور ما در زمینه بسته بندی همه چیز ضعیف عمل می کند و این ضعف در صنعت بافته های داری به فاجعه نزدیک است. اگر یک تخته گلیم برجسته نفیس ایلامی را که حاصل دسترنج عده زیادی از هنرمندان گمنام اما تأثیر گذار ایلامی است به نحوی شایسته بسته بندی و عرضه کنیم، به یقین تأثیر بیشتری خواهد گذاشت و به عنوان امتیازی بر سایر دستبافته های ایرانی بسیار در بازاریابی بهتر عمل خواهد کرد.

۸- و بالاخره یکی از ارکان صنعت تولید بافته های داری: بازاریابی. که این مهم باید ابتدا در سطح استان ایلام به عنوان زادگاه و شناسنامه گلیم برجسته اعمال شده و پس از یافتن پشتوانه های قطعی و نسبی در داخل استان باید به صورت بین المللی بازاریابی شود و در این بین باید کوتاه ترین راه و مسیر ممکن را تا رسیدن یک تخته گلیمفرش نفیس به دست خریدار حقیقی اش پیدا کنیم تا هم بتواند با بهایی مناسب در بازارهای هدف عرضه شده و قدرت رقابت داشته باشد و هم هزینه های اضافی واسطه ها از گرده مشتری برداشته شود.

یادآوری:

طرح یاد شده یکی از طرحهای بزرگ کارگاه گلیمفرش حیدری به مدیریت کارآفرین برتر کشور خانم “صغری حیدری” می باشد که متأسفانه تا کنون به جامه عمل نرسیده است. امید که با حمایتهای بی دریغ همه دست اندرکاران صنایع دستی که دل در گرو هنرهای سنتی این دیار دارند، چنین طرحی به ثمر رسیده و موجد همکاریهای تازه با معاونت صنایع دستی در راه کاربردی کردن آموزش، احیای کارگاههای تعطیل و نیمه تعطیل و نظام مند کردن تولید و دستمزدها، جهت دادن حمایتها به سمت حمایت از تولید و محدود کردن سیستم دلالی گردد.

Share on FacebookShare on LinkedInPin on PinterestDigg thisShare on StumbleUponFlattr the authorEmail this to someoneShare on RedditShare on TumblrBuffer this pageShare on Google+Tweet about this on Twitter