به روایت تیتر:
کد خبر: 386
منتشر شده در: ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۳۲

در ضرورت گفتمان سازی اقتصاد مقاومتی

یاسر بابایی(فعال سیاسی) – امروز یکشنبه ۲۱ روز از اردیبهشت ۹۳ گذشته، هتل زاگرس ایلام میزبان همایشی درباره بحث اقتصاد…

یاسر بابایی(فعال سیاسی) – امروز یکشنبه ۲۱ روز از اردیبهشت ۹۳ گذشته، هتل زاگرس ایلام میزبان همایشی درباره بحث اقتصاد مقاومتی است که به حق و ضرورتا باید به یک گفتمان تبدیل شود. قسمتی از بدنه علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایلام به این مهم همت گذاشته که در نفس خود و اگر صرف برگزاری یک همایش یکروزه و قرائت یکسری مقاله که اغلب فهم ناقص و ناکارآمدی از مفهوم عینی و ذهنی اقتصاد مقاومتی دارند نباشد، می تواند حرکتی در جهت فهم درست این مقوله اقتصادی تلقی شود که از سوی جامعه دانشگاهی و برای تنویر ذهن بدنه اقتصادی دولتی و غیردولتی سرمایه و کار می تواند مفید تلقی شود. از زمان پیروزی انقلاب اسلامی و خاصه در زمان چنگ هشت ساله تحمیلی، همواره مبحث مقاومت باز شده و درباره اش قلمفرسایی کرده و سمینارها و کنفرانسها برگزار شده است. اما این همه را تا کنون تئوریزه نکرده ایم و چارچوب نظری آن را استخراج ننموده ایم.

از زمانی که راهبرد اقتصاد مقاومتی توسط رهبر انقلاب تبیین گردیده و سرفصلهایی برای آن مشخص شد، برداشتهای زیاد و تعاریف گوناگونی از این مهم از شعب ابی طالب تا مرکانتلیسم عرضه شده است. ولی مانند سایر مؤلفه ها که ریشه در بنیادهای ایدئولوژیک اسلام دارد، برای درک درست این راهبرد ضروری، با استناد به متون دینی می توان مؤلفه های اقتصاد مقاومتی را تبیین نمود؛ چرا که اساس اسلام چه در جهاد اکبر و پیکار با نفس و چه در جهاد اصغر و رویارویی های داخلی و بین المللی بر مقاومت استوار است. اسلام مقاومت را تمرینی مستمر و همیشگی می داند و نه تنها در مواقع ضروری. به عنوان مثال اسلام از شما می خواهد خودتان را برای زمانی که ممکن است تصادفا در یک بیابان گم بشوید از قبل آماده کنید و نه اینکه هر وقت در بیابان گم شدید تازه آن موقع به فکر مقاومت بیفتید. با این راهبرد اگر ملتی در تنگنایی قرار بگیرد توان مقابله با موقعیت ناخوشایند را دارد و اجازه نمی دهد تحت شرایط ضعفش دشمنان از آنها سوءاستفاده بکنند. با این تمثیل می توان نتیجه گرفت که اقتصاد مقاومتی، گزینه ای برای زمان تحریم و تضعیف نظام نیست بلکه یه روش در اقتصاد است که باید صورت بندی شده، دال مرکزی آن شناسایی گردیده و تبدیل به یک گفتمان قابل اجرا و قابل صدور شود.

 

در تبیین اقتصاد مقاومتی باید چهار عامل کلی و محیطی را در نظر داشته باشیم:

الف- پارامتر اول عاملیت مردم در اقتصاد مقاومتی است. مردم در این گفتمان از آغاز تا پایان عاملیت دارند و باید به صورت جدی در اقتصاد هم شرکت داده شوند و هم توانمند گردند. بار اصلی بر دوش مردم است و تمام این سیاستگذاریها برای آنهاست.

ب- دومین عامل همکاری بین بخشی است و باید نیروها و گروههای داخلی مجاب شوند که با همکاری بین بخشی می توان این پیکره را به انسجام رسانیده و از موازی کاریها و تقابل منافع متعارض کاسته و بخشهای مختلف یک کل واحد را در یک مسیر هدفمند به مقصدی مشخص شده برسانند.

ج- سومین پارامتر بحث خوداتکایی است. که بیشتر این عامل به کارگزار بودن مردم بستگی دارد. در اقتصاد مقاومتی باید کارگزار مردم باشد چرا که اساسا کار برای مردم است و تمام این محاسبات و راهبردها برای مردم قرار است که نتیجه بخش باشد. برای خوداتکایی باید مردم توانمند بشوند؛ هم از بعد فنی و آموزشهای مهارتی و هم از بعد ذهنی و محیط روانی. باید به مردم درک درست و واقع گرایانه ای از اوضاع آموزش داده شود تا آنها هم بپذیند که در چنین شرایطی باید به این شیوه اقتصادی عمل نمود. و این مرحله سخت ترین مرحله تاثیرگذار در کارآمدی اقتصاد مقاومتی است و اگر چه ممکن است در این مرحله تا مردم توجیه شوند بارها اعتمادشان به این راهبرد از بین برود اما باید هربار این اعتماد را دوباره ساخت و با آموزش و تبلیغات، ذهن آنها را برای به انجام رساندن این ضرورت راهبردی توانمند ساخت.

د- آخرین مورد مدیریت تولید، توزیع و مصرف است که باز هم در تمام این مراحل و خصوصا در مقوله مصرف، مردم عاملیت داشته و حضور هوشمندانه و توانمندشان ضروری است.