به روایت تیتر:
کد خبر: 3800
منتشر شده در: ۳ مرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۲۰

نیما معماریان «کالیو» را منتشر کرد

ایلامی‌ها – مجموعه شعر «کالیو» اثر نیما معماریان توسط نشر مایا منتشر شد.

شاید بهتر باشد اینطور بیان شود… نیما معماریان، متولد اول فروردین سال ۶۶ است، صادره از تهران. فوق لیسانس مهندسی عمران دارد اما زندگیش در شعر خلاصه می شود… ۶ کتاب در حوزه ی شعر آزاد دارد و برای نزدیک تر بودن به فضای ادبیات از کارگاه ها و شرکت های عمرانی فرار کرده و نشسته است پشت یکی از میزهای انتشاراتی به نام مایا…
 
در ادامه گفت و گوی تیتر برتر با شاعر مجموعه ی کالیو را می خوانید:
 
(کالیو) عنوان کتاب تازه ی شماست که در مدتی کوتاه به چاپ دوم رسید. علت این اتفاق خوشایند از نگاه شما؟ 
 
موفیقت کالیو_ بعد از لطف خدا_ به چند مسئله مربوط می شود، اولین اتفاق فضای متفاوت کالیو با دیگر آثار چاپ شده‌ی بنده است چه از لحاظ فرمی و چه از لحاظ محتوا. دومین مورد شاید این باشد که از سال ۹۳ تا ۹۶ مجموعه ی تازه ای را در کارنامه خود نداشتم و فقط کتاب های پیشینم تجدید چاپ شدند. سوم، مهر و محبت عزیزان و همراهانی که همیشه سایه ی شان را بر سرم حفظ کرده اند یا همان مخاطبین نیما معماریان؛ و چهارم پوشش خبری مناسب خبرگزاری های متعدد و مهرشان به کالیو.
 
چرا کالیو؟
 
خب، پاسخ به این سوال برایم سخت تر از چیزی ست که فکر می کنید… اگر مروری بر کتاب های پیشین داشته باشیم متوجه خواهیم شد که به گونه ای واژه ی دیوانه و یا حالتی از دیوانگی در نام و محتوای کتاب وجود دارد که البته تعبیر و تعریف من از دیوانگی هم متفاوت است… کالیو هم تیر تازه ای است در این راستا، و شاید این تضاد به دل نشسته باشد، اینکه کلمه ای آرکائیک روی جلد مجموعه شعری آزاد(مدرن) بنشیند. و چه بهتر که آن کلمه فارسی باشد آن هم به معنایی دیوانه، سرگشته و حیران… در کل می توان اینطور گفت که کالیو، به شدت خودِ نیما معماریان است، حالا چه بد و یا چه خوب…
 
شعر جوان امروز از نگاه و نظرگاه شما چه آسیب هایی دارد؟
 
اساسا نمی توان این بحث ها را به تمام شاعران جوان نسبت داد چون تعدادی از آنان در حال کار و تلاش هستند که کاملا قابل دفاع و احترام اند. این قسمت از صحبت من با توجه به کار در حوزه نشر شعر و داستان شکل می گیرد چون به واسطه ی شغلم، ارتباط وسیعی با این دست از عزیزان دارم، بیشترین مشکل دوستان جوان عدم مطالعه است این که هنوز در شعر فقط روایتگرند و نمی خواهند کمی جای پایشان را عوض کنند و از زاویه های مختلف به سوژه بپردازند، بنابراین کشف و شهودی هم در کارهایشان به چشم نمی خورد و جالب تر اینجاست که بعضی از آنان حتی شاعران معتبر کشور را هم نمی شناسند… قالب های شعری و یا زیر شاخه هایش را به درستی نمی شناسد، از ادبیات پیشین کشور هم به بیان نام چند شاعر بسنده می کنند. به شرکت در جلسات و کارگاه های ادبی هم اعتقادی ندارند… بنابراین موارد مختلف و گوناگونی را نمی دانند و حتی به آن ها فکر هم نکرده اند که البته با رد شدن آثارشان در بخش کارشناسی انتشارات، به فکر فرو می روند، آدرس چند جلسه ی ادبی و نام چند کتاب و شاعر را می پرسند و می روند، که امید است که به پیشرفت شان کمک کند.
 
بر اساس برخی دیدگاه ها و تصورات شعر امروز نسبت به ادبیات داستانی مخاطبان کمتری دارد. نظر شما چیست؟ 
 
خب با نگاهی به بازار ادبیات می توان به این مورد رسید که ادبیات داستانی مخاطب بیشتری نسبت به شعر دارد، که البته از نظر من اصلا نباید مورد قیاس قرار بگیرید… درست است که ادبیات داستانی اتفاقی را بررسی می کند و برای خلق آن باید در بند بند کلمات زندگی کرد اما بانگاهی دیگر، شعر  بیان لحظه ی شاعر است، و شاعر آنی را بیان می کند که زیسته است، بنابراین مخاطب های خاص خود را دارد. من هم داستان کوتاه و رمان نوشته ام و مدتی است که در کشوی میزم خاک می خورد، شاید هم روزی چاپ شوند اما به شخصه و برای کار خودم نمی توانم داستان را به شعر ترجیح دهم…
 
این روزها فضای شعر و ادبیات به فضاهای مجازی کشیده شده و این امر بر انتشار کتاب به صورت معمول و سنتی تاثیرات فراوان گذاشته. آیا میزان استقبال از کتاب ها با توجه به مقوله ی فضای مجازی کم رنگ نشده؟
 
قطعا با تولد و حضور شبکه های اجتماعی مختلف، خرید کتاب  با استقبال کمتری رو به رو شده است و از سمت دیگر هزاران  نویسنده به وجود آمده، اما نه برای مخاطبین جدی ادبیات. من با فضای مجازی مخالف نیستم چون آن هم تریبونی‌ست بسیار مهم برای ارتباط با آن دست از مخاطبین، اما برایم اتفاق جدی یا رسمی به حساب نمی آید بیشتر شبیه ویترینی ست برای معرفی، چون شما می توانید از صفحه مجازی خود فلان شعر یا بریده ای از داستان‌تان را حذف کنید اما از کتاب خیر…
 
نظرتان درخصوص شعر مجازی و شاعران لایکی چیست؟
 
و در رابطه با پاسخ به بخش دوم سوال هم باید بگویم که این اتفاق ها موقتی ست، یا می توان اینطور گفت که داری دوره ای خاصی است و  همه چیز با گذر زمان ثابت می شود و این وسط اتفاقی که بیشتر از هر چیزی صدمه می خورد شعر است و مخاطبینش
 
سخن پایانی نیما معماریان؟
 
حرف خاصی نیست جز تشکر از شما و آرزوی بهروزی و پیشرفت برای تک تک عزیزانی که در راستای ادبیات قلم و قدم می زنند.
Share on FacebookShare on LinkedInPin on PinterestDigg thisShare on StumbleUponFlattr the authorEmail this to someoneShare on RedditShare on TumblrBuffer this pageShare on Google+Tweet about this on Twitter

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.