به روایت تیتر:
کد خبر: 2525
منتشر شده در: ۱۳ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۰۳

مشارکت زنان در استان ایلام «سیاسی» نیست

ایلامی‌ها – تنها مولفه‌ای که در مشارکت زنان استان ایلام به چشم نمی‌خورد «سیاسی» بودن آن است. مشارکت زنان در ایلام، نه ارادی، نه خودجوش و نه آگاهانه است. زنان اگر معنای واقعی مشارکت سیاسی را بدانند با احساس مسئولیت و درک بیشتر وارد آن خواهند شد و آزادانه و خودجوشانه پای در آن خواهند گذاشت. این کنش زمانی به مولفه سیاسی متصف خواهد شد و در هر دو سطح توده‌ای و نخبگی به طور واقع حضور فعال داشته باشند.

مصاحبه اختصاصی ایلامی‌ها با دکتر فرامرز میرزازاده، از اساتید برجسته علوم سیاسی در کشور و استان ایلام.

دکتر میرزازاده، استاد علوم سیاسی
دکتر میرزازاده، استاد علوم سیاسی

ایلامی‌ها : این روزها با بالا گرفتن تب انتخابات، بسیاری از صاحبنظران به مشارکت سیاسی مردم می پردازند. شما به عنوان استاد علم سیاست نظرتون چیه؟
مشارکت جزء مقولاتی است که هر «جامعه»ای، خواه غریزی و خواه عقلانی، درگیر و مبتلا به آن است. تعاون و همکاری در امور فرافردی، از زندگی جمعی حیوانات غیرناطق گرفته تا انسان صاحب «نطق»، مستلزم مشارکت بوده است. این حالت اولیه و وجه مشترک هر موجود ذی‌حیاتی است که حداقل برای طول عمر بیشتر بدان پایبند است.
ایلامی‌ها : مشارکت سیاسی چطور؟
در مشارکت سیاسی مساله «جهت» را داریم. انسان بنا به «نطق» و عقل خود دارای هدف و جهت است و به‌نسبت زیادتری نیاز به مشارکت دارد؛ علی‌الخصوص اگر اهداف والاتری در میان باشد. شاید به همین دلیل بود که ارسطو انسان را حیوان «سیاسی» خواند تا نشان دهد که مشارکت در امور اجتماعی، به دلیل عقلانی و ارادی بودن، از بار معنایی و آثار عینی به‌مراتب وافری برخوردار است.

ایلامی‌ها : از حیث مفهومی واژه مشارکت به معنای شرکت داشتن، همکاری و حضور داشتن در کاری، امری یا فعالیتی جهت بحث و تصمیم‌گیری، چه به صورت فعال و چه به صورت غیرفعال، است. درس است جناب دکتر؟
در مجموع، جوهره اصلی مشارکت را باید در فرایند درگیری، فعالیت و تاثیرگذاری دانست. بر این اساس، مشارکت سیاسی نیز عبارت است از آن دسته فعالیت‌های ارادی و اختیاری که اعضای یک جامعه در آن مشارکت می‌کنند تا به وسیله آن در انتخاب حاکمان و سیاست‌مدران شرکت کنند. دایره‌المعارف علوم اجتماعی مشارکت سیاسی را چنین تعریف کرده است: فعالیت داوطلبانه اعضای جامعه در انتخاب رهبران و شرکت مستقیم و غیرمستقیم در سیاست‌گذاری عمومی. نکته مهمی که در پیرامون مسأله مشارکت سیاسی مطرح است این است که بایستی آگاهانه، خودجوش، سازمان‌یافته، آزادانه و مبتنی بر علایق فردی، گروهی و صنفی باشد.
ایلامی‌ها : آیا این تعاریف در جامعه زنان ما که بیش از ۵۰ درصد از مردم هستند ما به ازا دارد؟ اصلا مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان را در ایران و ایلام با تعارف خودتان منطبق می دانید؟

نه متاسفانه. از همان اوانِ رواج مباحث زندگی جمعی و اجتماعی شاهدیم که چگونه زنان از عرصه مشارکت سیاسی کنار گذاشته شده‌اند. نه تنها در جوامع شرقی، بلکه در مرکز فلسفه و عقلانیت نیز زنان جایگاهی در امور «شهری» نداشتند. در یونان باستان، زنان همانند بیگانگان و بردگان در تصمیم‌گیری‌های مربوط به دولت-شهر حضور ندارند؛ عرصه کار و فعالیت آنان محدود به خانواده و امور اقتصادی و مدیریت بردگان است تا مردانشان بتوانند با فراغ بال به امور شهر بپردازند. افلاطون تلاش کرد این نگرش نسبت به زنان را تغییر دهد اما با فلسفه ارسطو مجدداً پایدار ماند.
ایلامی‌ها : ولی در دوران معاصر زنان اوضاع بهتری در غرب دارند؟
عجله نکنید. محدود و محصور کردن فعالیت زنان به حوزه خصوصی تا قرون ۱۷ و ۱۸ همچنان به قوت خود باقی بود؛ هر چند تک‌چهره‌هایی گاه‌به‌گاه در نقاط مختلف یافت می‌شد که می‌توانست ظرفیت و استعداد زنان را در مشارکت و اثرگذاری اجتماع – سیاسی نشان دهد. تلاش برای بیرون کشیدن زنان از عرصه خصوصی و تعریف جایگاه در عرصه عمومی برای آنان اقدامی رادیکال و براندازانه تلقی می‌گردید؛ تلاش جان استوارت برای تعریف حقوق برابر برای زنان از این منظر قابل توجه است. با این حال، حق مشارکت سیاسی زنان تا همین اواخر نادیده گرفته می‌شد و همچنان در بیشتر جوامع خاورمیانه زنان جایگاهی در عرصه اجتماعی و بخصوص سیاسی ندارند.
ایلامی‌ها : در ایران حق مشارکت سیاسی زنان را چطور می بینید؟
شرایط در جوامع اسلامی و ایران از لوازم و موانع خاصی برخوردار است. اگر دقیق‌تر بشویم آموزه‌های اسلامی متناسب با تفاسیر علما هم مانع مشارکت زنان و هم لازمه آن در فعالیت‌های سیاسی است. با این وصف، حضور زنان را در سیاست ایران می‌توان در دو سطح مورد توجه و تحلیل قرار داد: الف) سطح توده‌ای که در موارد ذیل نمود بیشتری یافته است؛ ۱- شرکت در فرآیند انقلابی، ۲- شرکت در انتخابات ادواری، ۳- شرکت در تظاهرات و راهپیمایی، ۴- شرکت در انجمن‌ها و گروه‌ها، و ۵- شرکت در فعالیت‌های بسیج و جنگ تحمیلی. ب) فعالیت در سطح نخبگان که در این موارد قابل توجه و بررسی‌اند؛ ۱- عضویت در مجلس قانون‌گذاری، ۲- شرکت در سطوح بالای تصمیم‌گیری‌های دولتی و بخش خصوصی، و ۳- مشارکت در فعالیت‌های قوه قضائیه.
ایلامی‌ها : به نظر نمی رسد که این موارد مشارکت سیاسی زنان را به استاندارد لازم برساند آقای دکتر؛ خصوصا در بحث انتخابات مجلس.
تا حدودی حق با شماست. آمارها و بررسی‌ها نشان می‌دهند که بین مشارکت زنان و مردان ایران در سطح توده و حضور در پای صندوق‌های رأی تفاوت چندانی وجود ندارد اما نابرابری سطح مشارکت آنان در سطح نخبگان و در کاندیدا و انتخاب شدن مشهود است. در سطح نخبگی گرچه اندک نماینده زن در مجلس حاضر بوده‌اند لکن نقش و مشارکت آنان در همان حد نمایندگی مسکون باقی مانده است. در بعد اجرایی و سپردن مناصب مدیریتی زنان ایرانی بیشتر نقش تزئینی و دکوراسیون دارند؛ انتخاب می‌شوند تا نشان داده شود که به زنان اهمیت داده می‌شود. به همین خاطر، عمده نقش‌های واگذار شده به آنها از حد معاونت‌ها فراتر نمی‌روند. احمدی‌نژاد در دولت دهم، طبق سنت ساختارشکنانه خود اما نه بر معیار احترام به حق زنان، وزیر زن انتخاب کرد اما دیدیم که چطور تا آخر همان دولت هم دوام نیاورد.
ایلامی‌ها : این عدم باور در بین خود مردم هم وجود دارد.
بله. در سطح توده‌ای طنز قضیه این است که زنان، هر چند در سطوح پائین‌تر مشارکت مانند حضور در پای صندوق‌های رأی فعال‌تر عمل می‌کنند، اما زنان کمتری به مجلس راه یافته‌اند؛ به عبارتی، زنان نیز کمتر به کاندیداهای زن رأی داده‌اند.
ایلامی‌ها : بله متاسفانه.
پیرو همین شرایط کلی در ایران، مشارکت سیاسی زنان ایلام نیز قابل بررسی است. یعنی می‌توان سطح مشارکت آنان را در دو سطح توده‌ای و نخبگی مورد تحلیل قرار داد. اما از لحاظ شکل مشارکت، و به خصوص محتوای نگرش زنان به مشارکت سیاسی در استان ایلام مولفه‌ها متغیرهایی ذی‌دخل‌اند که بار معنایی «سیاسی» بودن مشارکت‌های زنان را بی‌اعتبار می‌سازد. اینجا صرفاً تجربه یک دهه‌ای و دیدگاه خود را مطرح می‌کنم و طبیعی است که برخی از صاحب‌نظران و حتی مردم عادی منطقه این دیدگاه را را قبول نداشته باشند و امید دارم با استدلال نقد کنند.
ایلامی‌ها : در بعد کشوری یا استان ایلام؟
به هر دو خواهم رسید. بنابر آمارهای منتشر شده تا دوره نهم انتخابات مجلس شورای اسلامی کسی از جنس زنان در سطح نخبگی حتی برای کاندیدا شدن جرأت و جسارت مشارکت نداشته است. تنها در دوره نهم است که دو نفر با احراز صلاحیت وارد کارزار رقابت سیاسی شدند و قاعدتاً نتوانستند به مجلس راه یابند. در دوره حاضر، یعنی دوره دهم، متناسب با افزایش کلی متقاضیان ثبت نام، بر تعداد زنان متقاضی نیز افزوده شد و در مجموع به هفت نفر رسید. طبعاً همانند بقیه مناطق در استان ایلام نیز زنانی وجود دارند که در سطوح مختلف اجرایی محلی و دولتی حضور و حتی نقش داشته باشند اما این‌گونه پست‌های مدیریتی و اجرایی از همان منظر تزئینی فراتر نمی‌رود. انصاف این است که اذعان کرد در سطح توده‌ای مشارکت سیاسی زنان در استان ایلام خیلی گسترده و مستمر بوده است. اما نکته این‌جاست که شکل و محتوای این نوع مشارکت «سیاسی» نیست.
ایلامی‌ها : لطفا بیشتر توضیح بدهید که چرا می گویید شکل و محتوای مشارکت زنان در ایلام «سیاسی» نیست؟
مشارکت زنان استان ایلام در عرصه عمومی تابعی است از متغیرها و مولفه‌های «دیگر»؛ چون عرصه حضور زنان در ایلام منحصر در حوزه خصوصی، و به عبارت دقیق‌تر، منحصر به مشارکت در جمع آشنایان و هم‌عشیره‌ای‌هاست. حال سئوال این است، اگر چنین است پس چرا در سطح توده‌ای مشارکت‌ها گسترده و مستمر است؟ جواب دادن به این سئوال، یعنی تبیین «سیاسی» نبودن آن. به منظور پاسخ به سئوال فوق ذیلاً متغیرهای عمده اثرگذار بر مشارکت زنان استان ایلام بررسی می‌کنیم:
۱- فرهنگ ایلی – عشیره‌ای: فرهنگ سیاسی خود تابعی از فرهنگ عمومی است و فرهنگ عمومی ایلام نیز عمدتاً از تعصبات ایلی – عشیره‌ای متأثر است. هرچند تحولات مدرن، افزایش سواد و آگاهی، گسترش مراکز آموزشی و ارتباط با مناطق دیگر ایران و جهان باعث تحول عظیم در جهان‌بینی مردم این منطقه شده است اما بن‌مایه عقلانیت، تفکر و کنش همان عصبیت عشیره‌ای است. کنش و فعالیت جمعی در همین چارچوب اجرا، و معنا می‌یابد. بدین ترتیب، عمده مشارکت زنان استان برای تکمیل چرخه عصبیت عشیره‌ای صورت می‌گیرد. از این حیث، زنان نه از روی اراده و اختیار، بلکه بر اساس الزام عشیره‌ای برای انتخاب کردن کاندیداها اقدام می‌کنند؛ برای تقویت توان رقابت ایل و عشیره خود با دیگر ایلات و عشایر است که مشارکت دارد؛ در حمات از خواست و اراده ایل، بزرگان آن و در نهایت مردان خود هست که فعالیت و کنش دارد. اگر چند کاندیدا از ایل خود متقاضی رأی وی باشد اینجا فرد نزدیک به حلقه عصبیت تقدم می‌یابد.
۲- متغیر دیگری که خود متأثر از همان مولفه عصبیت فوق است و البته غلیظ‌تر، و در نتیجه اثرگذارتر برای مشارکت؛ پدران و شوهران می‌باشد. ساختار فرهنگ ایلی – عشیره‌ای باعث شده است که دختران تا زمان ازدواج مطیع پدران و بعد از ازدواج در قید شوهران خود باشند. همان‌گونه که شوهران دختران را پدارنشان انتخاب می‌کنند سمت و جهت مشارکت زنان را پدران و شوهران تعیین می‌نمایند. جایی که زن بدون اذن پدر یا شوهر حق هم‌کلامی با غریبه‌ها را ندارد نمی‌تواند حق انتخاب شوهر یا نماینده را داشته باشد. گرچه این ساختار فرهنگی و تعیین کننده کنش زنان ایلامی در اثر گسترش آموزش و آگاهی به‌حق در حال فروپاشی است لکن تا فروریزی کامل آن زمان درازی در پیش است.
۳- بخش اعظم رفتار زنان را می‌توان ناشی از مولفه و متغیر دیگری دانست که فردی‌تر و درونی‌تر است؛ عامل روان‌شناختی. گذار از عقلانیت عشیره‌ای این ناهنجاری رفتاری را موجب می‌شود ک فرد رهیده از قید سلطه مردان عشیره رفتار «انتحاری» از خود بروز دهد. چنین فردی، در سطح نخبگی، به دنبال دست‌یابی به بالاترین پست سیاسی ممکن است. وی تلاش می‌کند نشان دهد که تا به حال در حقش جفا شده است. بنابراین، به صورت آرمانی به اقداماتی دست می‌زند که برایند آن از پیش معلوم است. هر چند هستند افرادی که دارای برخی تخصص و استعداد در این امر خطیرند و لذا از روی آگاهی وارد این عرصه می‌شوند اما اکثریت بقیه بدون آگاهی و عمدتاً از روی هیجانات، و برای تسکین سرکوب تاریخی «دیگران» فوق‌الذکر وارد کارزار انتخابات می‌شوند.
ایلامی‌ها : از این جهت می توان گفت که مشارکت سیاسی زنان در استان ایلام «سیاسی» نبوده است؟
بله. تنها مولفه‌ای که در مشارکت زنان استان ایلام به چشم نمی‌خورد «سیاسی» بودن آن است. بنابر تعریفی که از مشارکت سیاسی در ابتدای بحث ارائه کردیم، مشارکت زنان در ایلام، نه ارادی، نه خودجوش و نه آگاهانه است. اما متناسب با شرایط محیطی وجه جمعی، گروهی و سازمان‌یافتگی آن به‌غایت پررنگ می‌باشد. فرهنگ سیاسی در استان ایلام تابعی از فرهنگ عشیره‌ای است که در حال گذار به فرهنگ عقلانی است. اگر معنای واقعی مشارکت سیاسی را بدانند با احساس مسئولیت و درک بیشتر وارد آن خواهند شد و آزادانه و خودجوشانه پای در آن خواهند گذاشت. با این حال، وجه فرهنگی، فردی و روان‌شناختی مشارکت در بین زنان ایلام آن‌چنان بارز و اثرگذار است که نمی‌توان بدان وصف «سیاسی» الحاق کرد. زمانی به مولفه سیاسی متصف خواهد شد که زنان با نظر، اراده و خواست خود در امور اجتماعی – سیاسی مشارکت نموده و در هر دو سطح توده‌ای و نخبگی به طور واقع حضور فعال داشته باشند.
ایلامی‌ها : چه زمانی این آرزو محقق می شود؟
چنین کنش و فعالیتی زمانی محقق خواهد شد که زنان ایلامی نخست از قید سلطه فرهنگ عشیره‌ای رهایی یابند، سپس مغلوب «منیّت» و غرور کاذب و آرمانیِ ناشی از تاثّرات آموزش مدرن نشده و واقع‌بین و عقلایی عمل نماید و در نهایت، از حسادت زنانه خود آگاهی و بر آن کنترل داشته باشند. همه این‌ها شدنی است و زنان ایلام در همین جهت، هرچند به آرامی، گام برمی‌دارند.
ایلامی‌ها : تصورتان برای محقق شدن این کنش سیاسی و آگاهانه زنان چه زمانی است؟
واقعیت این است که تا به امروز ما شاهد حضور آگاهانه، مطالبه‌گرایانه و جهت‌دار و هدف‌مند زنان ایلامی در عرصه سیاسی نبوده‌ایم و تصور نمی‌کنم به این زودی‌ها چنین زنان ایلامی به آگاهی سیاسی و در نتیجه انتخاب جهت دار دست یابند. بدین ترتیب انتظار چندانی نمی‌رود که زنان ایلامی برای نشان دادن بلوغ و آگاهی سیاسی خود با خانم سارا فلاحی که در دوره دهم به مرحله دوم رقابت انتخاباتی مجلس راه یافته، همراهی و همگامی کنند.