به روایت تیتر:
کد خبر: 2420
منتشر شده در: ۳۰ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۵۹

سؤال مهم از کاندیدها: چرا میخوای مجلس بری؟

ایلامی‌ها – محمد نقدی: آیا قبل از کاندید شدن فکرهاتان را کرده‌اید؟! نکاتی درباره علل کاندید شدن برخی افراد برای انتخابات مجلس شورای اسلامی

آیا قبل از کاندید شدن فکرهاتان را کرده‌اید؟!

نکاتی درباره کاندید شدن افراد برای انتخابات مجلس شورای اسلامی

مقدمه
ایلامی‌ها – بهانه این یادداشت، شنیدن اخبار انتخابات پیش روی مجلس شورای اسلامی ایران و مطلع شدن از کاندید شدن بسیاری اشخاص در استان ایلام است که بسیاری از افراد اهل تأمل و تعقل را به تفکر وا می دارد که دلیل یا دلایل کاندیداتوری بعضی افراد برای انتخابات چیست!؟
البته واضح است که طبق قانون هر آنکه شرایط کاندیداتوری (از جمله اعتقاد و التزام عملی به نظام جمهوری اسلامی ایران، ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل ولایت مطلقه فقیه، داشتن حداقل مدرک کارشناسی ارشد یا کارشناسی با ۵ سال سابقه خدمت اجرایی، سلامت جسمی، حسن شهرت و حداقل ٣٠ و حداکثر ٧۵ سال تمام سن) را داشته باشد می تواند ثبت نام کند و حق طبیعی افراد است. اما سوال این است که در تخیلات و افکار بسیاری از این افراد چه می گذرد و بر پایه چه معیار و پشتوانه‌هایی، اغلب با کوهی از اعتماد به نفس، خود را برای کار مهمی مانند نمایندگی مجلس نامزد می کنند!؟ پول، شهرت، سابقه مدیریتی، عملکرد خوب، توانایی اجرایی، پشتوانه طایفه ای، افکار و ایده های خوب، قدرت سیاسی و یا چه؟!
قبل از ادامه، لازم است گفته شود که هر چند که از واژگان و اصطلاحات زیادی در این نوشته استفاده می شود که در واقع بسیاری از آنها نیاز به تعریف دارند و سعی هم می شود تا حد ممکن روشن شوند اما درغیراینصورت همان تعاریف مرسوم و متداول معتبرند. همچنین، در اینجا سعی به برجسته کردن واقعیات موجود با تاکید بر نکات منفی و خصلت های نکوهیده به هدف اصلاح آنهاست به امید رفتن به سمت انتخابهای بهتر و داشتن جامعه ای انسانی و پیشرفته تر.

خلاصه و نکات کلیدی
مجلس جایگاه قانونگذاری و نیز نظارت بر کار دولت است و توانایی اجرایی چندانی ندارد. مجلس نمایندگان در ایران دارای نقاط قوت و عیب هایی با توجه به وضعیت و شرایط مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در کشور ایران است که این نکته در اینجا نیز مورد توجه خواهد بود. هر چند که شرایط کاندیداتوری نمایندگان مجلس بطور رسمی اعلام شده است اما بنظر می رسد که بعضی حتی با وجود داشتن این شرایط اولیه، شایستگی نمایندگی مجلس را ندارند. قوانین موجود در این زمینه ها نیز بنظر دقیق و کامل نباشند و بتوان با راهکارهای درست حداقل بعضی محدود کنندگی¬های بنظر سلیقه ای را اصلاح نمود. دلایل کاندیدشدن افراد مختلف برای نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی نیز متفاوت است؛ اینکه پایه های اعتماد به خود برای کاندیداتوری چیست نیز گوناگون اند و نیاز به تحقیقات بی طرف و جدی دارند و در اینجا هم سعی می شود مواردی حتی المقدور با دلیل بیان شوند. مردم بر چه اساس و اصولی به کاندیدای خاصی رای می دهند و درستی و نادرستی آن معیارها و راه های به سمت تصمیمات منطقی و معقول‌تر عامه مردم نیز در اینجا اندکی مورد بحث قرار می گیرند. اینکه کاندید و نماینده مطلوب و شایسته چه ویژگی ها و شرایطی می تواند/بایستی داشته باشد و چه اختیاراتی دارد و یا چه اقداماتی می تواند انجام دهد نیز مورد توجه است.

از نقاط ضعف نمایندگان بویژه از استان ایلام در مجلس مواردی بیان می شوند و با توجه به مشکلات منطقه و استان ایلام سعی می شود چند نکته ای که به ذهن می رسد برای بهبود شرایط و بعنوان راهکار ارائه شود. از وظایف نخبگان و افراد آگاه جامعه، از جمله بی تفاوت نبودن به چنین اموری، تنویر افکار عمومی و دوری ننمودن از انتخابات ها نیز بحث می شود و همچنین از وظایف و کارهایی که دولت و در کل حکومت می تواند برای بهبود انتخابهای مردم و داشتن مجلس بهتر انجام دهد نیز نکاتی مورد توجه قرار می گیرند.

واقعیاتی موجود از علل کاندیداتوری
واقعیت این است که قانونگذاری و نظارت بر کار دولت و رسیدگی و پیگیری امور و مسائل مربوط به حوزه انتخابیه و مردم آن از کارها و اختیارات جاری نمایندگان مجلس است. اما چرا بعضی در هنگام تبلیغات پا را از این حدود هم فراتر می گذارند و برای ورود به مجلس وارد حوزه اجرائیات با ادعاهای اجرایی فراوان نیز می شوند؟! قبل از پرداختن به این، در مورد این نکته مهم که علت اعلام کاندیداتوری عده زیادی برای نمایندگی مجلس بدون تأمل و تحقیق جدی در توانایی ها، قدرت و جسارت خود از یک طرف و اختیارات آتی نمایندگان مجلس از طرف دیگر و طرح مسائل عامه پسند چیست؟ اصولا چه معیارهایی برای انتخاب نمایندگان بجز آنچه در قانون رسمی کنونی آمده است باید از دید بی طرف و منطقی ملاک مهم باشند؟ فکر و علم و دانایی، نفوذ موثر، قدرت اقتصادی یا سیاسی، جایگاه مردمی و … یا چه؟‌ از طرفی دیگر، مردم نیز بر چه پایه و طبق چه اصول و معیارهایی برای انتخاب نماینده تصمیم می گیرند؟ و آیا تصمیمات آنها بر پایه های معقول و منطقی است؟ اگر آری چرا و اگر نه راه حل روشن و آگاه نمودن آن قشری که برپایه های ناصواب تصمیم می گیرند چیست و همچنین وظیفه افراد آگاه و نخبگان جامعه از یک طرف و دولت و حکومت از طرف دیگر در این موارد چه می تواند باشد؟
اینکه چه چیزهایی در جامعه و بطور عملی ارزش شده اند سوال است و واقعیت هم این است که مردم بیشتر بر پایه تصورات و افکار خود و ارزشهایی که برای آنها مهم هستند تصمیم می گیرند؛ اما در این میان، احساسات و سلیقه و مسائل جانبی دیگر نیز وجود دارند و جای تأمل و بررسی بیشر هستند. اینکه آیا این واقعیات با حقایق و معیارهای عقلی و علمی و یا تعالیم دینی و آنچه در واقع درست است همخوانی دارند جای سوال است. واقعیت این است که آنچه دهه ها و بلکه سده های اخیر فرهنگ و رسومات و فکر و عمل مردم ایران را ساخته است لزوما بر چارچوبهای درست و عقلانی و علمی و حتی با باورها و تعالیم صحیح دینی مشترک نیز همخوانی چندانی نداشته اند که می توان نمونه های مختلف از سیاست تا فرهنگ و اجتماع و اقتصاد را در تایید این ادعا حداقل در سده اخیر مثال زد. در اینجا نیز واقعیاتی موجود با نگاه به ایلام بیان می شوند اگر چه بنظر، کلیت در تمام کشور هم کم و بیش همین باشد.
دلایل اظهاری کاندیداهای نمایندگی مجلس اغلب کمک به پیشرفت حوزه انتخابیه و پیشرفت و اشتغال جوانان و امور مختلف مردم آن، داشتن افکار و ایده ها و توانایی های اظهاری فراوان، بیان اینکه جسارت و جربزه زیاد دارند و فکر می کنند که می توانند بسیاری از عیب های جاری را بدرستی تغییر دهند، تبعیض هایی که در مقایسه با مناطق دیگر کشور می بینند را برطرف کنند، اینکه می گویند نمایندگان قبلی غالبا کم کار بوده اند و یا ناشایسته و یا به قول جمله معروفی که قبلا می گفتند فلان نماینده وقت صحبت خود را فروخته است! و اینکه اینان مظهر خوبی های فراوان برای استان خواهند شد و غیره! تا اینجا بنظر خیلی از صحبتها و ادعاها کلیشه ای، تکراری و مشترک غالب کاندیداها است و حرفهای اولیه هم کم و بیش مشابه اند.
اما دلایلی که مردم به این افراد رای می دهند نیز در استان ایلام متغیر است. دلایل ایل و طایفه ای نیز مانند بسیاری از مناطق کشور کم و بیش وجود دارند اگر چه کمرنگ تر از گذشته شده اند ولی در مواقعی همین پشتوانه های ایلی و طایفه ای اثر گذار اصلی می شوند. اینکه کدام نمایندگان، به قول مردم، مردمی هستند! و در بین مردم و مراسمات و فاتحه خوانی و مجالس مختلف حضور دارند نیز مورد دیگر و جای تأمل و بحث جدی است. اینکه کدام کاندیدا و نماینده احتمالا قول محکم تری برای اشتغال فلان کس و قوم و فامیل و آشنا ارائه دهد و یا برای گروهی از رای دهندگان مفید واقع شود، نیز از فاکتورهای مهم است! نفوذ در سیستم، یا به اصطلاح عام پارتی داشتن و به عبارت محترمانه تر، قدرت اجرایی و شناخته شده بودن نیز از فاکتورهای مهم رای دادن به افراد خاص است. اینکه کدام کاندید پول و قدرت بیشتری دارد و احیانا می تواند به عده ای کمک کند حتی اگر شیرینی، نهار یا شامی و یا پرداخت وجه اندکی باشد، هنوز هم عاملی موثر و البته تاسف بارتر است.
البته که مردمی بودن! و یا شرکت در مراسمات و مناسبات و سلام و علیک با مردمان مختلف خصلتی نیکو و همواره مورد تایید است به شرطی که در عمل هم چنین اتفاقات و تفکرات و اعتقاداتی نسبت به مردم از طرف کاندیدها وجود داشته باشد. متاسفانه، سوء استفاده از این رفتارهای در اصل صحیح، ولی تظاهر در مواردی فراوان، باعث فریب بسیاری از مردمان پاک دل از طرف عده ای فرصت و منفعت و قدرت طلب شده است. اینکه چه معیارها و نشانه ها و کارهایی باید انجام شود تا مردم با افکار و عملکرد و اعتقادات قلبی و احساس واقعی و دلسوز بودن یا نبودن کاندیداها در قبال مردمان و منطقه شان مطمئن شوند، مسلما کاری ساده نخواهد بود و لازم است مورد تحقیقات جدی قرار گیرد. البته ضروری است که از طرف آگاهان جامعه و یا نهادها و سازمانهای مسئول تلاشهای مفید و بی طرفانه ای در این زمینه برای روشن نمودن افکار عمومی به منظور تاثیر گذاشتن در تصمیمات درست از طرف آنها، انجام شود.
اینکه کدام کاندیداها شایستگی و قدرت و توانایی واقعی دارند در بسیاری موارد و در میان هیاهوی تبلیغات و تظاهر و فراهم نبودن فضای واقعی برای شناسایی افراد مناسب و توانا بر پایه معیارهای معقول و منطقی، به حاشیه می رود. بعبارتی دیگر، متاسفانه ناآشنا بودن بسیاری از مردمان ساده‌دل منطقه ما با اختیارات و توانایی های نمایندگان و واقعیات موجود، مقهور تبلیغات و تظاهر و یا شانتاژهای خاص بعضی کاندیداها شدن و آشنا نبودن با مناطق مختلف و یا سنتی بودن فراوان در بعضی از زمینه ها و یا وجود بعضی کمبودها و مشکلات و درگیر بودن آنها در آن موارد، باعث تصمیمات اشتباه می شود که در نهایت آسیب و ضرر آن برای خودشان است. همچنین است تصمیمات صرفا برپایه معیارهای ایل و طایفه ای- درحالیکه مردمان منطقه کم و بیش فرهنگ و زبان و رسومات و دین و حتی مذهب مشابه و یکسان دارند، منافع شخصی یا گروهی (از قبیل استخدام فلان شخص، اعضای خانواده و دوستان و آشنایان)، تصمیمات برپایه معیارهای کاذبی مانند پول و ثروت اقتصادی طرف، سابقه مدیریتی با عملکرد نامعلوم و موارد مشابه. در کل، ناآگاهی و عدم شناخت صحیح بسیاری از مردمان ما در امور مربوط به انتخابات، از اختیارات و وظایف نمایندگان تا شناخت دقیق کاندیداها، متاسفانه عدم توسعه فکری قشری از مردم که رای و تصمیمات غیرمنطقی و یا بیشتر احساسی می گیرند، مشکلاتی هستند که نیاز به بررسی و تلاش جدی برای بهبود دارند.
با این وجود، شوربختانه، واقعیات همیشه با خوداظهاری منطبق نیستند! بنظر می رسد که عده ای از کاندیداهای نمایندگی بجز شعارهای خوب و قشنگ که ذکرشان رفت به دلایل و از ریشه های دیگر خود را نامزد می کنند سوای از اینکه حتی آن شعارهای قشنگ نیز به ذهن عده ای از آنها، که می توانند از اقشار و سطوح مختلف حتی تحصیلات آکادمیک هم باشند، نمی رسد. از جمله است عده ای که به پشتوانه ثروت و پول مازاد، که اغلب هم از رانت ها و راههای غیرقانونی کسب نموده اند و با توجه به شناختی که از انتظارات و سطح فکر و توقع عده ای از مردم جامعه دارند، خود را به معرض نمایش می گذارند درحالیکه بسیاری از آنها نه سطح فکر عمیق و گسترده و نه شناخت کافی از مسائل و مناسبات مختلف دارند و نه توانایی و جسارت لازم یک نماینده ایده ال مجلس را . عده ای نیز به زعم بنده دچار توهم هستند و بجز اینکه افکار و فهم درست و جامعی از مسائل و مشکلات ندارند و در واقع شایستگی نمایندگی را در کمترین حد ممکن دارا نیستند اما با اعتماد به نفس کاذب وارد میدان می شوند درحالیکه شاید بجز همان مادیات و آشنایی و شناخت حداکثر یک طایفه و یا خیلی خیلی زیاد یک ایل از آنها هیچ پشتوانه معقول و مناسب مناسبات عصر حاضر ندارند اما با این وجود خود را لایق نماینده شدن در حد اعلاء می دانند! عده کمی نیز دل گرم به جایگاههای خاص اداری و سیاسی گذشته و حالشان و یا مناسبات و ارتباطات درون دولتی و سازمانی هستند و در مواردی امیدوار به استفاده از رانتهای دولتی و حکومتی خاص یا از طرف شرکتها و موسسات محدودی هستند.
در این میان نیز هستند کسانی که نه برپایه معیارهای کاذب و یا خودساخته و یا استفاده از امتیازات خاص دیگر و صرفا بر پایه تواناییهای خود و با معیارهای صحیع مانند افکار و گفته ها و دیدگاههای نو و کاربردی و جامع و عمیق و با نگاهی درست به مسائل و مشکلات و داشتن راه کار با مطالعه و تحقیق وارد میدان می شوند. در میان اینان نیز افراد دلسوز، با جسارت و رها شده از عقده و روزمرگی ها و ادا و اصول های مدیریتی و خود گم کردنهای سطحی نیز بی شک متاسفانه کم هستند بویژه در ایلام. به بیراهه رفتن واژه خدمت در بسیاری از دستگاههای اداری و باندبازی های غیرواقعی، که با اعتقاد و فکر واقعی افراد تطابق چندانی ندارند و خود را چسپاندن به این جریان و آن جریان صرفا به منظور رسیدن به منافع شخصی یا گروهی کوچک و تظاهر و شعار دادنهای توخالی عده ای در دستگاههای اجرایی و همچنین از کاندیداهای نمایندگی مجلس، واقعیت های تلخی در ایلام نیز هستند که با سبک جاری و گسترش و نفوذ این رویه، مردم نیز گرفتار مسائل مشابه و بعضا تصمیم گیریهای غلطی شده اند— در واقع می توان گفت که قسمت عمده عدم توسعه منطقه ایلام، به زعم بنده ، ناشی از نبود مدیران و افراد کاربدست و موثر توانمند با احساس مسئولیت مانند خانه و زندگی خود به استان و تعلق به آن و در کل باهویت منطقه است و البته که در این میان قدرت مانور و اختیارات آنان از طرف مسئولین بالاتر نیز بحث اساسی است. اینکه چرا در ناحیه ای مانند ایلام این چنین وضعیت های رایج و مشکلات اداری و مدیریتی در بعضی مراکز دولتی به شیوه ای معیوب است، مسلما نیاز به مطالعات و تحقیقات مختلف کارشناسان اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دارد و مورد بحث اینجا نیست.
واقعیت بسیاری از مردمان منطقه ایلام نیز، متاسفانه نداشتن آگاهی کافی از بسیاری از مسائل و مناسبات رایج امروزه در جوامع پیشرفته، ندیدن و یا کم دیدن نقاط مختلف با تأمل و تفکر و کم آشنایی با پیشرفت های مختلف جوامع و مناطق گوناگون حتی در کشورمان از جنبه های مختلف اعم از انسانی و معنوی و مادی دیگر است در کنار بعضی از طایفه گرایی های بی ربط به مساله و قاطی کردن بسیاری از مسائل با هم! مانند اینکه لازم است بدانیم که اگر گروهی یا طایفه ای به واسطه ویژگیهای خوبی در زندگی اجتماعی و یا فرهنگی یا شخصیت های خاص شناخته شده اند این مربوط به همان حوزه هاست و نمی توان با تعصب (به معنی جانبداری از چیزی غلط) آن طایفه که متعلق به خود است را برتر و بهتر از دیگران دانست! کما اینکه پنهان کردن هویت خود نیز فاجعه بارتر از این است. مشکلات اقتصادی و معیشتی مانعی دیگر برای توجه افراد به معیارهای اساسی و اصولی در انتخاب نمایندگان هستند و در واقع معیارهای سطحی/ظاهری و تبلیغات و پول و قدرت خاص همواره عواملی تاثیر گذار بوده اند؛ بطوریکه اگر بگوییم که پرداخت ده هزار تومان پول نقد به بعضی مهمتر از آشنا کردن آنها با حق و حقوق بنیادی شان بعنوان شهروندان جامعه و یا توجه دادن آنها به تفکر عمیق در زندگی اجتماعی و انتخابهای درست تر بر پایه منافع جمعی و نه فردی است، شاید بیراه نباشد.
بعبارتی دیگر، این یک اصل پذیرفته شده در میان عالمان دنیاست که افرادی که در نیازها و مایحتاج اولیه زندگی گرفتار باشند خیلی کند به پله ها و معیارهای بالاتر زندگی انسانی و تمدن از قبیل جمعی نگری و گذشتن از خودخواهی ها در مقابل منافع جمعی و برای جامعه، تفکرات و عمیق بودن و دغدغه های برای دیگر همنوعان و رعایت حق و حقوق آنها، می رسند. دلایل اینکه چرا تعداد زیادی از مردم همواره در این نیازهای اولیه به اصطلاح، خور و خواب و خشم و شهوت، هنوز مانده اند، مسلما یک مورد نیست ولی دولتها و حکومتها همواره عاملی موثر و کلیدی بوده اند در این که چرا در عمل و واقع و نه فقط شعار و حرف، مردم در افکار و گفتار و اعمال و تصمیم گیری ها جدی و عمیق نشده اند. بنابراین، بنظر می رسد آنچه که برای جمع کثیری از مردمان لازم است آگاهی بخشی و فراهم نمودن فرصت و امکاناتی است که تصمیمات درست و اصولی حداقل در رای دادن به کاندیداهای نمایندگی، نه بر پایه معیارهای سطحی و ناصواب و غیرمنطقی/علمی بگیرند.
لازم به گفتن است که استان ایلام در سالهای گذشته و اکنون نیز نمایندگانی در مجلس دارد که تلاش خود را در حد توان انجام داده اند قابل انکار نیست و قصد تضعیف و یا توهین به کسی هم در این نوشته وجود ندارد بلکه تحلیلی مختصر از واقعیات و مشکلات و مزیتها با راهکارهای ممکن اجرایی است. در عین حال، قابل انکار نیست که مردم ایلام نیز با گذشت زمان در انتخاب نمایندگان مجلس انتخابهای بهتری داشته اند و افراد کمتر شناخته شده زیادی با توجه به شعارها، ایده ها، توانمندی ها و تحصیلات بهتر را راهی مجلس نموده اند و تا حدی از مناسبات قبلی مانند طایفه گرایی های کاذب و یا معیارهای غیرمنطقی دیگر فاصله گرفته اند. اما در اینجا باز تعدادی از خصلت های نانیکو مورد بحث قرار می گیرند به امید ریشه کنی بدی ها و رفتن به سمت دانایی که افراد شایسته و توانمند واقعی کاندید شوند و بوجود آمدن فضای که اگر کسی از خود تواناتر دید بلافاصله کنار بکشد با این دید که منافع جمعی بر شخصی برای ترقی جامعه همواره غلبه داشته باشند و مردم نیز به سمت انتخابهای درست تر و معقول تری پیش بروند.

نمایندگان مجلس و معیارهای سنجش آنان و کارهایشان
اما نمایندگان امروز مردم در مجلس چه می کنند و اینکه معیار نمایندگان خوب و بقولی شایسته و انتخاب آنان چه می تواند باشد، مورد بحث بیشتر اینجاست.
احتمالا اغلب افراد در مجموعه ای از شاخصه ها برای کاندیداهای مناسب توافق دارند. خصوصیاتی مانند صداقت و روراستی، پرهیز از دروغگویی، ریاکاری و دادن وعده های بی جا و غیرقابل عمل و اجرا و شعار دادنهای صرفا بخاطر اخذ رای و نماینده شدن، رشد کافی از جنبه های انسانی مانند نوع دوستی و آگاهی از حق مردم، توجه به اقشار و طبقات حداقل ضعیف اقتصادی، نداشتن افکار سرمایه داری صرف، آگاه بودن از ارزش جسم و جان انسان، واقع گرا بودن، جسارت و شجاعت، شناخت قوانین موجود و بهره برداری و حتی نقد آنها در راه رسیدن به اهداف درست و انسانی که برپایه های پذیرفته شده جهانی مانند عقل و علم و دین باشند.
با این وجود، واقعیتی است واضح و مبرهن که به محض رسیدن به قدرت و نماینده شدن، بسیاری از وعده ها و صحبت های در هنگام کاندیداتوری فراموش می شوند و شخصیت و هویت واقعی نمایندگان موقع نماینده بودن، قدرت داشتن و با گذشت زمان مشخص می شود؛ مانند بسیاری از مدیران که وضعیت مشابهی دارند! البته این بی انصافی است اگر از تلاشها و کوششهای فراوان از طرف نمایندگان کنونی و پیشین ایلام در مجلس بگذریم که هر کدام تلاشهایی را هر چند با کم و کاستی ها و انتقاداتی، انجام داده اند و با توجه به سیستم و ساختار کنونی در مجلس و دولت، شاید نتوان حتی بیشتر از اینها را هم انجام داد؛ اما در اینجا بیشتر صحبت درباره صداقت و راستگویی و تطابق گفتار با اعمال هم هست و اینکه اگر واقعا می دانیم که با توانایی ما و ساختار موجود نمی توانیم کارهای خاص را انجام دهیم، چرا قول و وعده و وعیدهای الکی به مردم می دهیم؟
اینکه چه کارهای دیگری در عمل نمایندگان، جز وظایف قانونی شان انجام می دهند نیز جای بحث است. فشار بر وزاء و معاونین آنها در مواردی برای انتصابات خاص مدنظرشان، گرفتن امتیازهای خاص از آنان به بهای سکوت یا حمایت از آنها، انجام امور و کارهای کوچک و جزئی مربوط به دوست و فامیل و موارد خاص- با این تاکید که البته شاید در عمل توانایی بیشتری از آن هم نباشد! به جای گسترده نگری و تلاش برای انجام کارهای بزرگ و کلان تر در حد توان برای منطقه و استان، فشار بر مسئولین منطقه و استان برای استخدام ها و یا جابجایی های و انتصابات خاص (که در مسئولیتهای دیگر غیر از نمایندگان هم رایج است). البته همواره تعدادی هم هستند که علاوه بر خصلتهای خوب فردی، تلاش برای منافع جمعی به جای منافع فردی و گروهی خاص برای آنها اولویت است و به معنای درست کلمه می توانند نمایندگان واقعی و شایسته ملت باشند.

از مشکلات و عیوبی که در بحث نمایندگی و نمایندگان بنظر می رسد وجود داشته باشند، می توان به موارد زیر نیز با تاکید به ایلام اشاره نمود:
– پرداختن به برخی موضوعات و مسائلی که هیچ ارتباطی به منطقه و استان ندارد مانند فلان مسئله منطقه ای و یا ملی غیر مرتبط به مسائل و مشکلات منطقه و استان و یا داخل شدن به باند بازی های خاص- که در ایلام تنها اسمی دارند- و غیرمفید برای استان، از سوالات از تعدادی از نمایندگان گذشته و کنونی مجلس است.
– عدم انسجام رسمی و مفید قابل توجه با نمایندگان مناطق دیگر که دارای اشتراکاتی مانند جغرافیایی، فرهنگی، زبانی و در کل منافع مشترک با مردم حوزه انتخابیه نماینده باشند بطوریکه حداقل در مجلس بتوانند با ایجاد فراکسیونهای منسجم و قوی ایده ها و حرفهای خود را عملی کنند.
– نداشتن طرح ها و افکار و گفتار جامع، صحبت ها و ایده های تازه در موارد مربوط به وظایف و اختیارات نمایندگی و در امور مربط به حوزه انتخابیه مسئله دیگر است. چرا که بی شک صاحبان ایده و قدرت فکر و کلام و گفتار منطقی، علمی و جدید با قابلیت اجرایی با توجه به قوانین موجود و یا اصلاحی می توانند باعث جذب نمایندگان معقول و منطقی و علمی بیشتری به سمت خود شوند.
– جسارت و تلاش پیگیر و مداوم با دلسوزی و مسئولیت پذیری واقعی برای منطقه و استان و نکاتی مانند این دغدغه، که اگر تنها حرف یک نفر از حوزه انتخابیه اش را به گوش مسئولی ذیربط نرساند و در حل مسئله و یا قانع کردن شخص در آن مورد کوتاهی کند، راحتی و آسایش را برخود مجاز ندارد!
– بنظر می رسد که غالب نمایندگان استان تاکنون توانایی و نفوذ موثر چندانی در قانع کردن دولت و نمایندگان دیگر مجلس برای توجه به عدم توسعه و مشکلات اقتصادی و تخصیص اعتبارات در کنار مشکلات و معضلات اجتماعی و یا مسائل فرهنگی و قومی در استان نداشته اند و گرنه بی شک شاهد رشد کند استان ایلام از جنبه های مختلف و بخصوص اقتصادی در مقایسه با استانها و مناطق دیگر نمی بودیم؛ هر چند در این میان تنها نمایندگان مقصر نیستند بلکه دولتها و سیاستهایشان و مدیران آنها در نوک پیکان انتقادات در این موارد هستند اما کم کاری نمایندگان در هنگام وجود چنین مدیرانی قابل اغماض نیست.
در واقع، غیرقابل کتمان و یا انکار است که عقب افتادگی واقعی فکر و نا آگاهی در بسیاری از مسائل و موضوعات از عوامل دخیل در عدم توسعه مناسب استانی مانند ایلام اکنون نیز هست که همواره از طرف تعدادی از حداقل مدیران مسئولیت دار در ایلام وجود داشته و ‌همچنان هم وجود دارد و گرنه باید بهبودهای بیشتر و اقدامات اساسی تری را شاهد می بودیم و در مورد کاندیداهای نمایندگی مجلس نیز وضعیت کم و بیش مشابه است. این موارد را بعنوان کسی می گویم که حداقل پنج سالی است که با سیستم اداری در ایلام سروکار دارم که متاسفانه باید همچنین بگوییم از خودخواهی ها، باندبازی های کاذب، منفعت خواهی شخصی و تلاش برای ماندن و حفظ پست و مقام خود در بسیاری از موارد به هر قیمتی و کمبود حس کار جمعی و گروهی عام، که در عوض آن حس مدیریت و رئیس و مقام داشتن برگزیده است! و باید همچنین گفت که تلاشهای برای توسعه منطقه و استان ایلام به معنای واقعی کلمه در ایلام کمرنگ هستند – البته با توجه به این نکته که مانع بسیاری از فعالیتها و تلاشها به ساختار سیستم دولتی و بعضی قوانین بر می گردد. وقتی کسانی درگیر چنین روزمرگی های بدون جدیت کافی در منطقه و یا استانی حاکم شوند بدون شک نباید انتظار داشت که ما هم مانند استانهای توسعه یافته تر ایران که مسئولانشان اغلب دلسوزان بومی است پیشرفت و ترقی از جنبه های مختلف مادی و معنوی داشته باشیم.
– گزارش عملکرد و فعالیت ها در زمان و فضایی که امکان سوال و نقد و بررسی منصفانه فراهم باشد، لازم است بخوبی انجام شود و این راه را برای اصلاح و یا بهتر شدن روند کاری نمایندگان و عملکرد آنها فراهم می کند و این درحالیست که امروزه همواره گزارشهای یک طرفه از فعالیتهای انجام شده از طرف نمایندگان ارائه می شود.

با این گفته ها و به زعم بنده می توان کاندیداها/نمایندگانی را مفیدتر دانست که:
– صاحب فکر و ایده و سبک نو و درست در گفتار و اعمال باشند که البته افراد با این معیار را شاید بتوان با احتمال بیشتر در میان صاحبان علم و دانش واقعی و با تحصیلات و مطالعات جدی و عمیق یافت. بنظر می رسد که نه ثروت مادی شخص به دنبال قدرت و نه تظاهر و خدای ناکرده عوام فریبی و نه صرفا به دنبال منافع شخصی بودن می تواند منفعت عملی به مردم برساند و نه ماندگاری برای آینده و آیندگان داشته باشد. در واقع، تا زمانی که هر عملی بر پایه تفکر و تعقل و معیارهای درست و انسانی و دینی واقعی نباشد، سبک های درست نیز غالب نخواهند بود. داشتن ایده ها و طرحهای نو و غیرکلیشه ای با بیان دلایل و استدلال و قدرت مانور در مجلس با نفوذ قانونی در دولت و تاثیر مثبت بر روی نمایندگان با دلایل منطقی و انسانی و دید عدالت محور، برای بهبود وضعیت کلی جامعه و حوزه انتخابیه بطور خاص، از شاخص های مفید می توانند باشند.
– قدرت و نفوذ کلام همراه با جسارت عاقلانه و در عین حال تعامل با دولتها و سازمانهای دیگر ارکان حکومتی و تلاش برای مطلع کردن آنها از واقعیات موجود در منطقه و استان و درعین حال به مقایسه کشاندن این واقعیت/وضعیت ها با آنهای در مناطق دیگر کشور و حتی مناطق دیگر جهان و استدلال و کوشش برای محقق کردن این واقعیت که مردمان تمام مناطق کشور همه بعنوان شهروندان ایرانی لازم ا ست که هم طبق قوانین رسمی و هم تعالیم دینی و انسانی از امکانات و پیشرفتهای مختلف همانند و استفاده از امکانات و بودجه های دولتی در وضعیت عادلانه ای بطور مقایسه ای قرار بگیرند.
– بنظر می رسد که توجه دادن مسئولان دولتی و نمایندگان دیگر به این واقعیات که منطقه غرب و بخصوص استان ایلام که صاحب منابع گاز و نفت فراوان است و اکنون نیز از آنها بهره برداری می شود نباید در این وضعیت بد توسعه و مشکلات باشند، از نکات کلیدی کمتر مورد توجه قرار گرفته در عمل است. اینکه این منطقه و استان حداقل از نظر اقتصادی و توسعه زیرساختها و امکانات در وضعیتی مناسبی قرار ندارد و لازم است که سهم قابل توجهی از این منابع زیرزمینی و روزمینی اش، که توسط شرکتها و سازمانهای دولتی و یا نیمه خصوصی بهره برداری می شوند، به صاحبان اصلی که مردمان این استان، بعنوان مستحقان واقعی هستند، داده شود تا بلکه قسمتهایی از عقب افتادگی آن جبران شود، نکته بسیار مهم دیگری است که باید به آن توجه نمود و پیگیری آن شاید بیش از هر کس کار نمایندگان مردم در مجلس باشد.
– دوری گزیدن از کوچک فکری و کوچک بینی و درگیرشدن در مناسبتهای طایفه ای نامناسب و قوم و فامیل و دوست و آشنا و هم باندی های خاص بدون توجه به فکر و عمل واقعی افراد معضل و آفت دیگر درگیر بسیاری از نمایندگان، مانند بخشهای دیگر دولتی در استان و کشور است. هم کاندیداها و نمایندگان و هم مردم ما بایستی به این حد از پختگی و رشد و ترقی فکر برسند که نه نمایندگان این شعارها را در حرف مطرح و نه عملی کنند و نه مردم سعی کنند که بدون توجه به ملاکهای درست و عقل پسند، سراغ معیارهایی در انتخاب بروند که در نهایت تنها ممکن است بطور جزئی باعث منفعت چند نفر و یا گروهی کوچک شوند ولی در کل بسیاری دیگر از مردم مشابه از جنبه های مختلف با آن گروه کوچک، هیچ نصیب و منفعتی نداشته باشند.
– فکر و عقل بالغ و شناخت کافی از مشکلات موجود و همچنین آشنایی با روندها و قواعد عملی رایج در سیستم دولتی و حکومتی و راهکارهای برای بهبود مسائل از نکات قابل ذکر است. نه اینکه خود جزئی از مشکلات و یا سهیم در ناهنجاری ها و معایب در دولت و جامعه باشند یا بواسطه سابقه قبلی و کنونی بودن در مجموعه های اداری و مدیریتی و یا اینکه بخواهند چنان شوند! یا اینکه عده ای توان فکری و در واقع آن دید را نداشته باشند که سیستم اداری جاری ما مشکل دارد و افرادی از آنها بخواهند به عنوان آمال و آرزوهایشان تنها جزئی از مناسبات درونی آن شوند و یا با آن ادا و اصول های بعضا مرسوم مدیریتی در جامعه ما لذت هم ببرند!
از این دیدگاه است که بنده می گویم که بنظر می رسد که تعدادی از کاندیداها از کاندیداتوری خود بایستی حداقل یک خجالت خشک و خالی بکشند! افرادی که افکار و اعمال و رویکرد و عملکرد قبلی آنها مشخص است که مفید نبوده است بویژه در حوزه های اجرایی و نمایندگی. کسانی که تکلیفشان با خودشان معلوم نیست و بسته به شرایط و با وزیدن باد به هر سمت به آن طرف می روند و بعبارتی خط و طیف فکری و در کل شخصیت باثبات اجتماعی و سیاسی ندارند و از عملکرد آنها هم بیشتر منافع شخصی و قدرت، باند بازی و سلیقه گرایی بیش از هر چیز بارز بوده است.
در واقع، کسانیکه صرفا به پشتوانه مسئولیت داشتن اجرای قبلی، نیز خود را کاندید می کنند می توانند مورد بحث دیگر باشند. گفته غالبی بعنوان مفید بودن تجربه مدیریتی وجود دارد و در این مورد باید بلافاصله پرسید تجربه چه مدیریتی و به چه شکل؟! درحالیکه بسیار دیده می شود که از افراد با تجربه مدیریتی بسیاری از سبک ها و راه های غلط، که در سیستم اداری ما تبدیل به رویه شده اند، را با خود حمل می کنند و تصور هم می کنند که این تجربه های گران قیمت مدیریتی است از آنجا که در بسیاری موارد نظارت و ارزیابی های دقیق قانونی، علمی و عاقلانه و بر پایه معیارهای درست دیگر نیز در کار نبوده است. این وضعیت طوری است که حتی بسیاری از مردم هم متوجه شده اند که لزوما بودن در سیستم اداری و مدیریت در آن نمی تواند مزینی مهم و پشتوانه ای برای کاندیدا شدن باشد! آنچه بنظر باید بااهمیت باشد این است که فرصتهای برابر در اختیار همه افراد با شرایط مناسب قرار گیرند و سپس در شرایط یکسان/همسان با نظارت و داوری شفاف مشخص شود که آیا عملکرد کلی آنها مثبت بوده است یا خنثی یا حتی منفی!
از وظایف دولت و آگاهان و نخبگان جامعه در این زمینه
هر شخص با سطح فکر و دیدگاه خود به مسائل می نگرد و در بسیاری موارد افکار و تصمیمات ما با معیارهای درست علمی و عقلانی همخوانی خوبی ندارند. اینکه چگونه مردم به سمت تصمیم گیریهای درست هدایت شوند، بنظر در وهله اول وظیفه دولت و نخبگان جامعه باشد.
بنظر می رسد که از وظایف افراد نخبه جامعه، به معنای واقعی کلمه، آگاهی بخشی و دوری نگزیدن از کاندید شدن و از انتخابات ها باشد. متاسفانه بی تفاوت بودن به بسیاری از مسائل و موارد مربوطه به زندگی اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی غالب مردم و تنها درگیر شدن در مسائل و موارد خاص زندگی شخصی، بنظر می رسد که معضلی فراگیر شده در ایران اکنون است. تنویر افکار عمومی مردم، نقد و به چالش کشیدن مشکلات و عیب های اداری و راه و رسم های معیوب در امور مربوط به نمایندگی و رای رادن مردم، و نقد و بررسی عملکردهای نمایندگان با دلیل و استدلال عاقلانه و علمی نیز از وظایف آگاهان جامعه می تواند باشد.
فراهم نمودن فرصت و برگزاری جلسات مناظره و پرشش و پاسخ میان خود کاندیداهای نمایندگی با اطلاع رسانی عمومی و همچنین میان اقشار مختلف مردم با آنها، ایجاد امکان و فضای برابر گفتگو و طرح دیدگاهها از طریق رسانه های گروهی همگانی و یا از طریق محیط های دولتی و تاثیر گذار مانند دانشگاهها از کارهای مفید در این مورد است که نیاز هست که با برنامه بویژه از طرف دولت اتفاق بیفتند. از این طریق مردم و نخبگان آنها، افکار و روحیات و توانایی ها و ماهیت واقعی نمایندگان را خواهند دانست با هدف حرکت به سمت تصمیم گیری برپایه معیارهای درست و مترقی و نه تصمیمات بر طبق علایق محدود و خاص شخصی، طایفه ای و یا اینکه عده ای با داشتن فکر خام و یا ناآگاهی به افراد نه چندان شایسته رای دهند!
انتخابات و تنظیم قوانین برپایه معیارهای کمتر محدود کننده و غیرسلیقه ای باعث ورود تعداد بیشتری از نمایندگان واقعی مردم به مجلس خواهد شد و این از انتظاراتی است که از دولت و در کل حکومت می رود. گسترش احزاب مستقل با آزادی و گستردگی فعالیت از راهکارهای معقول و پذیرفته شده در دنیا در پیشرفت جوامع و حل بسیاری از مسائل و مشکلات آنها است. اینکه افراد/کاندیداها معلوم باشد که به چه حزب و گروه و یا تشکلی بطور واقعی وابسته اند (و البته منظور افراد حزب باد فراوان در جامعه ما نیست!) و آن تشکل نیز با ایده ها و گفتار و عملکرد خود برای مردم شناخته شده باشد (حداقل با داشتن رسانه های مستقل و نشان دادن عملکرد آن تشکل و نیروهای وابسته به خود در لایه های مختلف جامعه و یا شاید نظام اداری) و سپس کاندید(های) آنها در معرض داوری و رای مردم قرار گیرند، نیز از راههای آزمایش شده در دنیا با نتایج مثبت است.
اینکه نظارت بر وظایف و کارهای واقعی نمایندگان انجام شود و در حین حال آزادی فعالیتهای قانونی و انتقادها و اظهارنظرهای آنان تضمیمن شود، لازم است. آگاهی دادن به مردم برای انتخابات درست و غیرسلیقه ای و یا بر پایه معیارهای غلط، حمایت دولت و حکومت از افراد نخبه و شایسته برای نمایندگی بطریقی که مسائل و مشکلات حاشیه ای مانع ورود آنها به انتخابات نشود، ایجاد فرصت های برابر در تبلیغات و استفاده از امکانات دولتی برای تمام کاندیداها بطریقی که مردم از راههای ممکن (مانند مناظره و بحث و تحقیق و جستجوی واقعی) افراد مناسب را شناسایی کنند، نیز از موارد مورد توجه است.

جایگاه و اختیارات نمایندگان و مجلس
طبق گفته های مرسوم و مطابق قوانین موجود، مجلس مهمترین نهاد قانونگذاری و محل شور و مشورت درباره گستره ای از موضوعات و مسائل در کشور ایران مانند غالب کشورهای دنیا است. در جمهوری اسلامی ایران، بجز مجلس خبرگان رهبری که جایگاه و کارکرد خاص خود را دارد و مورد بحث اینجا هم نیست، تنها مجلس موجود همان به اصطلاح مجلس نمایندگان مردم است با این توجه که در بسیاری از کشورهای دیگر، بیشتر از یک مجلس وجود دارد؛ بعنوان مثالی مهم، کشورهای ایالتی/فدرال هستند که اغلب مرکب از یک مجلس نمایندگان و مجلس ایالتی (سنا) می باشند که در ادامه بیشتر مورد بحث قرار می گیرند.
واقعیت این است که چارچوپ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ساختار موجود، ورود نمایندگان به مجلس را محدود می کند که در شرطهای لازم برای نمایندگی مجلس آمده است و پس از آن نیز تایید صلاحیت برعهده شورای نگهبان قانون اساسی و دیگر نهادهای نظارتی و امنیتی است که اسلامی بودن و التزام عملی به نظام و اصل ولایت فقیه از الزامات اولیه آنها است. تعداد مصوب نمایندگان حوزه های انتخابیه مختلف را در وهله اول جمعیت و سپس اهمیت و مسائل خاص اقتصادی- سیاسی- فرهنگی- اجتماعی دیگر معین می کند و در نتیجه هر شهرستان و استان می تواند در نهایت تعداد محدودی نماینده در مجلس شورای اسلامی داشته باشد. البته آیین نامه ها و قوانین مربوط به انتخابات، مجلس و نمایندگان از طرف نهادهای مسئول مانند وزارت کشور، شورای نگهبان یا آیین نامه های (داخلی) مجلس بطور مفصل وظایف و اختیارات نمایندگان و چگونگی جلسات آنها را بیان نموده اند و در اینجا فقط نکات خاص و دارای اهمیت بیشتر ذکر می شوند.
وضع و تصویب قوانین نیز طبق معمول اغلب با طرح نمایندگان مجلس و بررسی در کمسیونهای تخصصی مربوطه و سپس در صحن علنی مجلس با رای اکثریت مورد تایید یا رد قرار می گیرند و در مواردی لوایحی نیز از طرف دولت برای بررسی و تصویب به مجلس ارائه می شوند. در نهایت دولت و دستگاههای اجرایی دیگر ملزم به رعایت قوانین مصوب مجلس هستند. تایید صلاحیت، تذکر، سوال و استیضاح وزیران، سوال از رئیس جمهور و تحقیق و تفحص در موارد خاص و یا به سفارش نهادهای دیگر نیز از توانایی ها و اختیارات مهم مجلس و نمایندگان آنهاست. پیشنهاد و مشاوره به دولت و نهادهای دیگر، برای نمونه در انتخاب مسئولان و مدیران مناطق و حوزه انتخابیه نمایندگان، نیز از امور کاری متداول نمایندگان است. هنوز کار اصلی نمایندگان در کنار توجه به مسائل ملی، پیگیری مسائل و تلاش برای رفع مشکلات مختلف از اقتصاد و اجتماع تا فرهنگ و سیاست در حوزه انتخابیه/کاری و نمایندگی آنهاست.
بعبارتی دیگر، رسیدگی به امور حوزه انتخابیه، از جمله پیگیری در انجام و تلاش برای تصویب طرح ها و اقدامات اساسی و حتی جزئی مربوط به تک تک افراد از کارهای مرسوم اغلب نمایندگان مجلس است و در قانون نیز مورد تاکید است. در عین حال، از آنجا که سیستم دولتی/اداری ایران در عمل بر پایه چانه زنی و تلاش نمایندگان در اخذ رای و جلب نظر نمایندگان دیگر، وزراء و حتی رئیس جمهور است لذا چابکی/زبدگی، قدرت و توانایی گفتگو، تلاش موثر و رایزنی، واقعیات و عوامل مهمی در پیشبرد اهداف نماینده و امور مربوط به حوزه انتخابیه اش هستند.
درکل، عبارت/اصطلاح نمایندگان ملت، مفهومی غنی و عمیق در تمام نظامهای دمکراتیک دنیا بر پایه رای مردم است و در ایران نیز اصل موضوع مترقی و همواره مورد حمایت از جانب دولتها، حکومتها و نهادها و افراد و گروههای مختلف بوده است بجز در بعضی موارد، مانند به توپ بستن مجلس! و یا اینکه نمایندگان خاصی یا از کاندید شدن محروم (مانند منتقدان شدید حکومتها و دولتها) و یا با بایکوت صوتی و تصویری و یا سرکوب و فشار و پیگیری و تعقیب در برهه های مختلف قرار گرفته اند هرچند¬ که در وضع قوانین کنونی تصریح شده است که نماینده در انجام امور نمایندگی اش نباید به علت صحبتها و امور مربوطه تحت تعقیب کیفری قرار گیرد و بعبارتی مصونیت پارلمانی دارد.

از مزیتها و معایب سیستم کنونی مجلس در ایران
از مزیت های سیستم مجلس در ایران، مانند بسیاری از مجالس دنیا، اصل شور و مشورت و مبنا بر تصمیم گیری های بر پایه عقل و خرد جمعی است که هم از نظر دین و هم عقل و علم و دانش مدرن بشری مورد تایید است علاوه بر نکاتی که در بالا عنوان شد. اما بطور صریح، محدود کردن حضور نمایندگان به مجلس به علل اعتقادات و یا دیدگاههای سیاسی حتی خیلی متفاوت و یا ترس از صحبت و گفته های منتقدانه از جانب بسیاری از نمایندگان، از دید افراد مستقل و مترقی، عیب های بنیادی محسوب می شوند هر چند که محدودیتهای برای افراد و در کاندیدا شدن، مانند تحصیلات و توانایی های خاص دیگر، شاید مزیت محسوب شوند که این موارد هم جایی بحث بیشتر دارند.
از این مهم‌تر، شاید ساختار و نوع مجلس در ایران است که بنظر می رسد که از نظر کارکرد و تاثیرات مفید در زندگی و برداشتن تبعیض و برقراری عدالت از جنبه های مختلف از اقتصاد تا اجتماع و فرهنگ و سیاست در حد اعلاء نیست و با واقعیات موجود در نظامها و رویکردهای جاری در فرهنگ/اجتماع/سیاست بطن جامعه و نه نظام تعریف شده، همخوانی مطلوب و ایده الی ندارد. برای نمونه، کمتر انسان عاقل و متمدنی هست که به ساختار کم و بیش متفاوت نواحی و مناطق مختلف ایران از جنبه های مختلف اذعان نداشته باشد؛ از جمله است وجود اقلیم های جغرافیایی متفاوت، مردمان با زبانها و فرهنگهای کم و بیش متمایز و حتی معدود ادیان و مذاهب به اصطلاح اقلیت در کشور. اینکه آیا مجلس کنونی می تواند و یا آنها را پوشش می دهد سوالی است با پاسخ تقریبا معلوم؛ و پاسخ این است که جمعیت و معیارهای دیگر، اغلب غیر از شاخصهای ذکر شده در بالا، تا آنجا که به دولت و حکومت مربوط است، برای صلاحیت و تعداد نمایندگان استانهای مختلف و اختیارات و تواناییهای آنان تعیین کننده هستند و سیستم متمرکز و یکپارچه جاری در کشور، در بسیاری از این موارد و تفاوتها و حقوق مردم یا مسکوت است و یا آنها را نادیده گرفته است و درکل آن موضوعات و مسائل در ساختار کنونی مجلس و دولت اعتبار عملی چندان ندارند. ممکن است کسی بگوید که نمایندگان مناطق مختلف از مردم آنها هستند و اغلب دارای فرهنگ و زبان و دین و مذهب مشترک با آنها! ولی بحث این است که آیا اصلا مجال این چنین بحث هایی وجود دارد و یا در اولویت با وضعیت کنونی قرار می گیرند؟
این درحالیست که در کشورهای با شرایط کم و بیش مشابه، بسیاری از این موارد بخوبی رعایت شده اند. بعنوان نمونه، در غالب کشورهای دارای تنوع و تکثر به اصطلاح قومی و مذهبی و یا در کشورهای پهناور با اقلیم های جغرافیایی و یا تفاوتهای دیگر مهم برای زندگی اجتماعی مردمان، با وجود سیستمهای اداره غیرمتمرکز دولتی و بعبارتی فدرال، بسیاری از این موارد که در کشورهایی مانند ایران همواره تبدیل به مسئله و یا مشکلات با تلفات مادی و معنوی شده اند، تقریبا حل شده اند. برای مثال، مجلس ایالتی بدون توجه به جمعیت، بافت و یا کوچکی و بزرگی هر ایالت، تعداد یکسانی نماینده را به هر ایالت بر پایه رای مردم اختصاص می دهد که در مورد امور ایالتی، مانند قوانینی که درباره امور و حقوق مختلف مردم در ایالتها بدون توجه به جمعیت و بزرگی و کوچکی آنهاست قانون وضع می کند؛ از این جمله است تصمیم گیری درباره موضوعات مهم و وضع قوانین در امور با اهمیت کل کشور در زمینه حقوق فردی، مدنی، مذهبی، سیاسی و اقتصادی و یا ورود به مسائل کلان مربوط به کل کشور مرکب از ایالتها، بدون تمرکز به ریزه کاری های امور اجرایی و مناطق خاص، که این موارد آخر در حیطه وظایف مجلس نمایندگان قرار می گیرند. بعبارتی، مجلس نمایندگان کم و بیش ساختار مشابه با مجلس کنونی ایران دارد که با توجه به جمعیت مناطق و نواحی (یا ایالتها)، اغلب در مورد امور اجرایی، معیشت و مسائلی از این قبیل و کارهای که مربوط به آن جمعیت خاص است شور و مشورت و وضع قوانین می کند. در مواردی نیز ترکیب و نشست هایی مشترک هر دو مجلس ایالتی و نمایندگان در اموری مهم و کشوری تشکیل و به راهگشایی از مسائل و مشکلات و وضع قوانین می پردازند. بنظر می رسد که کشور ما نیز به ساختاری مشابه به منظور دقیق شدن در موضوعات گوناگون مربوط به مردم، تفکیک امور و کارها و بهبود مشکلات و رفع تبعیض های مختلف موجود در مناطق و نواحی مختلف نیاز داشته باشد. در سیستم کنونی جاری در کشور، به نظر این یک نقص اساسی است که تصمیم گیری، تا آنجایی که به مجلس مربوط است، در تمام امور مهم و کلان و خرد کشور و مردمان در نواحی مختلف آن با فرهنگها و رسومات و حتی در مواردی ادیان و مذاهب اندکی متفاوت در یک مجلس نمایندگان که صرفا بر پایه جمعیت و ملاحظات خاص دیگر شکل گرفته است انجام می شود.
برای توضیح بیشتر، قابل توجه است که ملاک بودن جمعیت یک ناحیه در تصمیم گیری ها و وضع قوانین و نفوذ و چانه زنی، در عین حال که هنوز بسیاری در تصمیم گیری های کلان نیز سلیقه ای و ناحیه ای و قبیله ای عمل می کنند، بنظر یک رویه مطلوب و عادلانه نیست. سوال این است که اگر قرار است ناحیه یا منطقه ای جزء کشوری باشد، قاعدتا باید بدون توجه به ترکیب جمعیتی و تعداد افراد و کوچکی و بزرگی آن و صرفا به این دلیل که افراد آن در تابعیت کشور هستند و به دلایل انسانی و عادلانه، باید از امکانات و مزیت های یکسانی با دیگر نواحی بهره مند شوند . این مقوله در توزیح اعتبارات دولتی و هم در مورد نمایندگی مجلس در ایران صادق است که افراد ساکن در مناطق مختلف، صرفا به علت شهروندی کشور باید از توزیع امکانات برابر با مناطق دیگر بهره مند شوند؛ مقوله ای که در کشور ایران از زمان پیاده شدن سیستم متمرکز حکومتی توسط رضاشاه تاکنون چندان رعایت نشده است بجز اینکه بیشتر در ظواهر بعضی امور و یکپارچه سازی های خاص رعایت شده است و مناطق مرکزی و نزدیک به پایتخت متمرکز، همواره از نظر توسعه حداقل اقتصادی و امکانات رفاهی چندین پله از مناطق دورتر از پایتخت، بویژه مناطق مرزی، عقب افتاده/نگه داشته تر هستند.
درعین حال که به جای سعی در یکپارچه سازی/عادلانه کردن توزیع اعتبارت و امکانات اقتصادی و تکنولوژیکی، متاسفانه سعی در یکپارچه سازی شاخصهای دیگر زندگی اجتماعی مردم مانند زبان و فرهنگ آنها شده است که بی شک به جای مزیت، مشکلات را بیشتر می کند چرا که تعیین تکلیف و اعمال سلیقه در/ برای زندگی گروهی مردم و زبان و فرهنگ و نوع زندگی اجتماعی آنها و یا اموری که از کنترل و تصمیم گیری آنها خارج بوده است، از دید عقل سلیم و علم و دانش بشری مورد پذیرفته نیست. در بهترین حالت دولت لازم است در بسیاری از موضوعات و مسائل تنها مشاوره، راهنمای و یا نظارت داشته باشد اما در حیطه معیشت و نیازهای دیگر مردم از جمله اقتصادی، دولتها وظیفه تسهیل امور و حمایت و بلکه تامین آنها را دارند.
کارکرد دیگر مجلس، تایید و رد صلاحیت وزیران، سوال از آنها و رئیس جمهور و در کل نظارت بر دولت و کار اجرایی آن است که در سیستم جمهوری اسلامی ایران، که رئیس جمهور با انتخاب عمومی مردم برگزار می شود و با ساختار موجود، برقرار است. سیستم مشابه و شاید کارآمدتر دیگر سیستم پارلمانی برای انتخاب رئیس جمهور، نخست وزیر و سایر وزیران است که در بسیاری از کشورها برعهده مجالس برآمده از رای مردم در حوزه های مختلف است. بنظر می رسد که سیستم انتخاب پارلمانی، در انتخاب رییس جمهور و نخست وزیر از میان نمایندگان و یا غیر آنها بر پایه معیارهای اثرگذار و کاربردی با شور و مشورت جمعی نمایندگان از پختگی بهتر برخوردار و نتیجه در انتخابهای معقولانه و مفیدتری بنماید که این بحث جدای دیگری است. البته در کشور ایران با وضعیت کنونی و فعالیت محدود احزاب و نبود احزاب قدرتمند و مستقل، اینکه آیا چنین سیستمی مفید خواهد بود، جای سوال و مفید بودن آن محل تردید خواهد بود.
موارد مشابه و بحث در مزایا و معایب سیستم کنونی مجلس ایران، مورد بحث اینجا نیست. بحث اصلی در این نوشته این است که با ساختار و قانون و مجلس کنونی کشور و اختیارات و توانایی هایی که نمایندگان می توانند داشته باشند، چه می توان در عمل انجام داد و در مقابل نمایندگان و کاندیداها چه مواردی را مطرح می کنند و یا اینکه در اصل با چه پشتوانه و بر طبق چه تصورات و یا استدلالهای خود را لایق نمایندگی مردم در مجلس (و یا در مواردی دیگر) می دانند؟

 

نکات پایانی
و در آخر تاکید می کنم که کسانی که می خواهید کاندیدای نمایندگی شوید، لطفا قبل از کاندید شدن کمی تأمل کنید و لااقل با خود رو راست باشید که به چه دلیل می خواهید کاندیدای نمایندگی مردم در مجلس نمایندگان شوید؟ توانایی های فکری و عملی و اجرای بالقوه و دلسوزی نسبت به منطقه و مردمانش یا خود نشان دادن و منافع و مطامع شخصی و فامیلی و دوستانه و گروهی کوچک! بی شک اگر فرد یا افرادی بطریقی سعی کند که خدای ناکرده با تظاهر و دروغگویی و فریب مردم به جایی برسند دیری نخواهد پایید که در این دنیا و یا حداقل در عالم دیگر در برابر همه رسوا خواهند شد!
اینکه به هوش باشیم که ایلام هنوز توسعه نیافته است و بدانیم و آگاه باشیم که تنها زمانی می توانیم به مطلوب و ترقی، حداقل مانند نقاط توسعه یافته دیگر در کشور، برسیم که حس خودخواهی و منفعت طلبی صرفا شخصی در مقابل منفعت جمعی مردم را کنار بگذاریم و در راه پیشرفت منطقه و استان دست در دست هم دهیم و فرصت و مجال را برای شایستگان و کسانی که اعتقاد به کار برای مردم، دلسوزی برای آنان و ترقی خود و جامعه شان را در اولویت دارند و یا وضعیت بهتری از این جنبه ها نسبت به ما دارند فراهم کنیم؛ به مانند یک تیم ورزشی که همه اعضای آن، اعضای در خدمت کل را تشویق می کنند و سعی در اصلاح بدی ها و رسیدن به نتیجه مطلوب را دارند!

دکتر محمد نقدی