به روایت تیتر:
کد خبر: 2046
منتشر شده در: ۸ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۱۵:۲۲

قبیله گرایی و جوامع توسعه نیافته

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – با توجه به اینکه دیدگاه های قومیتی مانع پیشرفت است از رسانه ها، دانشگاهیان، نخبگان و فرهنگیان انتظار می رود به صورت اورژانسی با آگاه ساختن جامعه از اثرات سوء این پدیده زمینه را برای برافراشتن پرچم رشد و ترقی مهیا سازند و شایسته سالاری را به عنوان کلید عبور از محرومیت در سطوح مختلف جامعه ایلام نهادینه کنند.

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – شاید چنان دور از واقعیت نباشد اگر بگوییم امروز بزرگترین رسالتی که بر دوش تحصیل کنندگان و اهل علم این دیار قرار دارد آگاه سازی ذهن خود و اطرافیانمان برای نفی فرهنگ مذموم طایفه گرایی و قوم گرایی و تبعات منفی آن باشد .

با توجه به اینکه دیدگاه های قومیتی مانع پیشرفت است از رسانه ها، دانشگاهیان، نخبگان و فرهنگیان انتظار می رود به صورت اورژانسی با آگاه ساختن جامعه از اثرات سوء این پدیده زمینه را برای برافراشتن پرچم رشد و ترقی مهیا سازند و شایسته سالاری را به عنوان کلید عبور از محرومیت در سطوح مختلف جامعه ایلام نهادینه کنند.

قبیله گرایی از ویژگی های جوامع عقب مانده به حساب می آید از همین رو می بینیم که این پدیده شوم در میان کشورهای رشد یافته و یا در حال رشد سیر نزولیش را می پیماید و جا برای نوگرایی و انسان دوستی خالی می کند تا زمینه برای برقراری گفتمان، عقلانیت، روابط دوستانه و وحدت پایدار فراهم و درها به رخ خشونت، دشمنی و ستمگری مسدود کند. اما در میان ملت­های توسه نیافته و در حال رکود هر لحظه سیر صعودی دارد و دیوارهای دشمنی، کینه توزی روز به روز ضخیم تر و پایدارتر می شود.

ریشه های نفاق، پراکندگی و پسماندگی عمیق تر و وسیع تر و بستر برای مداخلات بیرونی و چند دستگیهای درونی آماده تر می شود و راههای گفتمان و عقلانیت آسیبی بیشتر می بیند.

جامعه ی طایفه گرا جامعه ای است بی شکل و توده ای. تفاوت چنین جامعه ای با جامعه ی مدنی در آن است که در جامعه ی توده ای تصمیمات سیاسی افراد بر اساس معیارهای قبیله ای و طایفه ای اتخاذ می شود. در حالی که در جامعه مدرن و پیشرفته افراد بر اساس منافع دراز مدت و عقلانی و برای پیشرفت و آبادانی کلیه افراد جامعه تصمیم می گیرند.

در هر حال در هر نگاه طایفه گرایان هدف از شرکت در انتخابات قدرت نمایی قومی و طایفه ای، رسیدن به منافع مادی و به دست آوردن مناصب سیاسی و اجتماعی است. پس از به قدرت رسیدن طرف مقابل و محرومیت از امتیازهای مادی و معنوی بهسازی شهر و محله خود بدون در نظر گرفتن بحث تقسیم عادلانه امکانات و حقوق شهروندی است. هنگامی حس تعلق طایفه ای قومی باشد این تعهدات در مقابل طایفه ایفا می شود . لذا هر گاه فردی از طایفه به موقعیت اجتماعی و سیاسی بارزی برسد پست های مدیریتی، نقش ها و خدمات و مشاغل متعددی را بدون توجه به اصل شایسته سالاری به اعضاء طایفه واگذار می کند. از طرفی افرادی که با کمک طایفه به مقاماتی دست پیدا می کنند پس از پیروزی می کوشند تا دست سایر اعضاء قوم و خویش را بگیرند تا آنان نیز از مزایای اجتماعی برخوردار شوند این انحراف از ارزشهای دینی ونافی حق و حقیقت و شایسته سالاری است.

متأسفانه در نبود اعضاء و تشکل های مدنی این پدیده نادرست حتی به افراد تحصیل کرده نیز سرایت کرده است آنها به خاطر منافع شخصی و پست و مقام به کاندیدای طایفه ای رأی می دهند و متأسفانه این وضعیت به موضوع قومیت گرایی و قبیله گرایی مشروعیت می بخشد و آنها را نهادینه می کند و نخبگان فاقد طایفه را به حاشیه می راند در حقیقت به جایی رسیده­ایم که رفتار سنتیمان در مقابل رفتار نوین قرار گرفته و نه مدرن هستیم و نه سنتی. اما این بدین معنی نیست که چون افراد شایسته و لایق در فلان طایفه هستن نباید آنها را انتخاب کنیم بلکه مقصود آن است که باید انتخابمان از روی عقلانیت و شایسته سالاری باشد. اگر فردی واقعاً توانایی و اداره اموری را دارد و در صورت پیروزی در انتخابات می تواند بر اساس فصل ششم قانون اساسی رفتار کند باید با قاطعیت از او حمایت کنیم حتی اگر از طایفه و قوم و قبیله ما نباشد.

حسن نجفی

کارشناس مسائل حقوقی

منبع: عصر ایلام

Share on FacebookShare on LinkedInPin on PinterestDigg thisShare on StumbleUponFlattr the authorEmail this to someoneShare on RedditShare on TumblrBuffer this pageShare on Google+Tweet about this on Twitter