به روایت تیتر:
کد خبر: 1996
منتشر شده در: ۲۹ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۲۰:۳۰

قبیله گرایی مدرن در پایتخت

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – در پایتخت اما قبیله گرایی صورتی مدرن به خود می گیرد که مزایا و نقاط قوت قبیله گرایی سنتی را ندراد. گاهی افراد فقط به صرف آشنایی و استفاده از رابطه ها، بدون داشتن امتیاز و ویژگی خاصی توسط فرد خاصی در لیست انتخاباتی قرار می گیرد و تا سالهای سال بر کرسی نمایندگی مجلس تکیه می زند بدون آنکه خود را وامدار واقعی مردم بداند و در طول دوران نمایندگی فقط به فکر راضی کردن همان یک نفر یا طیف خاص است که باز برای انتخابات آینده مدنظرشان قرار گیرد و آنچه ذبح می شود حق مردم است

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – سالهاست که استانها و شهرهای دور از مرکز را به لحاظ سیاسی، یا عقب مانده می نامند یا با برچسب زدن واژگانی چون قبیله گرا و در پیروی از سنت، مردم این نواحی را فاقد شعور لازم در بحث تشخیص و انتخاب معرفی می کنند. حال اگر بخواهیم بر اساس واقعیت تحلیل کنیم آنچه بدست می آید کاملاً برعکس این موضوع است. در استانهای با بافت قبیله ای افرادی که از دل طایفه ای برمی خیزند و بعنوان کاندیدا به مردم معرفی می شوند، در اکثر اوقات افراد برجسته و پرنفوذی هستند که برای معرفی خود نیازمند حمایت سران قبیله هستند و همانگونه که نبی مکرم اسلام (ص) در ابتدای رسالت خود دعوت را از قبیله آغاز کردند و همواره به همراهی قبیله تأکید داشتند، پس حرف اینکه بخواهیم کاندیدایی را که محصول خرد جمعی یک قبیله هست ناکارآمد بدانیم و به آن انگ بی سوادی بزنیم، از دایره اخلاق خارج و فرسنگها از عدالت دور شده ایم. در استانهایی که هنوز رسم و اسم گذشتگان در میان مردمانش زنده است انتخاب کاندیدای اصلح در انتخابات، توسط افرادی صورت می پذیرد که گاهاً بر استبداد رضاخانی شورش کرده و در انقلاب ۵۷ از آرمانهایش دفاع نموده و در هشت سال دفاع مقدس از آنچه در پی داشته است مضایقه نکرده است پس همراه کردن این نخبگان و ریش سفیدان ایل نه تنها کار عبث و بیهوده ای نیست بلکه نقطه قوت و مثبتی تلقی می شود.

علی امیدی
قبیله گرایی مدرن در پایتخت
در پایتخت اما قبیله گرایی صورتی مدرن به خود می گیرد که مزایا و نقاط قوت قبیله گرایی سنتی را ندراد. گاهی افراد فقط به صرف آشنایی و استفاده از رابطه ها، بدون داشتن امتیاز و ویژگی خاصی توسط فرد خاصی در لیست انتخاباتی قرار می گیرد و تا سالهای سال بر کرسی نمایندگی مجلس تکیه می زند بدون آنکه خود را وامدار واقعی مردم بداند و در طول دوران نمایندگی فقط به فکر راضی کردن همان یک نفر یا طیف خاص است که باز برای انتخابات آینده مدنظرشان قرار گیرد و آنچه ذبح می شود حق مردم است. در پایتخت ایران قبیله گرایی یک یا چند نفر وجود دارد و افراد با وضعیت متوسطی از لحاظ سیاسی اجتماعی به راحتی وارد مجلس می شوند حال آنکه در استانهایی با بافت طایفه ای چون ایلام، کردستان، لرستان، سیستان بلوچستان، تعداد افراد یک قبیله گاهاً به پنج هزار نفر می رسد و همین موضوع باعث می شود افراد برجسته که توانایی علمی و رزومه اجرایی موفقی دارند و از پایگاه اجتماعی مطلوبی برخوردار هستند به خود جسارت کاندیدا شدن در انتخابات را بدهند؛ چون مطمئناً نه افراد ضعیف می توانند طایفه را همراه خود سازند و نه قبیله از فرد ضعیف حمایت می کند.
متأسفانه پایتخت نشین ها که در ادعاکردن، فریادشان گوش فلک را کر می کند و داعیه روشنفکریشان باعث بالا رفتن کاذب اعتماد به نفسشان شده است و خود را بالاتر از مردم دیگر نقاط ایران قلمداد می کنند، چند دوره ای است که در انتخاب و درک شرایط موجود دچار مشکلات جدی هستند که می طلبد با مطالعه دقیق تر و پژوهش بیشتر و کنار گذاشتن قیافه های حق به جانب، در حل این مشکل اقدامات جدی و شایسته ای صورت دهند.
در این نوشتار بصورت اجمالی اعضای شورای شهر، نمایندگان مجلس و آراء مردم پایتخت را در انتخابات دوره های قبل مورد بررسی قرار می دهیم.

شورای شهر تهران:
اعضا محترم شورای شهر تهران اکثر غیربومی هستند و با مشکلات ریشه ای شهر آشنایی ندارند. گاهی که از اعضاء این شورا برای سخنرانی یا بازدید از محلی دعوتی صورت می گیرد یا آدرس را به کمک گرفتن از مردم عادی پیدا می کنند و حتی تا آن لحظه نه آن مکان را دیده اند و نه در باره آن چیزی شنیده اند. از این نکته که بگذریم باید بپذیریم که اسامی اعضای شورای شهر تهران آدمی را یاد باشگاه های ورزش می اندازد. وجود قابل تحمل ورزشکاران در شورای شهر قطعاً مشکلاتی را به همراه خواهد داشت و این عزیزان چون فاقد شم سیاسی و آینده نگری هستند و به جای کار اجرایی در امور شهر و شهرداری ها، بیشتر وقت خود را در میادین ورزشی بوده اند به راحتی در میدان های سیاسی بازی می خورند و سرنوشت کلانشهری را که نماد آبادانی و توسعه یک کشور است، به مخاطره می اندازند. مردم تهران تنها بخاطر افتخار آفرینی ورزشی این افراد در گذشته، به ورزشکاران رأی می دهند و این اشتباه بزرگی است که در آینده نه چندان دور دودش به چشم خود آنها خواهد رفت. نگاهی به مبلمان شهری و فضای سبز پایتخت کشورهای حوزه خلیج فارس و مقایسه آن با شهر بی روح و خسته تهران بخوبی عمق فاجعه را نشان می دهد. برخی دیگر از اعضاء این شورا فقط با حمایت های خانوادگی و نسبت های فامیلی که دارند از سوی مردم انتخاب می شوند حال آنکه برخی از کارشناسان حوزه شهرسازی که دارای بالاترین مدرک تحصیلی و مرتبط به امر شهرسازی و ترافیک و… هستند هرگز راهی به این شورا می یابند.

انتخابات مجلس شورای اسلامی در تهران:
متأسفانه مردمان پایتخت وقت چندانی برای مطالعه برنامه های کاندیدها ندارند و بدون هیچ گونه شناختی به لیستی رأی می دهند که از سابقه، تجربه، تخصص و توان افراد آن اطلاع چندانی ندارند و مردم تهران باید متوجه باشند که در بسیاری از لیست ها افراد به خاطر داشتن رابطه در آن قرار می گیرند و صرفاً بودن در یک لیست که مورد حمایت عده ای است نمی تواند دلیل محکمی برای شایستگی یک فرد باشد و امروز اغلب نماینده های دلواپس از حوزه انتخابیه تهران هستند و این امر باعث شده تا آنها با پشتوانه نمایندگی بزرگ ترین شهر جمعیتی کشور، اجازه هر کاری را به خود بدهند. هرچند درمیان نمایندگان استان تهران افراد باانصاف و مدیر و توانمندی وجود دارد اما کفه ترازو به طور قابل ملاحظه ای به سود نمایندگان دلواپس است که منافع ملی را بیشتر فدای منافع شخصی و حزبی خود می کنند. آنان به دنبال بهانه های بنی اسرائیلی هستند تا با سود بردن از آن، دولت را تضعیف و راه را برای بازگشت مجدد جریان منتسب به خود باز کنند. می توان با مقایسه کردن نمایندگان استان تهران با دور افتاده ترین شهر ایران یعنی ایلام به این نتیجه رسید که هم از لحاظ تجربه و سواد و تخصص، نمایندگان استان ایلام بطور میانگین از کیفیت مطلوب تری برخوردار هستند.

انتخابات ریاست جمهوری در تهران:
در بحث ریاست جمهوری نیز تهرانی ها در سال ۸۴ انتخاب عجیبی انجام دادند که در خوشبینانه ترین حالت می توان گفت در هشت سال دولتهای نهم و دهم، کشور هیچ گام مثبتی در بحث اقتصادی، اجتماعی، سیاست خارجی، بهداشت و درمان برنداشته است. حال آنکه اگر در آن انتخابات مردم به گزینه ای رأی می دادند که بیشتر اهل تعامل و همکاری در سطح بین المللی بود، شاهد این همه بحران در مسائل اقتصادی و سیاسی نبودیم. احمدی نژاد سال ۸۴ محصول مردم تهران بود و گرنه در شهرستانها کسی از ایشان شناختی نداشت. احداث چند پله برقی برای پلهای عابر پیاده و دوربرگردانها و… آنچنان محبوبیتی را برای احمدی نژاد در تهران به ارمغان آورد که مردم پایتخت در انتخابش بعنوان رئیس جمهور هیچ شکی به دل راه ندادند. حال آنکه آنها به این واقعیت فکر نکرده بودند که یک شهردار موفق لزوماً رئیس جمهور خوبی نیست. سال ۸۴ اگرگزینه ای شبیه روحانی انتخاب میشد، به احتمال زیاد وضعیت در بیشتر مسائل بهتر ومطلوب تر بود. احمدی نژاد نیز اگر بجای سال ۸۴ درانتخابات سال ۹۲ پیروز می شد، هم موفق تر بود و هم می توانست بهتر و بیشتر به مردم و کشور خدمت کند. احمدی نژاد آن سالها فاقد تجربه لازم برای ریاست جمهوری بود. ایشان سابقه یک روز نمایندگی مجلس را نداشتند و بیشتر پست های دولتی اش را مدیون هاشمی رفسنجانی است همان کسی که با حمله به او توانست بر صندلی پاستور جلوس کند. همین عدم آشنایی احمدی نژاد با قوانین و جایگاه مجلس باعث ایجاد روزهای سیاهی شد که پرداختن به آن در حوصله این بحث نمی باشد.
براساس مطالب عنوان شده امیدواریم مردم عزیز پایتخت با حساسیت بیشتری در مسأله انتخابات ورود پیدا کنند و با انتخاب هوشمندانه و مسؤولانه گامی در جهت رسیدن به توسعه یافتگی بردارند و ایلات و قبایل سلحشور نیز با کنار گذاشتن منافع درون طایفه ای، به پیشرفت شهرهای حوزه خود بپردازند.

علی اکبر امیدی. دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایلام