به روایت تیتر:
کد خبر: 1985
منتشر شده در: ۲۸ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۲۰:۲۵

نگاه قبیله ای به انتخابات باید «تعدیل» شود

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – نماینده های دور آینده استان ایلام را با این نگاه که بهترین ها را انتخاب کنیم و مقداری از تعصبات خود را کاهش داده و مقداری از نگرشهای قومی قبیله ای خود را “تعدیل” نماییم، انتخاب کنیم.

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – نماینده های دور آینده استان ایلام را با این نگاه که بهترین ها را انتخاب کنیم و مقداری از تعصبات خود را کاهش داده و مقداری از نگرشهای قومی قبیله ای خود را “تعدیل” نماییم، انتخاب کنیم.

احسان اکبری، استاد دانشگاه
احسان اکبری، استاد دانشگاه و مدرس تاریخ

نیم نگاه: “احسان اکبری” را می شناختم و می دانستم که اگر چه تخصص آکادمیکش در دنیای باستان است ولی به خاطر دغدغه و علاقه اش، تاریخ معاصر ایران و غمنامه هایی را که در این دویست سال بر ما رفته، به روز و تاریخ سال و ماهش می داند و اشراف دارد؛ تا جایی که تمام این مصاحبه را با تکیه بر حافظه قدرتمندش بازگو کرد. برای اندیشه نو از او خواستیم که درباره تاریخ انتخابات و روزهایی که بر مشق مردمسالاری اهالی قلاقیران گذشته است، مطالبی برایمان بگوید. چرا که اعتقاد داریم، برای شناخت درست از وضعیت کنونی انتخابهای سیاسی در استان ایلام، لازم است تاریخچه ای از آنچه تا کنون بر ما گذشته را بدانیم تا بتوانیم شفاف ببینیم و دقیق تصمیم بگیریم. ببینیم که اکنون در کجا ایستاده ایم تا در نزدیک ترین انتخابات پیش رو، بتوانیم اصلح واقعی را برگزینیم نه صرفاً عصبیت قبیله ای را که خواه ناخواه محیط بر ماست. گفتگوی زیر حاصل تلاش آقای “رضا امین پور” با دکتر احسان اکبری است که تقدیمتان می گردد.

س: با سلام، لطفا رزومه ای فعالیتهای علمی و سیاسی خود بفرمایید.
ج: با نام و یاد خدا، احسان اکبری هستم. متولد ۱۳۵۰ در شهر ایلام، دانشجوی دکترای تاریخ که از سال ۸۱ مشغول به تدریس در دانشگاههای استان ایلام می باشم. از لحاظ فعالیتهای سیاسی باید عرض کنم که از سال ۷۷ که وارد مجموعه استانداری ایلام شدم، زندگی سیاسی من هم شکل تازه ای گرفت. یک سال و نیم در دفتر سیاسی استانداری بودم که بعنوان بخشدار مرکزی ایوان منصوب، بعد هم پنج سال بخشدار مرکزی ایلام بودم. از ۱۳۸۵ نیز تا سال نود و سه کارشناس امور اجتماعی و انتخابات فرمانداری ایلام و از آن زمان تا کنون، معاون برنامه ریزی و امور عمرانی فرمانداری ایلام هستم.
س: چه خوب که در زمینه مورد بحث ما در این شماره اندیشه نو (که مسائل مربوط به انتخابات در استان ایلام است)، دارای سوابق و تجربه هستید. لطفا تاریخچه ای مختصر درباره انتخابات در ایران را بیان بفرمایید.
ج: انتخابات بصورت رسمی در ایران از مشروطیت شروع می شود ولی از نگاه تعدادی از مورخین، وقتی که “کمبوجیه” هخامنشی به مصر حمله کرد و در داخل ایران ماجرای بردیای دروغین رخ داد، کمبوجیه حمله را ناتمام گذاشته و به ایران بازگشت ولی در بین راه درگذشت. پس از مرگ وی، شورایی از بزرگان شکل گرفت که “داریوش” را بعنوان پادشاه ایران “انتخاب” کرد. در دنیای اسلام نیز انتخاب شدن حضرت علی (ع) بعنوان خلیفه مسلمین توسط قاطبه مسلمانان، انتخابات است. در ایران نیز می توان به انتخاب نادرشاه افشار به پادشاهی ایران، در لویی جرگه ای متشکل از شورای بزرگان و سران طوایف و قبایل ایران در دشت مغان، یک انتخابات است. اما انتخابات بصورت رسمی به زمان مشروطه برمی گردد. مجلس اول متشکل از قشرهای مختلف جامعه از جمله تجار، بازرگانان، اشراف و روحانیون بوده است. پس از تدوین نظامنامه انتخاباتی در مجلس اول مشروطه، انتخابات مجلس دوم در سال ۱۲۸۶ با ضوابطی که در نظامنامه انتخاباتی آمده بود به انجام رسید و مردم برای اولین بار، نمایندگان خود را برای حضور در خانه ملت انتخاب کردند؛ انتخاباتی که ۲۴ دوره در ایران تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی همواره برگزار گردید. بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، ما شاهد برگزاری انتخابات متفاوتی از جمله انتخاب خبرگان تدوین قانون اساسی، همه پرسی، انتخابات خبرگان رهبری، انتخابات مجلس شورای اسلامی و انتخابات ریاست جمهوری می باشیم.
س: انتخابات در استان ایلام از چه زمانی شکل گرفت؟
ج: ایلام تا قبل از سال ۱۳۰۸ به حسین آباد مشهور بوده و خان ابوقداره حاکم اینجا بود. رضاشاه پهلوی، بر اساس سیاست ترویج باستان گرایی که داشت، حسین آباد را به ایلام تبدیل کرد تا نام یکی از تمدن های قدیمی ایران باستان را زنده کند. در سال ۱۳۱۵ ایلام به فرمانداری تبدیل شد و در سال ۱۳۴۵ ایلام به فرمانداری کل و در سال ۱۳۵۳ به استان ارتقا یافت. اما در بحث انتخابات، به تبعیت از کل کشور، حضور مردم ایلام در انتخابات فقط در انتخابات مجلس شورای ملی بود. تا قبل از مجلس بیستم، ایلامیان جهت رأی دادن به نامزدهایی که می خواستند در حوزه انتخابیه دیگر به مجلس بروند در انتخابات شرکت می کردند. تا مجلس شورای ملی بیستم، مردم ایلام به کاندیداهایی رأی می دادند که از حوزه های انتخابیه دیگر برای ایلام کاندید می شدند. مبلغین این افراد به ایلام می آمدند و برایشان تبلیغ می کردند. روال هم به اینگونه بود که شناسنامه ها را جمع می کردند و به نفع کسی که دربار یا حاکمیت مدنظر داشت، آراء به صندوقها ریخته می شد. از مجلس بیستم به بعد است که ایلام در بحث انتخابات استقلال پیدا می کند.
س: ایلامیان کی توانستند با آرای خود، اولین نماینده خود را به مجلس ملی روانه کنند؟
ج: اولین نماینده واقعی ایلام آقای “غلامحسین عرفانی” است که به مجلس بیستم راه پیدا کرد. مجلس بیست و یکم شخصی به نام “ابوذر” و در مجلس بیست و دوم یک نظامی به نام “سرهنگ کبیری” روانه مجلس شدند. البته این افراد هیچکدام ایلامی نبودند ولی در ایلام یا مدیرکل بودند یا مقامی دیگر داشتند. در مجلس بیست و سوم سهمیه ایلام در مجلس به دو نماینده ارتقا پیدا می کند که دو نفر به نامهای “عبدالعلی خان نیک روش” و “حیدری” نماینده ایلام در این مجلس بودند.
س: این دو نفر بومی خود استان بودند؟
ج: بله. آقای نیک روش از حوزه شمال بود که لیسانس جغرافیا داشت و مدتی هم شهردار ایلام بود. هفتمین شهردار. جناب حیدری هم از حوزه جنوب استان بودند.
س: نمایندگان ایلام در آخرین مجلس شورای ملی قبل از بهمن پنجاه و هفت چه کسانی بودند؟
ج: در مجلس بیست و چهارم “رستم خان رفعتی”، نماینده حوزه جنوبی ایلام و “حسن خان ملکشاهی” به نمایندگی از شمال استان در مجلس حضور داشتند.
س: انتخابات مجلس سنا هم در ایلام برگزار می شد؟
ج: یکی دو دوره ایلام در مجلس سنا نماینده داشت که غیربومی بودند و از مرکز معرفی می شدند. در ایلام هم با آنها همکاری می شد و بعنوان نماینده سنا از طرف استان انتخاب می شدند.
س: از نمایندگان منتخب مردم ایلام در بعد از انقلاب هم یادی بفرمایید.
ج: در دوره اول مجلس شورای اسلامی، هر چند که سهم ایلام دو نماینده بود اما به دلایلی انتخابات حوزه جنوبی ایلام باطل شد و ما در اولین مجلس اسلامی، تنها یک نماینده داشتیم که مرحوم “اسدالله عالیپور”، دبیر خوشنام ایلامی بودند. در مجلس دوم “حاج آقا لطفی”، نماینده ولی فقیه و امام جمعه کنونی ایلام به همراه فردی به نام آقای “حاج علی اکبر روحانی” در مجلس بودند. دور سوم، “سید محمد حائری” و “علی کرم محمدیان” نمایندگان ایلام در مجلس بودند. در مجلس چهارم استان ایلام “سید حشمت موسوی” و مرحوم “حسنی” را دارد. در مجلس پنجم نیز آقای “ناصری گهر” و “حمید کریمی” را در مجلس داریم. در انتخابات مجلس ششم است که استان ایلام به سه نماینده در مجلس ارتقا پیدا می کند. مهران از حوزه جنوب منفک و به حوزه شمال می پیوندد و آقایان دکتر “حیدری زادی” و “علی یاری” به همراه آقای “سید حسینی نسب” در مجلس ششم به ایفای خدمت می پردازند. مجلس هفتم شاهد انتخاب شدن مرحوم “مرتضی کرمی” و “فریدون همتی” و دکتر “عادل آذر” توسط مردم هستیم.
س: فکر کنم در مجلس هفتم اولین انتخابات میان دوره ای را داشته باشیم.
ج: بله. بخاطر سانحه تصادف مرحوم کرمی، یک انتخابات میان دوره ای برگزار شد که “داریوش قنبری” با رأی مردم حوزه شمال استان، به مجلس هفتم رفت. قنبری در انتخابات مجلس هشتم، به همراه “شاپور پولادی” و آقای “عزتی” سه نماینده ایلام در مجلس بودند. در زمان این مصاحبه هم که در زمان مجلس نهم قرار داریم جناب دکتر “احمد شوهانی”، “عمران علیمحمدی” و دکتر “علیمحمد احمدی” مشغول خدمت می باشند.
س: بحث قومیت و قبیله گرایی چه نکات مثبت و چه آسیبهایی دارد؟
ج: این بحث دارای دو مقوله است: یکی بحث قومیت و دیگری بحث قبیله است. در تاریخ ایران قومیتها نقش مهمی دارند و دولتها بر اساس اقوام شکل گرفته اند؛ مانند قوم ماد که دولت مادها را در غرب ایران تشکیل داد و یا دولت هخامنشی که توسط قوم پارس به وجود آمد و یا دولت اشکانی که توسط قوم پارت ایجاد شد. اقوام بسیار بسیار در تشکیل دولتها و حکومتها تأثیرگذار بوده اند. در بررسی دولتهای مستقر در ایران پس از ورود اسلام، نقش اقوام برجسته است. دولتهایی مانند طاهریان، صفاریان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان و دیگر سلسله ها، تنها به پشتوانه عامل قومیتی خویش به قدرت رسیده اند و جز این عامل مشروعیت سیاسی دیگری ندارند. عامل قومیتی تا کنون اهمیت خود را حفظ کرده است و در دوران معاصر، اقوام موجب بقای امنیت در ایران هستند. در اوایل پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، بعضی از اقوام با پشتیبانی هایی که استکبار از آنها به عمل می آورد، می خواستند امنیت ایران را با خطر مواجه کرده و ایران را به آستانه فروپاشی بکشانند. اما پس از مدتی که در بدنه نظام جمهوری اسلامی قرار گرفتند، اقوام ایرانی نشان دادند که حافظان خوبی برای امنیت این آب و خاکند و در جنگ تحمیلی رشادتهای زیادی در تاریخ ایران به ثبت رساندند. نتیجه این بحث را اینگونه بیان می کنم که اگر نتوانیم از پتانسیل قومیت استفاده کرده و بهره برداری درستی داشته باشیم، اقوام می توانند در بدنه جمهوری اسلامی تثبیت شوند و حافظ امنیت و باعث رشد کشور شوند. در یازده دوره برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران همواره شاهد بوده ایم که اقوام ایرانی، تنها به دنبال انتخاب فرد اصلح، بدون در نظر گرفتن نگاه قومیتی در انتخابات مشارکت وسیع داشته اند.
س: نگاه قبیله گرایانه در استان ایلام را چطور ارزیابی می کنید؟
ج: در استان ایلام چند طایفه بزرگ در سرنوشت انتخابات تعیین کننده هستند و داوطلبان نمایندگی مجلس، به پشتوانه طایفه و قبیله خود در انتخابات شرکت می کنند. این نگاه وجود دارد که چنانچه کاندیدایی دارای پشتوانه قبیله ای نباشد، خودش را محکوم به شکست در انتخابات می داند چرا که تاریخ انتخابات در ایلام نشان می دهد که آراء قبیله ها و طوایف در تعیین سرنوشت انتخابات همواره نقش اساسی داشته است. یکی از نکات مثبت قبیله ها این است که می توانند امنیت را در محدوده ای که هستند تأمین نمایند. یکی دیگر از نکات بارز مثبت طوایف و قبیله ها، مشارکت سیاسی بالا در انتخابات است که به خاطر اعتقاد به نظام جمهوری اسلامی و عرق طایفه ای پای صندوقهای رأی می آیند. از آسیبهای نگاه قبیله ای در بحث انتخابات یکی این می تواند باشد که افراد سعیشان این است که کاندیدهای منسوب به طایفه و قبیله خودشان به مجلس یا شورای شهر راه پیدا کند؛ با این خیال که می پندارند با به دست آوردن کرسی توسط هم طایفه ای خویش، می توانند هر کاری را از وی بخواهند. این نوع طرز فکر، به نظر می رسد که نمی تواند چندان خوشایند باشد چرا که نماینده مجلس باید در مسائل و موارد قانونگزاری و نظارتی خویش، نگاهی ملی داشته باشد.
س: برای این مهم چکار می توان کرد؟
ج: شاید اگر ما در شرایطی قرار بگیریم که افرادی را که از فیلترها گذشته اند، بدون تعصب و وابستگی عشیره ای انتخاب کنیم بهترین روش باشد.
س: به نظر شما گذر از قبیله گرایی می تواند یک موفقیت محسوب شود؟ چه چیزی می تواند جایگزین قبیله گرایی شود؟
ج: آنچه مسلم است این می باشد که طایفه و قبیله در استان وجود دارد و ما نمی توانیم آن را نبینیم. هر کسی که می خواهد خودش را در معرض رأی مردم قرار دهد بایستی قبل از بقیه مردم، اقوام و فامیل خودش را سازمان دهد تا با آراء آنها بتواند یک پایه اصلی برای رقابت ایجاد کند و پس از آن به سمت احزاب و سازمانهای مردم نهاد و تشکلها و غیره برود. این، واقعیتی است که وجود دارد و ما نمی توانیم بگوییم که حتما باید از این مرحله گذر کنیم. ولی اگر شرایطی پیش بیاید که ما بتوانیم در شرایط و مرحله ای قرار بگیریم که همگان بپذیریم که افراد تنها به یک طایفه و قبیله خاص تعلق ندارند بلکه به کل استان ایلام و به کل کشور ایران تعلق دارند، انتخابها خیلی خیلی بهتر خواهد شد. تنها در این صورت نماینده ای که به مجلس می رود می تواند وظایف نمایندگی خود را که همان قانونگزاری و نظارت است، به درستی انجام دهد. دیگر وقتش برای انجام خواسته های اغلب هواداران طایفه ایش تلف نمی شود.
س: سخن آخر…
ج: امیدوارم در انتخابات هفتم اسفندماه مجلس شورای اسلامی، در پرتو همدلی و همزبانی، شاهد یک انتخابات شکوهمند و حداکثری باشیم و سعی کنیم بهترینها را به مجلس بفرستیم. در تمام این نه دوره مجلس، اگر چه همه نمایندگان زحمت کشیده و تلاشهایی داشته اند، امیدوارم بتوانیم نماینده های دور آینده استان ایلام را با این نگاه که بهترینها را انتخاب کنیم و مقداری از تعصبات خود را کاهش داده و مقداری از نگرشهای قومی قبیله ای خود را “تعدیل” نماییم، انتخاب کنیم و انتظارمان از منتخبان مردم تنها و تنها، توسعه استان، توسعه استان و توسعه استان باشد.

منبع: اندیشه نو