به روایت تیتر:
کد خبر: 1981
منتشر شده در: ۲۷ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱۳:۰۷

انتخاب عشیره‌ای؛ خودخواهی یا خودمحوری

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – تا زمانی که خودخواهی ما ایلامی‌ها محدود به عشیره، و در نتیجه، محصور در خودمحوری عشیره‌ای است و تا زمانی‌که جمع و دیگران را در نظر نداشته باشیم، دچار توسعه نامتوازنِ گه‌گاهی و موقت خواهیم بود

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – تا زمانی که خودخواهی ما ایلامی‌ها محدود به عشیره، و در نتیجه، محصور در خودمحوری عشیره‌ای است و تا زمانی‌که جمع و دیگران را در نظر نداشته باشیم، دچار توسعه نامتوازنِ گه‌گاهی و موقت خواهیم بود.

دکتر میرزاده
دکتر فرامرز میرزازاده، استادیار دانشگاه و مدرس علم سیاست

۱٫ یکی از مواردی که در نوشته‌های علمی کمتر رعایت می‌شود «تعریف مفاهیم» است. هر نویسنده و هر نوشته‌ای دارای برداشت خاص از مفاهیمی هستند که اساس آن را تشکیل می‌دهند. عمده مشکل دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترای ما عدم توجه به هم همین امر می‌باشد. دانشجویان و حتی برخی از نویسندگان باتجربه در تعریف و توضیح مفاهیم، کلیشه‌ای عمل کرده و در چنبره و سیطره عامیانه یا تعاریف دیگران درآمده و بار معنایی مفهوم را یا تقلیل می‌دهند یا تحریف می‌کنند. بنابراین، نوشته ابتر و نامنسجم از آب درمی‌آید؛ چرا که مفهوم محوری بحث به خاطر عاریتی‌بودن یا عدم هم‌خوانی موضوع تحقیق، با کل نوشته همخوانی نداشته و بی‌ربط می‌نماید. دلیل این امر عمیق نبودن اندیشه نویسنده، یا بی‌اعتنایی به اهمیت مفاهیم کلیدی در تبیین هدف نوشتار است.
۲٫ مثلاً، یکی از مفاهیمی که به‌صورت کلیشه‌ای و ناخودآگاه تصور غلطی از آن داریم واژه «تنبیه» است که عمدتاً توأم با اعمال فیزیکی تلقی می‌گردد. در حالی که معنای واقعی آن بیدار کردن و آگاهی‌بخشی است؛ هر چند که تنبیه فیزیکی – البته از نوع خشن آن – هم نوعی آگاهی بخشی است.
یکی دیگر از مفاهیم، واژه «سیاست» است که چهرۀ ماکیاوللی آن غالب شده است: پدرسوختگی، بد/بی‌اخلاقی، دروغ‌گویی، خیانت، حیله، زرنگ‌بازی و… . در حالی‌که سیاست در معنای واقعی آن تدبیر و رفع خصومت است: ایجاد سازش بین منافع ناسازگار و مخالف. اما مفهومی که در رابطه با این مقال باید مورد بازتعریف و توضیح قرار گیرد، مفهوم «خودخواهی» است که با نفع‌طلبی و سودجویی رابطه تنگاتنگی دارد.
۳٫ ابتدا باید بین خودخواهی و «خودمحوری» تمایز قائل شد. خودمحوری، اساساً بر «فردگراییِ فردمحور» استوار است که متضاد «فردگرایی جمع‌محور»، منافع جمع و مخالف بها دادن به منافع دیگرن است. به بیان دکتر سریع‌القلم این فردگرایی بر تکبر و خودبینی منتهی می‌شود که مانع توسعه است؛ در واقع، این فردگرایی از نوع منفی آن است. اما خودخواهی با فردگرایی مثبت مترادف است که بنیان توسعه می‌باشد.
[با تعریفی که از خودخواهی در این متن ارائه شده] شخصاً معتقدم انسان‌ها ذاتاً خودخواه هستند؛ از عامی گرفته تا نخبه و حتی معصومین(ع). لازم است این دعوی توضیح داده شود تا سوءفهمی پیش نیاید. چون اساساً این خودخواهی نوعی فردگرایی مثبت است، سود و نفع شخصی را مرتبط و منجر به یک آرمان دیگر یا نفع و سود دیگران تعریف می‌کند. پیامبر اکرم(ص) نفع شخصی را در طی طریق خواست و اراده ذات احدیّت می‌داند که غایت آن هدایت «کل بشریت» است. علی(ع) نفع خود را در تبعیت از آموزه‌های وحیانی، و سود شخصی را در جلب رضای خداوند خلاصه می‌کند تا از یک طرف، مبادا با غلتیدن در جلب نفع خصوصی یک نفر – برادرش عقیل – آتش جهنم را خریده باشد و از طرف دیگر، «حقوق دیگران» – بیت‌المال جامعه – را ضایع کرده باشد؛ بقیه معصومین (ع) هم این‌گونه‌اند. متأسفانه، بلاد کفّر هم چنین است، البته با مبانی و اصولی دیگر: اگر اومانیسم به فردگرایی اعتقاد راسخ دارد به این دلیل است که باور دارد سود و نفع شخصی زمانی معنا دارد که جمعی وجود داشته باشد و سود فرد زمانی محقق خواهد شد که به جمع و جامعه نیز سود رسانده باشد. یا آدام اسمیت به این خاطر بر اولویت سود شخصی صحه می‌گذارد که معتقد است سود فردی عامل و مبنای سود جمعی است: پی‌جویی سود و نفع شخصی، جمع و جامعه را نیز منتفع خواهد کرد. ضمن بیان این‌که قصد غسل تعمید مفهوم خودخواهی را ندارم، معتقدم که خودخواهی لازمه توسعه و خودمحوری مانع آن است.
۴٫ با این مقدمه می‌توان به رابطه انتخاب عشیره‌ای و توسعه در استان ایلام پرداخت. به بیان علمای دین، هر امری زمانی قابل تحقق است که «مقتضی موجود و مانع مفقود» باشد. اقتضای توسعه ایلام نگرش جمع‌گرایی است که ایلام را یک واحد کل بنگرد و یک فرهنگ فردگرایی مثبت حاکم باشد. در مقابل مانع توسعه، یعنی خومحوری و فردگرایی منفی، مفقود باشد. این در حالی است که اندیشه دایره‌ای حاکم در منطقه شعاع عمل خودخواهی مبتنی بر فردگرای مثبت را، در بهترین و بالاترین حد خود، تا مرزهای انتخاب عشیره‌ای می‌افشاند. بدین معنی که دگرخواهی یا جمع‌گرایی عشیره‌ای محدود به دامنه و مرز عشیره است. البته، ناگفته پیداست که در شرایطی که تخصیص منابع و امکانات صورت می‌گیرد خودمحوری حاکم در عصبیت موجود در حلقه‌های اولیه و مرکزی، به دلیل احساس کمبود و محدودیت آن منابع و امکانات، مانع از آن می‌شود که حتی به تمامیت عشیره تعلق یابد. بنابراین، نوعی خودمحوری عشیره‌ای حاکم می‌شود که ذاتاً با جمع‌گرایی، و در نتیجه، با توسعه در تضاد است.
۵٫ تالیِ فاسدۀ خودمحوری عشیره‌ای «توسعه نامتوازن» در ایلام است. منظور از توسعه نامتوازن، فرایندی است که در آن بخشی از ایلام، متناسب با عصبیت عشایر کاندیداهای پیروز در ادوار مختلف، تک‌اقدامات متمایز با دیگر مناطق متورم و برجسته می‌شود. توسعه نامتوازن را در سه عرصه می‌توان دید و تحلیل کرد.
الف) سیاسی: هرچند در انتخاب عشیره‌ای نوعی عقلانیت فردگرا نهفته است؛ لکن پرتو آن محدود به عشیره، و در بهترین حالت، محلی است. بنابراین، مشارکت سیاسی در ایلام مبتنی بر عقلانیت کل‌نگرِ جمع‌گرای یک واحد سیاسی، به نام ایران، نیست، بلکه بنای عقلانیت مشارکت سیاسی، ارضای رضایت عصبیت عشیره خود در برابر سایر عصبیت‌های عشایر موجود است. فقط گاهی ممکن است که این نوع مشارکت، نوعی رقابت عشیره‌ای با سایر مناطق ایران لحاظ گردد؛ به گونه‌ای که شاهدیم یکی از افتخاراتی که ایلامی‌ها بدان می‌بالند، و البته حق دارند، قرار گرفتن همیشگی آن‌ها در رتبه اول یا دوم در میزان مشارکت سیاسی در سراسر ایران است. ضرورتی به توضیح ندارد که چنین مشارکت گسترده و همگانی در استان ایلام ریشه در همان عصبیت عشیره‌ای دارد که می‌خواهد خود را چنین متمایز از عشایر سراسر کشور نشان دهد. و این همان توسعه نامتوازن از بعد سیاسی است که ایلام را از سایر استان‌ها متمایز می‌سازد اما تأثیری در زندگی سیاسی خود استان ندارد.
ب) اجتماعی: عصبیت عشیره‌ای درون استانی، در رقابت و افتخارجویی برای برجسته کردن نام عشیره خود در برابر سایر عشایری است که برای نشان‌دادن برجستگی و برتری خود با هم در رقابت‌اند. طبیعی است عشیره‌ای که در انتخابات پیروز نشده باشد، از منظر روانی و شأن و منزلت اجتماعی احساس سرشکستگی و سرخوردگی می کند؛ زیرا به مدت چهار سال از آن مزایا و امتیاز روانی و اجتماعی محروم است که رقیب وی بدان دست یافته است. در مقابل، عصبیت عشیره‌ای پیروز می‌تواند بر افتخارات خود و مزایایی که می‌تواند کسب نماید ببالد و فخر بفروشد. شاید نتوان چنین امری را به صورت واضح و مبرهن مشاهده کرد اما می‌دانیم که امور روانی و فرهنگی در ایماها و اشاراتی نمود می‌یابند که گاهاً هرچند بیان آنها شاید ممکن نباشد اما اثرات مخرّب و زیان‌باری دارد که باعث انگیزش عصبیت عشیره‌های دیگر برای کسب افتخار و امتیاز اجتماعی در دوره‌های بعدی است. بدین ترتیب، شاهد توسعه نامتوازن اجتماعی موقتی برای یک عشیره از بین عشایر مختلف هستیم و از افتخار و امتیاز اجتماعی و روانی کلیت استان ایلام خبری نیست.
ج) اقتصادی: این حوزه به خاطر بروز و ظهور بیرونی‌اش، مصداقی‌ترین حوزه توسعه نامتوازن در استان ایلام است. عصبیت عشیره‌ای ایجاب می‌کند تا منابع و امکانات ممکن به تولیدکنندگان و حامیان آن اختصاص یابد. این تخصیص را از دو منظر می‌توان بررسی کرد: اولاً، تحولات و توسعه اقتصادی در هر دوره نمایندگی مختص آن منطقه جغرافیایی است که محل سکونت عشیرۀ نماینده آن دوره است. می‌توان مصداق این مدعا را در ترکیب کارکنان شرکت‌های گاز، پتروشیمی، نفت و …، اهمیت یا بی‌اهمیتی آنها در دوره‌های مختلف نمایندگی نمایندگان متفاوت و طرح‌های بزرگ و کوچکی که در دوره‌های هر یک از نمایندگان اجرا می‌شود، جست‌وجو کرد.
۶٫ عجب این است که برای تحریک عصبیت عشیره‌ای بر قرآن توسل می‌شود، اما انگار این بیان علامه طباطبائی در تفسیر همان قرآن نادیده گرفته می‌شود که: «فردی‌ترین آیات و احکام خدا، هدف و غایتی جمعی و اجتماعی دارد.» خودخواهی و خودمحوری عشیره‌ای مانع از آن می‌شود که به اهداف و غایات فراعشیره‌ای اندیشید و عمل کرد. در سایه همین نگرش است که هر نماینده‌ای – همانند نمایندگان بقیه شهرها و استان‌ها – خود را نه تنها متولی، بلکه محق ‌بداند در انواع انتخاب‌ها و انتصاب‌های خرد و کلان ذی‌دخل باشد: از انتخاب روسای دانشگاه‌های سطح استان گرفته تا آبدارچی شرکت‌ها و مراکز عمومی و دولتی. هرچند نمی‌توان منکر شد که عوامل فرهنگی، سیاسی و اقتصادی زیادی در این زمینه مؤثرند، اما بی‌شک خودمحوری عشیره‌ای یکی از عوامل اصلی است. تا زمانی که شعاع نورافکن بصیرت و ذهنیت ما به اندازه وسعت سکونت‌گاه عشیره‌مان باشد و اهداف و غایات خودمان را به همان هندسه جغرافیایی محدود کنیم، توسعه نامتوازن گریبان‌گیرمان خواهد بود و از توسعه همه‌جانبه خبری نخواهد بود. بدین ترتیب، خودخواهی ما ایلامی‌ها محدود به عشیره، و در نتیجه، محصور در خودمحوری عشیره‌ای است و تا زمانی‌که جمع و دیگران را در نظر نداشته باشیم، دچار توسعه نامتوازنِ گه‌گاهی و موقت خواهیم بود.

دکتر فرامرز میرزازاده، استادیار دانشگاه و مدرس علم سیاست

منبع: اندیشه نو