به روایت تیتر:
کد خبر: 1757
منتشر شده در: ۳۰ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۲۰:۱۷

جمعی از خبرنگاران ایلام یکماه قلم زمین می گذارند

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – مثل تمام استانداران و مقامات بلندپایه استان ایلام که در تمام این سالها تأکید مؤکد داشته و دارند که “باید” مشکلات ایلام “حل” شود و البته چیزی هم حل نمی شود… سالهاست می شنویم که مطبوعات ایلام ضرورت دارد که از بحران ناکارآمدی بیرون بیایند ولی… اتفاقی نمی افتد!

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – مثل تمام استانداران و مقامات بلندپایه استان ایلام که در تمام این سالها تأکید مؤکد داشته و دارند که “باید” مشکلات ایلام “حل” شود و البته چیزی هم حل نمی شود… سالهاست می شنویم که مطبوعات ایلام ضرورت دارد که از بحران ناکارآمدی بیرون بیایند ولی… اتفاقی نمی افتد!

قسم به قلم
قسم به قلم

با هوش نه چندان زیادی هم می توان فهمید که پشت موفقیت هر ملتی، افراد فرهیخته ای قرار دارند که سوای هر دسته بندی و سهم خواهی، به عنوان ناظران تحلیل گر، در مقاطع مختلف، همواره ملت و قوم خویش را به سمت خوبیها سوق داده و از بدیها دور ساخته اند. کاری که دقیقا وظیفه روزنامه نگاران است و تا حدود زیادی که پوشاندنش بسیار مشکل تر از توجیهش خواهد بود، جراید ایلام نتوانسته اند به این وظیفه خطیر عمل کنند.
از خاطره های خیلی دور که نه، ولی از پشت عینک خاطره های نزدیک تر که نگاه کنی، نشریه هایی را می توانی ورق بزنی که هر کدامشان لبریز خاطرات و فرازها و نشیب است. از سال هفتاد و یک و اولین نسخه از اولین نشریه ایلام که “مبشر” نام داشت و بشارت به ظهور و حضور روزنامه نگاران و نشریات گوناگونی در آینده می داد، تا میدانداری روزنامه اطلاعات و کیهان. از تأثیری که مقاله خودسوزی ققنوسهای محمد علی قاسمی روی مهرجویی گذاشت، تا سردبیری صبح ایلام با خلاقیتهای تازه مصطفی بیگی. مرحوم رشنوادی که دیگر جای خود را دارد و عکسها و گزارشات موشکافانه سید حسین خدنگ نیز که عیار نشریات را بالا برد. سی و دو جریده با ترتیب انتشارهای گوناگون، پر از فراز و اغلب در نشیب.

در ایلام اسمها یا همان برندهای برند نشده نشریات حکایت از تنوع سلایق دارد. بعضی اسمها حماسه ای و از تبار دفاع مقدس مثل میمک و مهران، بعضی مثل نجوا و مانند شکوه آزادی و منحصری لبریز مثل فرهنگ ایلام با خاطره های متنوع سردبیرانش. عده ای پر از احساس نوستالوژیک و المانهای بومی مانند کوشک و قلاقیران و وریا و مانشت و آلامتو، تعدادی هم ژورنالیستی تر با اسمهای پر از ایلام مانند پیک ایلام افق ایلام پیغام ایلام ایلام فردا… در این میان عده ای با دغدغه هایی فراتر از استان و با نگاههای منطقه ای کار می کنند مانند امید و آینده و باختر امروز و ندای زاگرس و دیگر همکاران. نامها آنقدر برای صاحبان نام تکرار و تمجید شده و می شوند که تبدیل به محتوایی مشخص با رنگ و لعاب سردبیران شده اند.

دیدن دیده نشده

مطبوعات و به قول قدیمی ترها، جریده… از دیرباز رابطه بین ذهن و دست صاحبان خرد و مردم محتاج به دانایی بوده است. خردمندان در روزگاران کهن که رسانه اش هرگز در حد این انفجار افسارگسیخته اطلاعات امروز نبوده، در وادی قلم به طرح اشکالات و اجرایی کردن اندیشه ها پرداخته اند. اما آنچه ما بعنوان مطبوعات مد نظر داریم همین نشریات و گاه و بیگاه نامه هایی است که هر کدام بر اساس منش و باورهای گردانندگانش تعدادی مخاطب را پرورانده و محتاج به خردورزی خود می کنند. صحبت هم سر این است: چرا این مطبوعات از دکه برداشته نمی شوند؟
مخاطب نمی داند کدام یکی را بردارد. از نظر او همه نشریات زردند و هر کس ساز خودش را کوک کرده و برای خودش چانه زنی می کند. در این تأمل که زیاد هم طول نمی کشد تمام تیترها را مرور می کند و زود می رود. روزنامه فروش هم می داند که در اینجا تیترها تمام مطالبند. برای همین پشت مقوای سیگاری نوشته: لطفا ورق نزنید. شاید به این دلیل که اگر ورق بزند می فهمد که این نشریه کال است، نارس است و برای او و دغدغه هایی که با آنها تنهاست کلمه ای ننوشته است. برای همین نخریده می رود.
برای اینکه بدانیم چرا نشریه مطبوع ما از زمین برداشته نمی شود و به واقع خوانده نمی شود دلایل زیادی می توان ذکر کرد که دم دستی ترین و توجیه گرانه ترین کلام این است که این روزها کسی دیگر روزنامه نمی خواند؛ حرفی که اصلا جدید نیست و اتفاقا امثال سید جمال و گاندی به مبارزه با همین باور غلطِ کنندگان فرهنگی برخاستند و ثابت کردند که نویسش مسؤولانه و روشنگرانه سرآغاز هر تحولی است.
سید جمال الدین اسد آبادی که کلیددار آغاز بیداری اسلامی در جهان اسلام معاصر است، در رساله فوائد جریده، مطبوعات را “السائق الی الفضائل و الزاجر عن الرذائل” دانسته که سعادت امت بسته به حرکت آنهاست. سید جمال می گوید: برای قومی که راننده ای به سوی فضائل و منع کننده ای از رذائل نباشد، هیچ خوشبختی و سعادتی نیست. واین فضیلت جراید است که سعادت جامعه را بر دوش او نهاده اند.
اینکه مطبوعات را حرکت دهنده امت به سمت خوبیها بدانیم و برایش رسالتی سنگین به نام منع کننده از بدیها قائل باشیم، هم کاغذ اخبار را شامل است و هم جهان الکترونیک را در بر می گیرد. در واقع این رسالت رسانه است.
حالا اگر نشریه ما در این راستا مطالبی منتشر کند و مانند یک مصلح به صلاح امتش قلم زنی نماید واقعا باید جریده ای خواندنی باشد که توانسته مخاطبان وسیعی را برای خود دست و پا نماید. اما اگر باز هم با رعایت چنین نکته ای هنوز هم خوانده نمی شویم، دیگر از این نظر نقص در افکار مردم است و نه در اخبارنامه ها. اگر همه مردم برای خواندن نشریات میل و رغبتی از خود نشان می دادند بی شک صاحبان جراید نیز تلاش خود را در زمینه غنی تر کردن محتوا بیشتر می کردند و اندیشه های خود را با اندیشه ها و سلایق مردم درآمیخته و هر شماره مقاله های شیرین برای تربیت و ترویج بی آلایشی به انتشار می رساندند. عموم مردم نیز مانند مطبوعات باید امر به معروف کنند و از منکرات، لااقل خودشان را منع کنند.
مطبوعات به خودی خود و با هر شماره ای که بر پیشخوان قرار می گیرد در معرض داوری و سنجش هر روزه است. هر نشریه با منش اجتماعی و سیاسی و البته اخلاقی اش شناسانده می شود، مخاطب می پرورد و اگر استخوان دار باشد باعث ایجاد آثار خوب و بد و حرکات بیشماری می شود. اگر نشریه ای مخاطبش را بشناسد و برایش خوب بنویسد و نویسندگانش کم فروشی نکنند، حتما و حتما خوانده می شود و خواننده پیدا می کند و در این اثنا همیشه و همیشه در حال داوری و قضاوت است.
شرایط اخلاقی یک صاحب نشریه

شرایط اخلاقی یک صاحب نشریه برای رسیدن به تمام فایده های مطبوعات را از رساله “فوائد جریده” سید جمال الدین اسدآبادی به عنوان حسن ختام می آورم انشاءالله که همه از آن منتفع بشوند. سید جمال می نویسد: “پس هر امتی که جویای سعادت و خواهان رفاهیت بوده باشد، باید بداند که به غیر از جرائد و اخبارنامه های یومیه به مقصود اصلی و مطلوب حقیقی خود نخواهد رسید… به شرط آنکه صاحب جریده بنده حق بوده باشد، نه عبد دینار و درهم. زیرا که اگر بنده دینار و درهم بوده باشد، حق را باطل و باطل را حق و خائن را امین و امین را خائن و صادق را کاذب و کاذب را صادق و دشمن را دوست و دوست را دشمن و نزدیک را دور و دور را نزدیک و ضعیف را قوی و قوی را ضعیف و منفعت را مضرت و و مضرت را منفعت و حسن را قبیح و قبیح را حسن و موهوم حقیقی را موجود و موجود حقیقی را موهوم وامی نماید…”.

شنیده شده

شنیده شده که جمعی از اهالی قلم و خبرنگاران راستین ایلام، آنها که نه لابی قدرتند و نه میل به عکس یادگاری با مدیرهای استیجاری دارند، قرار گذاشته اند که در یک ماه رمضان، سر در جیب مراقبت فرو ببرند و به خود و رسالتشان و جایگاهشان بیاندیشند… یکماه هیچ خبری مخابره نکنند و یکماه مطبوعات بی رنگ و بو را رها کنند تا نشان دهند که ایراد ریشه ای در این کار وجود دارد و بدون قلم زدن هم آب از آب تکان نمی خورد. در استانی که یک مدیرمسؤول استاندار شده است و وضع مطبوعات بغرنج تر از سالهای پیش است… کسی یکماه چیزی ننویسد… خبرنگاران به خود بیاندیشند… اول به خود اعتراض کنند و به گونه ای خاموش… به وضع موجود خبرنگاری و روزنامه نگاری در استان ایلام اعتراض کنند… کسی که فریادهای مستقیم شاغلین واقعی را در هیچ رشته ای نمی شنود… حالا شاید اگر یکماه قلم خبرنگاران ننویسد کسی حرفشان را شنید.

بادا

یاسر بابایی

یک پاسخ به “جمعی از خبرنگاران ایلام یکماه قلم زمین می گذارند”

  1. دلتان خوش است… به قول ظریفی مطبوعات ایلام در خوشبینانه ترین حالت زیرآب دولت را پیش دولت میزنند که خودشان از همه چیز خبر دارند… به شخضه معتصدم مطبوعات اسلا هیچ و هیچ و هیچ بازخوری ندارند. … چه گن و چه خاااس!