به روایت تیتر:
کد خبر: 1694
منتشر شده در: ۴ بهمن ۱۳۹۳ ساعت ۲۳:۳۴

ربا، جنگ با خداست (۱)

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – پول، بانک، ارز، منظقه آزاد تجاری، انباشت سرمایه، وام و سود و … می خواهیم در چند مطلب، ببینیم اینها از کجا آمده اند و چه اثری در جهان داشته و دارند.

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – پول، بانک، ارز، منظقه آزاد تجاری، انباشت سرمایه، وام و سود و … می خواهیم ببینیم اینها از کجا آمده اند و چه اثری در جهان داشته و دارند.

پول

پول، فلوس، پارا، آغژو، کسف، دنییر، مار، نقوت، مانی و یا هر اسمی که می خواهید روی آن بگذارید، هم می تواند بسازد و می تواند خراب کند. طی چند سال گذشته، بسیاری از پر آوازه ترین شرکت های بورس وال استریت و بورس لندن، به وسیله ی همین پول نابود شده اند. بحران مالی که از تابستان سال ۲۰۰۷ میلادی شروع شد همه را شکه کرد که چطور ممکن است در جایی به وسعت زمین، یک اختلال در نظام وامهای دسته دوم در محدوده جغرافیایی آمریکا، باعث ایجاد چنین سونامی عظیمی بشود که بزرگ ترین شرکت های وال استریت را به نابودی بکشاند؟ و کشورهای دو سوی آتلانتیک را وادار به ملی کردن بانک ها بکند و تا جایی پیش برودکه اقتصاد جهانی را به عرصه رکود بکشاند. حالا با این تفاسیر نمی توانیم روی مجموعه ای از وقایع عنوان پول ویرانگر بگذاریم. بلکه می خواهیم ببینیم که پول چگونه می تواند به چنین جایی برسد که چنین نقش ترسناکی را در زندگی همه ما بازی کند. علاوه بر این می­خواهیم تاریخچه نظام مالی و داستان پیدایش بانک را بررسی کنیم.

بانک ها معماران خودشان را از نظر مالی تأمین می کنند و این در حالی است که صاحبانشان جنگ راه میاندازند. بورس ها امپراطوری ها را می سازند و فروپاشی های مالی انقلاب ها را به وجود می آورند. از زمان تمدن باستانی بین النهرین تا به امروز، ترقی پول جزء جدا نشدنی رشد بشر بوده اما پول هیچ وقت به صورت خطی ترقی نکرده است. تاریخچه نظام مالی در اثر بحران های مالی گسترده بارها گسیخته شده و بحران مالی کنونی دنیا، آخرینِ آنهاست. از نوسانات قیمت مسکن تا روند پرشتاب صنعتی شدن چین که زندگی همه ما را تحت تأثیر قرار داده، همه این ها نشان دهنده قدرت بالای مالی است. اما سؤال این است که آیا شما در جریان اتفاقاتی که می افتد قرار دارید؟ آیا می دانید که چگونه یک بانک ورشکسته می شود؟ یا یک فروپاشی مالی چگونه اتفاق می افتد؟ یا یک بازار سهام چگونه سقوط می کند؟ آیا فرق بین وام دسته اول و دسته دوم را می دانید؟

پاسخ به این سؤالات و اصطلاحات مطرح شده در آن زمانی معنی پیدا می کند که شما بدانید که از کجا آمده اند. چه بحران باشد و چه نباشد حجم پول در گردش در سیستم مالی دنیا به شکل گیج کننده ای در حال افزایش است. حالا دنیایی را تصور کنید که پولی در آن جریان ندارد. ۵۰۰ سال پیش از این، قدرتمندترین تمدن آمریکای جنوبی یعنی اینکاها پدیده ای به نام پول را نمی شناختند. آنها برای کیفیت ثابت فلزات کمیاب ارزش قائل بودند؛ طلاء قطرات عرق خورشید و نقره اشک ماه بود. نیروی کار، واحد ارزش در تمدن اینکاها بود. معیاری بود که بعدها در جوامع کمونیستی نیز حاکم شد. در سال ۱۵۳۲ اینکاها با مردی مواجه شدند که طمع فراوانش او را از آنسوی اقیانوس به قلمرو اینکاها کشانده بود. “فرانسیسکو پیزارو” و دار و دسته­ی مزدورش، متأثر از افسانیه الدورادو اسپانیا، وارد سرزمینی شدند که بعدها به آن پروی شمالی گفته شد؛ پایتخت پادشاهی طلا. بعد از شکست اینکاها در نبرد کاتامالکا جستجویی جدی آغاز شد. در پتوسی، جایی که الان به آن بلووی می­گویند، اسپانیایی ها پولدار شدند. آنها ستولیکو را کشف کردن که در زبان محلی کوه غنی معنی می دهد؛ کوهی با ارتفاع حدود ۴۸۰۰ متر بالاتر از سطح دریا که کوهی از پول بود. در طول مدت ۲۵۰ سال حکومت اسپانیا بیش از دو میلیارد اونس نقره از معادنی مثل این کوه استخراج کرد. چیزی که اینکاها نمی توانستند بفهمند، اشتهای سیری ناپذیر اروپاییان برای طلا و نقره بود. آنها نمی دانستند که نقره برای پیزارو و دار و دسته مزدورش، بیش از یک فلز درخشنده است. چون می توانست تبدیل به پول بشود و پول هم ذخیره ارزش، واحد اعتبار و قدرت متحرک.

سیستم کار اجباری اسپانیایی ها بدینگونه بود که هر مرد سالمی در جوامع بومی مجبور بود در معادن آنها کار کند. از هر هشت نفر یک نفر از این بیگاری جان سالم به در می برده است. امروز بعد از گذشت ۵۰۰ سال شرایط برای کارگران معدن چیان ستولیکو فرق چندانی نکرده است با این تفاوت که حداقل آنها برای کاری که می کنند مزد می گیرند. روشی که استعمارگران اسپانیایی برای غارت این معادن استفاده می کردند اینگونه بود که نقره را پس از استخراج با جیوه سمی تصفیه کرده و سپس به صورت شمش و سکه به طرف اروپا سرازیر می کردند. این روش چنان تأثیر مرگباری روی کارگران بی جیره و مواجب بر جا گذاشت که استخراج نقره تا حد کشتار جمعی پیش رفت. این سیستم ناعادلانه بود که در پس سودای امپراتوری، اسپانیا را ثروتمند کرد. با این همه اما، نقره های پتوسی نتوانست مانع زوال اقتصادی، سیاسی پادشاهی اسپانیا بشود. چرا این اتفاق افتاد؟ آن هم در زمانی که پیزارو کاملاً ثروتمند به نظر می رسید. پاسخ اینکه اسپانیا به نظام مالی سرزمین های مستعمره نشین آنقدر نقره تزریق کرد که باعث کاهش ارزش آن شد. سکه های نقره اسپانیا را ثروتمندتر نکرد. با کارهای آنها حجم پول بالا می رفت و کالاهای بیشتر از بازار خارج می شد و در نتیجه قیمت ها بالاتر و بالاتر می رفت. اسپانیایی ها متوجه نبودند که پول فقط زمانی ارزش دارد که دیگران در ازای آن حاضر به مبادله کالا بشوند. از دوران باستان تا به امروز، پول به شکل سکه های نقره، صدف دریایی و شمش طلا و اسکناس موجود بوده است. حتی اگر مردم اعتقادی به الواح گلی داشته باشند، این لوح­ها می توانند بهتر از سکه های نقره عمل کنند. مانند حدود ۴۰۰۰ سال پیش در بین النهرین باستان که مردم از لوح­های گلی استفاده می کردند و بر روی آن، میزان بدهی فرد به شخص مورد نظر نوشته می شد.

چیزی که استعمارگران اسپانیایی در مورد آن اشتباه می کردند این نکته بود که نمی دانستند صحبت کردن از پول صحبت از اعتماد است؛ اعتماد به شخصی که پول را به شما می دهد، اعتماد به بانک مرکزی که پول را چاپ می کند و اعتماد به بانکهای تجاری که پول را می پذیرند. پول یک تکه شئ نیست، بلکه اعتمادی است که بر روی آن شئ حک شده است؛ فرقی هم نمی کند که روی کاغذ چاپ شده باشد یا روی نقره و یا لوحی گلین. فقط باید گیرنده به آن “اعتماد” داشته باشد.

این نظام اعتماد دو طرفه که با ظهور پول ایجاد شده، امکان مهمی ایجاد کرده که تاریخ جهان را متحول کرده است؛ امکان اینکه شما بتوانید به دیگران اعتماد کنید تا از شما پول قرض کنند و در تاریخی در آینده، به شما پس بدهند. به خاطر اینکه ریشه اعتبار در انگلیسی یعنی کردیت از کردو در لاتین به معنای من باور وام گرفته شده، بدون خلق اعتبار چنین تاریخی برای اقتصاد در جهان رقم نمی خورد. چون این مسأله برای ما عادی شده فراموش می کنیم که چقدر تمدن ما به قرض دادن و قرض گرفتن وابسته شده است. حالا یک سؤال مهم پیش می آید که چرا وام دهندگان در گذشته با وجود خدماتی که ارائه می دادند در جوامع خود نه تنها محبوب نبوده اند، بلکه بلعکس به عنوان انگل شناخته می شده اند؟ چرا اینطور بود؟

ادامه دارد…

نویسنده: رضا امین پور (دبیر تشکل دانشجویی اندیشه نو دانشگاه آزاد واحد ایلام)