به روایت تیتر:
کد خبر: 1571
منتشر شده در: ۲۵ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۰۱

آمریکا! قدرت تهران را باور کن

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – قدرت آتش ایالات متحده به تنهایی برای شکست داعش کافی نیست. امریکا نیاز دارد که با ایران همکاری کند اگر چه خوشایندش نباشد.

ایران، بهترین و آخرین فرصت امریکا برای شکست داعش

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – زمانی که نامه محرمانه اوباما به آیت الله خامنه ای، رهبر معظم ایران در رسانه ها افشا شد، عکس العمل هایی قابل پیش بینی به همراه داشت: اسرائیل عصبانی شد. عربستان سعودی از خشم کبود شد. و میت رامنی هم بهت زده شد. رامنی که در شورای امریکایی اسرائیلی تبار سخنرانی می کرد، اقدام اوباما را “حیرت آور” و “یک اشتباه بزرگ” توصیف کرد. نامزد سابق جمهوری خواهان در انتخابات ریاست جمهوری اضافه کرد: “ارائه این پیشنهاد که ما می توانیم به گونه ای با یکدیگر همکاری کنیم چیزی است که ورای حیطه (ممکن) است، من وقتی این موضوع را شنیدم، بهت زده شدم، من واقعا نمی توانم این موضوع را درک کنم.

ایلامی ها
ایلامی ها

اجازه بدهید به میت رامنی در فهم این مسئله کمک کنیم:

اوباما در نامه خود از ایران خواسته بود که در مذاکرات هسته ای به سمت دستیابی به توافقی جامع با قدرت های جهانی حرکت کند؛ توافقی که می تواند راهگشای همکاری مشترک ایران و ایالات متحده برای مبارزه علیه دولت اسلامی [داعش] باشد. روابط ایران و ایالات متحده در ۳۵ سال گذشته به خاطر عدم وجود کانال های ارتباطی موثر و بی اعتمادی دچار خدشه شده است و گروهی هم در این اخلال نقش داشتند. کشورهایی مانند اسرائیل، عربستان و متحدان منطقه ای امریکا مانند امارات و بحرین که نگرانند هرگونه عادی سازی روابط با تهران به ضرر روابط راهبردی آنها با واشنگتن باشد. از نظر اسرائیلی ها هر گونه همکاری میان ایران و امریکا در مبارزه علیه داعش توانایی غرب برای دریافت بیشترین امتیازهای ممکن از ایران در مذاکرات فعلی هسته ای را تضعیف می کند. با وجود اینکه تعامل اوباما با ایران قطعا تلفات سنگین سیاست داخلی برای وی و احتمالا دموکرات ها به همراه خواهد داشت اما گشایش در مذاکرات هسته ای به احتمال بسیار زیاد دورنمای ژئوپولیتیک کل خاورمیانه را تغییر خواهد داد؛ منطقه ای که باتلاقی برای اوباما و اسلاف او بوده است.

نامه اوباما به رهبر معظم ایران به عنوان کسی که حرف آخر را در مسائل امنیت ملی می زنند و با توجه به زمان ارسال آن که دقیقا سه هفته پیش از ضرب الاجل مذاکرات هسته ای است به منزله سنجش امکان گشایشی در مذاکرات است. ۱+۵ پس از یک دهه مذاکرات نافرجام سال گذشته توافقی موقت را با ایران امضا کردند. از زمان دستیابی به این توافق دیپلمات ها مذاکرات زیادی را برای امضای توافق جامع پیش از ضرب الاجل ۲۴ نوامبر انجام داده اند.

حل پرونده هسته ای ایران برای ایران و غرب یک موفقیت دیپلماتیک مشترک است. این توافق می تواند نگرانی ها درباره ماهیت برنامه هسته ای ایران را برطرف کند؛ موردی که بنا به گفته ایران صلح آمیز است و در مقابل امریکایی ها نگرانند که تبدیل به برنامه ای برای ساخت سلاح هسته ای شود. حل دیپلماتیک این پرونده می تواند آغاز تنش زدایی در روابط ایران و ایالات متحده و فتح بابی برای گفتگو و تعامل وسیع این دو کشور در مسائل مختلف، از مسئله ثبات عراق و سوریه گرفته تا توسعه روابط اقتصادی- اجتماعی و امنیت انرژی در خلیج فارس باشد. در حقیقت اقدامات اخیر اوباما در قبال ایران نشانه نیاز شدید دولت وی برای حل پرونده هسته ای و سپس حرکت به سوی برطرف کردن سایر اختلاف های عمده میان تهران و واشنگتن با توجه به امکان همکاری در زمینه هایی است که در آن منافع مشترک میان این دو کشور وجود دارد.

منافع مشترک دو کشوری که برای بیش از سه دهه روابط خصمانه دیپلماتیکی با هم داشته اند چیست؟

ثبات منطقه و “مبارزه با تروریسم و ترور” در صدر این لیست قرار دارد. داعش نخستین بازیگر مخرب منطقه نیست که ایران و ایالات متحده را وادار به همکاری برای کنترل آشوب های منطقه می کند. ایالات متحده پس از حملات ۱۱ سپتامبر به دنبال جلب حمایت ایران برای سرنگونی طالبان، دشمن مشترک هر دو کشور بود. ایران اطلاعات دقیقی را در افغانستان فراهم کرد و نیروهای اتحاد شمال که مورد حمایت تهران بودند را برای پشتیبانی از تلاش های امریکا بسیج کرد. و  در نهایت نیز در دسامبر ۲۰۰۱ به تشکیل دولت وحدت ملی افغانستان زیر نظر سازمان ملل در بن کمک کرد.

دو سال بعد یعنی در سال ۲۰۰۳ نیز پس از سقوط صدام حسین دو کشور بار دیگر برای استقرار دولت منتخب در بغداد، تربیت نیروهای عراقی و مبارزه با تروریسم با یکدیگر همکاری کردند. منافع مشترک دو کشور در عراق امروز حتی هم راستاتر هم شده است. در حالی که دو کشور ایران و امریکا از دولت فعلی بغداد حمایت می کنند، تجزیه عراق می تواند فاجعه ای برای هر دو آنها باشد.

داعش امروز بزرگترین تهدید برای صلح و امنیت خاورمیانه است و حقیقت این است که شکست دادن چنین گروه افراطی به چیزی بیشتر از قدرت آتش امریکایی ها نیازمند است.

به نظر می رسد که واشنگتن این موضوع را می داند و به همین دلیل است که عربستان، اردن و دیگر بازیگران منطقه ای را وارد ائتلاف علیه داعش کرده است؛ با وجودی که بسیاری از این کشورها پیش از این از داعش حمایت مالی می کردند، نیروهای آن را تمرین می دادند و این گروه را تجهیز می کردند. با همه اینها یک بازیگر کلیدی منطقه ای فراموش شده است: ایران.

درخواست اوباما از آیت الله خامنه ای برای همکاری های نزدیک تر در مبارزه علیه داعش تلاشی است برای پر کردن این خلاء استراتژیک و نشان می دهد که این فهم حاصل شده که این ائتلاف بدون کمک تهران قطعا شکست خورده است.

پس چه چیزی ایران را به منتقد هرگونه راه حل پایداری تبدیل کرده است؟ برای شروع، ایران اولین دولتی بود که به کمک بغداد آمد و نیروهای سپاه قدس را برای آموزش نیروهای عراقی جهت مبارزه علیه داعش به آنجا اعزام کرد. موفقیت های آتی در میدان های جنگ عراق ثابت کننده نقش سازنده ایران است. در جنگ اخیر بر سر شهر استراتژیک آمرلی در شرق عراق نیروهای قدس دوشادوش پیشمرگه های کرد می جنگیدند و این در حالی بود که ایالات متحده با انجام حملات هوایی نیروهای داعش را عقب می راند. این جنگ یکی از مهمترین نبردهای کمپین مبارزه با داعش بوده است.

موفقیت در میدان جنگ آمرلی نمونه ای از نوع همکاری های ایران و ایالات متحده است که می تواند به حل پرونده هسته ای توسعه پیدا کند. ایران از نظر دیپلماتیک نیز می تواند نقشی را ایفا کند که ایالات متحده نمی تواند و نخواهد توانست. تهران به عنوان یک حامی کلیدی دولت سوریه می تواند با اسد ارتباط بگیرد و با اعتماد به منفعت خود با وی صحبت کند. همچنین پیوستگی ماهوی میان شیعیان ایران و عراق به ایران نقشی را داده است که امریکا تنها می تواند آرزوی آن را داشته باشد.

در حقیقت همان طور که دولت اوباما اکنون درک کرده است ایران با وجود نفوذ عمیقی که در چندین صحنه درگیری های منطقه دارد می تواند نقط عطف ثبات و امنیت کل منطقه باشد.

اکنون زمان تنش زدایی با ایران است و اوباما با پایان بخشیدن به مسئله هسته ای و آغاز عادی سازی روابط که به نفع هر دوکشور، منطقه و فرانر از آن است، فرصتی تاریخی برای دستیابی به شاهکاری اساسی در سیاست خارجی ایالات متحده دارد. در حالی که بیش از سه دهه بی اعتمادی ظرف یک شب رفع شدنی نیست، تلفیق همکاری های گذشته در عراق و افغانستان با مذاکرات جدی وزرای دو کشور (جان کری و جواد ظریف) بر سر موضوع هسته ای برای همکاری مستقیم عملگرایانه جهت رفع مشکلات منطقه ای حیاتی به نظر می رسد. با همه این احوال پنجره تعامل همچنان نسبت به مقوله زمان حساس است. و اگر هر دو کشور امیدوارند روند فعلی به سوی فرقه گرایی، افراط و تروریسم بیشتر در سراسر منطقه را متوقف کنند باید سریع تر دست به کار شوند.

منبع: فارن پالیسی (به نقل از دیپلماسی ایرانی)