به روایت تیتر:
کد خبر: 1506
منتشر شده در: ۵ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۲۳:۰۳

نان به نرخ اسید؛ از ۸۳ تا ۹۳

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – سال ۸۳ همه منورالفکرها در دفاع از حقوق بشر، اعدام اسیدپاش صورت آمنه را خلاف حقوق بشر دانستند ولی در سال ۹۳ همه آنها خواهان اعدام اسیدپاشان شده اند.

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – سال ۸۳ همه منورالفکرها در دفاع از حقوق بشر، اعدام اسیدپاش صورت آمنه را خلاف حقوق بشر دانستند ولی در سال ۹۳ همه آنها خواهان اعدام اسیدپاشان شده اند.

بعد از آه و فغانهای بسیاری که برای کوبانی سر داده شد و این موج خبری خیلی ها را در مسیرهایی دانسته و ندانسته انداخت،موج لامپ هم که گذشت نوبت به زدن امر به معروف و نهی از منکر شد؛ پرونده ای بسیار مشکوک کا سر و صدای زیادی ایجاد کرد. صاحبان رسانه های انفرادی و همگانی، هر کس با یک گوشی دست به لایک و قلمفرسایی و آه شد و بارها این مضامین تکرار شد که در ایران زن بودن سخت است و اساس امر به معروف اشتباه است و غیره و غیره… و واقعا هم موجهایشان خوب راه می افتد و اثر می گذارد (مثل کمپین آزادی یواشکی که در چند ساعت بیش از سیصدهزار لایک می خورد و همزمان در بی بی سی تبدیل به بمب خبری بر علیه فلسفه حجاب در اسلام می شود).

اما نکته اینجاست که مدعیان امروز قصاص عناصر اسیدپاش همان کسانی هستند که با جنجال و هوچی‌گری مانع از قصاص عامل اسیدپاشی در ۱۰ سال پیش شدند و قربانی را مجبور به گذشت کردند.
این مطلب را روزنامه وطن امروز خاطرنشان کرد و نوشت: موضوع اسیدپاشی نه از مهر ۱۳۹۳ که سال‌ها قبل امنیت را از بین برده بود و تلنگری به نام آمنه بهرامی می‌توانست این مسئله را ریشه‌کن کند اما دخالت‌های بیجا و دلسوزی‌های مصنوعی با ژست حقوق‌بشری مانع از این شد که به اسیدپاش‌ها هشدار داده شود. جالب اینکه اسیدپاشی روی صورت آمنه در چنین روزهایی رخ داد؛ ۱۰ سال پیش یعنی در آبان ۱۳۸۳ مجید-م خواستگار سمج آمنه بهرامی اسید روی صورت وی می‌ریزد و یک زندگی را می‌کشد.
آمنه از همان ۱۲ آبان ۱۳۸۳ مرده بود و قاتلش ژست یک مرد عاشق گرفت و پدر این قاتل هم دست به دامن رسانه‌های بیگانه شد تا سناریوی تازه حقوق‌بشری کلید بخورد. رای دادگاه عادلانه بود، قصاص؛ چشم در برابر چشم! اما او در یک لحظه احساس کرد گویا همه علیه‌اش هستند و با نفرت نگاهش می‌کنند. «دولت نروژ حکم دادگاه اسیدپاشی را محکوم کرد و اجرای چنین حکمی را به اعمال دوران بربریت تشبیه کرد و آن را غیرانسانی خواند. دولت بلژیک نیز از دولت ایران خواسته بود این مجازات غیرانسانی را متوقف سازد و دولت انگلستان نیز خواستار توقف مجازات غیرانسانی کور کردن با اسید شد» اینها از جمله خبرهایی بود که خوراک رسانه‌های بیگانه را جور کرده بود و در داخل نیز ژست «گذشت» گرفته شد. گویا آمنه می‌خواهد جنایتی مرتکب شود! آمنه در چنین شرایطی قاتل زندگی خود را بخشید.
وطن امروز با اشاره به بهره‌برداری‌های سیاسی از این موضوع نوشت: حالا سال ۹۳ است و دیوانه و دیوانه‌هایی مانند مجید در اصفهان بر صورت دختران اسید می‌پاشند، حالا همه دم از ناامنی می‌زنند، حالا همه می‌گویند اسیدپاش‌ها باید اعدام شوند و حالا می‌گویند اشد مجازات برای آنها کم است. چه تفاوتی بین اسیدپاشی ۹۳ و اسیدپاشی ۸۳ است؟ آیا شایعه «احمقانه» اینکه اسیدپاش‌ها قصد داشتند با این اقدام امر به معروف و نهی از منکر کنند، موجب شد مدعیان حقوق‌بشر این بار از حق و حقوق قربانیان اسیدپاشی سخن بگویند؟ اگر آمنه قصاص می‌کرد دیگر سارا و ندا و مریم در اصفهان قربانی نمی‌شدند. کسانی که اقدام به اسیدپاشی کرده‌اند فقط صورت مردم را نشانه نگرفته‌اند و روی امنیت نیز اسید می‌پاشند. یعنی باید ۱۰ سال طول می‌کشید تا روزهای زجرآور آمنه را به یاد بیاوریم؟ آیا فهم این موضوع که اجرای حکم مجید اسیدپاش مانع بزرگی برای سایر اسیدپاش‌ها خواهد بود برای کسانی که عملاً مدافع مجید اسیدپاش بودند سخت بود؟ موضوع این است که خیلی‌ها این را می‌فهمیدند اما الان منافع جای دیگری است، گویا منفعت بعضی‌ها بعد از حمایت از اسیدپاش و گذشت آمنه این است که علیه اسیدپاش‌ها سر و صدا راه بیندازند. منفعت بعضی‌ها در افزایش «حس ناامنی» در جامعه است.