به روایت تیتر:
کد خبر: 1474
منتشر شده در: ۱۸ مهر ۱۳۹۳ ساعت ۲۱:۴۵

بررسی نقش رسانه در کاهش سطح امنیت اجتماعی

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – اگر مردم تصویر، ارزش، باور و چشمداشت های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی خود را در رسانه ها نبینند، افراد از هم جدا شده و درون قلعه های نامریی خویش پنهان می شوند. این قلعه ها نشانه ای از وجود احساس ناامنی در جامعه است.

نویسنده: یاسر بابایی
نویسنده: یاسر بابایی

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – امنیت اساسا امنیت اجتماعی است. بوزان از صاحبنظران مقوله امنیت در مکتب کپنهاگ، معتقد است که امنیت، مفهومی “برساخته جامعه” است و در جامعه ساخته و پرداخته می شود. بنابراین وقتی از امنیت سخن می گوییم، در حقیقت از یک “فهم” سخن گفته ایم. لذا باید توجه داشت که هر جامعه ای فهم خاص خود را دارد و بنابراین، گستره تهدیدات و برنامه امنیتی اش از بازیگران دیگر متفاوت است. اما در عین حال این تمام مسأله نیست؛ چرا که بلافاصله، بحث از “فهم” نسبت آن با “واقعیت” مطرح می شود. به عبارت دیگر، همواره امکان بروز تعارض بین فهم ما و واقعیت بیرونی وجود دارد.(۱) بنابراین امنیت از ملتی با یک حافظه تاریخی و وضعیت اجتماعی به ملت دیگر با شرایط متفاوتش فرق می کند و در مطالعات امنیتی باید لحاظ شود.
بوزان، امنیت را دارای دو بعد عینی و ذهنی می داند. در مفهوم عینی آن، امنیت یعنی اینکه مردم یک جامعه، احساس نکنند که تهدیدی علیه ارزشهایشان وجود دارد و در مفهوم ذهنی، امنیت یعنی اینکه مردم نترسند که ارزشهایشان مورد حمله قرار بگیرد (بوزان: ۱۳۷۸، صفحه ۱). از سوی دیگر، رهیافت نظری جامعه محور و هویت محور در امنیت اجتماعی، معتقد است که امنیت زمانی به دست می آید که گروهها و خرده فرهنگها بتوانند به راحتی ابراز وجود کرده و ایده ها، خواسته ها و ارزشهای خود را مطرح کنند (افشار: ۱۳۸۵، صفحه ۱۹)؛ و این یعنی اینکه اگر با عینک این رهیافت به امنیت اجتماعی نگاه کنیم رسانه ها می توانند و باید نقش مهمی در برقراری نظم و احساس امنیت در جامعه ایفا نمایند. چرا که مخاطبان رسانه های جمعی، معمولا به رسانه هایی توجه می کنند که پیام آنها را با نگرشها و عقاید خود همسو می بینند (کلایر، کازنو و دیگران). در واقع، مخاطب به رسانه هایی گرایش خواهد یافت که بتواند نگرشها و عقاید وی را منتشر کند و یا دست کم قضاوت منصفانه ای از آن داشته باشد. هر چه میزان این دیده شدن خویش در رسانه بیشتر باشد، احساس امنیت اجتماعی در جامعه بیشتر خواهد شد. در حالی که اگر در جامعه ای، مردم تصویر، ارزش، باور و چشمداشتهای فرهنگی و اجتماعی و سیاسی خود را در رسانه ها نبینند و اصلا ارزشهای گروهی مربوط به خرده فرهنگها و اقلیتها رسانه ای نشده و اجازه تعامل و تضارب و انتشار نداشته باشد، افراد از هم جدا شده و درون قلعه های نامریی خویش پنهان می شوند. این قلعه ها نشانه ای از وجود احساس ناامنی در جامعه است؛ چیزی که جز احساس تهدید و مورد هجمه قرار گرفتن نیست. رسانه ها اما می توانند در این قلعه های انزوا نفوذ کنند و احساس امنیت را افزایش داده یا آن را کاهش دهند.
به اعتقاد “چارلز رایت” رسانه ها و خصوصا رسانه های همگانی علاوه بر کارکردهایش برای جامعه، برای فرد نیز کارکردهایی منفی دارد و می تواند با پخش زیاده از حد اخبار گزینش شده و اغلب یکطرفه، در فرد نگرانی و اضطراب ایجاد کند. اما رسانه ها می توانند در عین حال با ایجاد تعادل در انتشار ارزشهای اقلیتها و خرده فرهنگها، به بسط و تحکیم احساس امنیت اجتماعی در یک جامعه کمک کنند و جلوی ایجاد احساس منفی تهدید شدن و یا در خطر نفی و طرد و محوشدگی قرار گرفتن را در جامعه کاهش دهند؛ چرا که فقدان احساس ناامنی در جامعه باعث می شود که افراد از حوزه عمومی کناره گیری کرده و زندگی و فعالیتهای خود را در ترس و انزوا ادامه دهند (که به طور جداگانه در این مقاله بررسی اجمالی خواهد شد). اما با وجود احساس امنیت، فرد از زندگی در محیط اجتماعی خود هراسان و نگران نبوده و در تعامل با محیط اجتماعی خود، از سوی دیگران احساس ایمنی می کند.(۲)

امنیت اجتماعی و گرایش به رسانه های بیگانه
گفتیم که مخاطبان رسانه های جمعی معمولا رسانه هایی را انتخاب می کنند که به ارزشها و عقاید آنها توجه منصفانه داشته باشد؛ خواه این رسانه داخلی باشد خواه رسانه ای بیگانه. طبق نتایج پژوهش انجام شده درباره “بررسی تأثیر رسانه های جمعی در احساس امنیت اجتماعی”، بین میزان توجه و اعتماد به رسانه های داخلی و احساس امنیت اجتماعی رابطه معنادار مثبت وجود دارد. یعنی اینکه افراد، با سطح تحصیلات مختلف و کیفیت و میزان استفاده از رسانه های داخلی و خارجی، احساس امنیت متفاوتی در اجتماع خواهند داشت. طبق یافته های این تحقیق، “مخاطبانی که به رسانه های جمعی خارجی اعتماد زیادی دارند، در مقایسه با مخاطبانی که به رسانه های خارجی اعتماد کمتری دارند، احساس امنیت کمتری می کنند”.(۳) بنابراین به نظر می رسد که برای غیرامنیتی کردن این تهدید امنیت اجتماعی، باید در دو سطح ذهنی و عینی، اولا رسانه های داخلی تقویت و توانمند شوند و درثانی در جهت اعتمادسازی برای مخاطبان و آشتی دادن مردمی که از رسانه های داخلی رویگردان شده اند، کارهای جدی صورت بگیرد. برای این مهم می توان رسانه های عریض و طویل دولتی داخلی (اعم از رسانه های نوشتاری و شنیداری و دیداری) را که دارای ساختارهای بسته ای هستند، مردمی تر کرده تا تمام سطوح مردم در اجتماع، خودش را و بازتاب و تأثیرات زندگی اش را در رسانه ببیند و به قضاوت بنشیند. بر اساس نتایج تحقیق به عمل آمده، هر چه مردم به رسانه های داخلی بیشتر رجوع و اعتماد کنند، احساس امنیت بیشتری در جامعه می کنند.

مقاومت روانی در برابر متقاعد شدن
در شرایطی که مخاطب، تصویر مطلوب مطابق با ارزشها و عقاید خود را در رسانه نبیند، علاوه بر کاهش احساس امنیت اجتماعی و تمایل به استفاده از رسانه های خارجی، در برابر متقاعد شدن توسط پیامهایی که رسانه داخلی به آنها می دهد، مقاومت نیز می نماید؛ چرا که آن را از خود ندانسته و همواره به خود هشدار می دهد که: “در این رسانه، تلاشی برای متقاعد کردن من در جریان است.”
روانشناسان اجتماعی در این باره اعتقاد دارند که اگر چه می توان به گونه ای مردم را تحت تأثیر قرار داد تا از فشارهای اجتماعی ضمنی تبعیت کنند (و آنها در واقع تبعیت هم می کنند)، اما چنانچه این فشارها آنقدر آشکار باشد که احساس آزادی مردم را تهدید کند، مردم نه تنها در برابر آنها ایستادگی می کنند، بلکه تمایل دارند که در جهت مخالف، واکنش نشان دهند. هنگامی که مردم با اطلاعاتی در رسانه مواجه می شوند که مخالف اعتقادات مهم آنان است، تمایل دارند هر جا که میسر باشد، بلافاصله به استدلالهای مخالف بپردازند. بدین ترتیب آنها قادرند مانع شوند که عقایدشان به طرزی نامناسب تحت تأثیر قرار بگیرد و به این وسیله احساس استقلال خود را حفظ می کنند.(۴) چنین واکنشهای تقابل جویانه ای، پرواضح است که به شیوع احساس ناامنی اجتماعی دامن زده و موجب عزلت گزینی و کناره جویی اززندگی سیاسی و اجتماعی افراد می گردد.

امنیت اجتماعی و کناره جویی از سیاست
مقاومت روانی در برابر گفتمان حاکم و مسلط در جامعه، تنها عارضه عدم وجود تصویر ارزشها و عقاید اقوام و اقلیتها در رسانه نیست؛ بلکه ممکن است این عارضه – که نتیجه امنیتی نیز در پی دارد – منجر به کناره گیری مردم از سیاست شود. مردم می توانند با عدم مداخله و مشارکت در زندگی سیاسی رایجی که آن را نه به نفع خود، بلکه به ضرر خود نیز می دانند، در نتایج انتخابات و کاهش فشارهای از پایین و ضعف نیروی جامعه مدنی مؤثر واقع شوند.
دانشمندان علم سیاست، کناره جویی از سیاست را در نتیجه سه عامل می دانند: “یکی فقدان انگیزش برای شرکت در زندگی سیاسی (که وابسته به عوامل روانشناختی و فرهنگی است)، دوم فقدان امکانات لازم (مانند آموزش، اطلاعات، ارتباطات، سازمان و تشکل) و سوم فقدان فرصت عمل از نظر سیاسی به علت بسته بودن ساخت قدرت”.(۵) به نظر می رسد بدون رسانه هایی که تولیداتشان بازتاب همه سلایق و ارزشها باشد و آموزش و اطلاع رسانی و ارتباط گیری اقلیتهای قومی و سیاسی را به نحو مطلوبی پوشش دهد، که منجر به تشکل و سازمان یافتن فعالیتهای مشروع آنان گردد، همواره شاهد شیوع احساس ناامنی اجتماعی در بخشهای وسیعی از جامعه خواهیم بود. در جامعه شناسی سیاسی بشیریه آمده است که عزلت گزینی و کناره جویی از زندگی سیاسی در بین همه گروههای اجتماعی در شرایط خاصی رشد می کند. معمولا در شرایط وقوع مصیبتهای گیج کننده و احساس سرخوردگی و توهم زدایی و احساس تغییرناپذیری شرایط سیاسی، گرایش به بی عملی و کناره جویی از سیاست افزایش می یابد.(۶) این عدۀ کناره جو، هم خود احساس ناامنی اجتماعی می کنند و هم این احساس را در جامعه منتشر می سازند. از دیدگاه روانشناسی اجتماعی، کناره جویی از سیاست معمولا همراه با پدیده هایی همچون ترس و افسردگی و احساس حقارت و بدبینی است.

نتیجه گیری
فهمیدیم که امنیت اجتماعی دارای دو بعد ذهنی و عینی است و مفهومی برساخته جامعه است و رسانه ها با نحوه عملشان در انتشار یا عدم انتشار منصفانه ارزشها و عقاید مخاطبان، در کاهش یا افزایش سطح امنیت اجتماعی در جامعه اثرگذارند. مخاطب رسانه ای را که همسو با اعتقادات و ارزشهایش نباشد کنار گذاشته و ممکن است به رسانه های خارجی متمایل شود که در این صورت نیز سطح امنیت اجتماعی کاهش می یابد. این عمل ممکن است به مقاومت روانی مخاطب در برابر القائات رسانه بیانجامد و موجب کناره جویی افراد از زندگی سیاسی شود. بوزان معتقد است که در این موارد روشن است که برای غیرامنیتی کردن شرایط امنیتی، باید اقدام به حل تعارضها کرده و برای این منظور اصلاح “فهم” و تلقی مخاطب از “واقعیت”های جامعه اش ضروری است. توصیه امنیتی مکتب کپنهاک این است که برای رفع تهدیدهای امنیتی باید تلاش شود که به هر شیوه ممکن، موضوعات از حالت “امنیتی بودن” خارج شوند و به حوزه های دیگر وارد شوند.(۷) رسانه در اصلاح این فهم از واقعیت نقش مؤثر و یا مخرب می تواند داشته باشد. باید برای درک بیشتر واقعیت توسط مخاطب تلاش کرد.

نویسنده: یاسر بابایی

منابع:
۱) باری بوزان، فصلنامه مطالعات راهبردی، ۱۳۷۹، شماره ۹، صفحه ۱۳٫
۲) اسماعیل و احسان حسنوند، پژوهشنامه نظم و امنیت انتظامی، زمستان ۱۳۹۰، شماره ۱۶٫
۳) عالیه شکربیگی، مریم آقانوری، عباس قبادی، قادر عبدالعلی پور، نشریه دانش انتظامی، زمستان ۹۰، شماره ۵۳٫
۴) روانشناسی اجتماعی، الیوت ارونسون، دکتر حسین شکرکن، چاپ هجدهم، بهار ۸۶، انتشارات رشد، صفحه ۱۲۷٫
۵) جامعه شناسی سیاسی، حسین بشیریه، چاپ پانزدهم، ۱۳۸۷، نشر نی، صفحه ۲۵۶٫
۶) همان، صفحه ۲۵۶٫
۷) باری بوزان، فصلنامه مطالعات راهبردی، ۱۳۷۹، شماره ۹، صفحه ۱۴٫

Share on FacebookShare on LinkedInPin on PinterestDigg thisShare on StumbleUponFlattr the authorEmail this to someoneShare on RedditShare on TumblrBuffer this pageShare on Google+Tweet about this on Twitter