به روایت تیتر:
کد خبر: 132
منتشر شده در: ۱ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۲۰:۰۸

نگاهی به پدیده کتابخوانی در استان ایلام

پشت ویترین مغازه ای می ایستم که مملو از ضیافت رنگارنگ و متلون کتابهای فاخر و شیک و پیک است….

پشت ویترین مغازه ای می ایستم که مملو از ضیافت رنگارنگ و متلون کتابهای فاخر و شیک و پیک است. از ادبیات رئالیستی ایران تا رئالیسم جادوئی. از پل الوار و غزلیات منزوی تا شرح فروزانفر مثنوی و دن کیشوت و کتابهای روشنفکری و سینما و…

هامون

پایم را که به داخل کتابفروشی می گذارم وارد فضائی می شوم خارج از فضای عرف کوچه و خیابان. فضائی رویایی که دل هر کتابخوان و اهل فرهنگی را به لرزه در می آورد. چسبیده به دیوار، نقاشی های دالی و عکس مفاخر فرهنگی ایران و جهان، قطعاتی را می سازند که گویی متعلق به واقعیت نیست. این حرف را شاید فقط یک عاشق و شیفته کتاب می فهمد.

سلام می کنم و با محبت و گرمایی دوست داشتنی مرا به نشستن روی صندلی دعوت می کند. انگار حضور من خوشحالش کرده. از روی صمیمت می خندیم و کاغذ و خودکارم را از توی کیفم بیرون می آورم و می گویم که از دفتر نشریه آمده ام و می خواهم جوابی را برای سوالهایم در مورد کتابخوانی در شهر ایلام بیابم.

آقای عبدالی! چه سنخ کتابهایی در ایلام بیشتر خواهان دارد؟ یا حداقل درکتابفروشی شما؟ می گوید که شعر و رمان، بیشترین مشتریان را از میان طیف متنوع کتابهایم دارد. علتش را که می پرسم می گوید: از آنجا که ما در ایلام پیشینه و بستر فرهنگی مناسبی را برای شاعر پروری و شعر دوستی داشته ایم، شعر فروش بیشتری پیش ما دارد. تاریخ این دیار هم اسطوره های خاص خودش را در شاعری دارد و هم طبع لطیف مردمانش به این سو مایل است.

از فروش کتاب که می پرسم می گوید: خدا رو شکر رضایت نسبی از فروش کتاب دارم .تحلیلش برایم بسیار جالب است. می گوید: در این دیار کتابفروشی شغلی نیست که بشود بوسیله آن نانی را به سر سفره خانواده ای برد و زندگی حتی شخص کتابفروش را بچرخاند.

می پرسم: به نظرت برای اشاعه فرهنگ کتابخوانی چه اقداماتی را چه در سطح خرد و شخصی و چه در سطح کلان و فرهنگی اجتماعی بایستی انجام دهیم؟ تا چه حدودی با ایده آل های امر کتابخوانی فاصله داریم و کمبودها و نقص های فرهنگی را به فرض وجود در چه چیزی می بینی و تحلیل تو چیست؟

عبدالی عدم اطلاع رسانی و معرفی کتاب در بخش رسانه های عمومی را علت عدم استقبال به کتاب و امر کتاب خوانی می داند و می گوید: یکی از دلایل عدم استقبال از کتاب در استان، نبود کتابفروشی های غیر درسی فعال در ایلام می باشد که به نظر من اگر چند کتابفروش خوب بیایند و در این عرصه به رقابت مشغول شوند خود به خود یک فضای تبلیغی در مورد اهمیت کتب غیر درسی شکل خواهد گرفت.

مدیر کتابفروشی هامون ادامه داد: بزرگترین معضلی که جامعه بومی ما درمورد کتابخوانی با آن درگیر است عدم آموزش کتابخوانی در سنین کودکی و در کانون خانواده می باشد که اگر در سنین کودکی خانواده ها بتوانند با تربیت صحیح و آموزش مناسب کودکانشان را به امر کتابخوانی تشویق کنند بیشتر مشکلات فرهنگی ما در این زمینه حل خواهد شد. هنوز جامعه ما به ارزش کتاب و کتابخوانی پی نبرده و صرفا به مقوله کتاب نگاهی ابزاری بعنوان امرار معاش و پیدا کردن شغل و مدرک می شود. از طرفی بالا رفتن قیمت کاغذ هم از علل بی التفاتی شهروندان به خرید کتاب در استان شده است.

در حین انجام مصاحبه با کتابفروش، یک مشتری وارد می شود که تیپ ظاهریش نشان می دهد از آن کتابخوانهای حرفه ایست. مقدار زیادی با قفسه های کتاب و رمان های ایرانی و خارجی دست به گریبان می شود و کتابها را با شور و شوق زیادی ورانداز می کند. از او هم می پرسم که به نظر شما علل عدم فروش کافی کتب غیر درسی در ایلام چیست؟ شانه هایش را بالا می زند و با حالتی از ناراحتی و دلسوزی که در چهره اش پیداست می گوید: در یک کلمه اگر خلاصه کنم، بیکاری. بیکاری یکی از دلایلی است که در امر بی اقبالی مردم نسبت به کتابخوانی بسیار مغفول مانده است.

می پرسم که چه ارتباطی بین بیکاری و کتاب نخواندن می بینید؟ می گوید که وقتی یک جوان بیکار باشد حوصله و اعتماد به نفسش را از دست می دهد و خود به خود به سمت پوچی کشیده می شود و همین امر باعث می شود دیگر رغبت و انگیزه کافی برای کتاب خواندن در او بوجود نیاید.

یکی دیگر از کتابفروشهای فعال شهر ایلام، مهندس امیر چراغی، مدیر کتابفروشی اندیشه که بیش از ۱۵ سال می شود در این عرصه مشغول فعالیت است، می گوید: نوع نگاه مردم به مقوله کتابخوانی بسیار مهم است. وقتی هنوز کسی به ارزش فرهنگی یک کتاب پی نبرده است ما نمی توانیم از این شخص توقع خرید کتاب داشته باشیم.

می پرسم که بیشترین کتابهای غیر درسی که در کتابفروشی شما به فروش می رسد چه کتابهایی است؟ در پاسخ می گوید: کتابهای روانشناسی که در مورد زندگی و چگونه زیستن هستند بیشتر به فروش می رسند… دلیلش را که می پرسم می گوید: شاید مردم به دنبال معجزه هستند و می خواهند یک شبه با خواندن یک کتاب روانشناسی به یه جایی برسند!

مهندس چراغی معتقد است که در خانواده ها بایستی در دوران کودکی به امر کتابخوانی بها داده شود و رسانه های ملی هم باید در این امر به کمک خانواده ها بشتابند. می گوید: متولیان فرهنگی استان هنوز بعد از گذشت ۱۵ سال یک بار به کتابفروشی بنده سر نزده اند که حداقل آمار یا مصاحبه ای بگیرند و از ما بپرسند که مشکل شما چیست.

چراغی اظهار کرد: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بایستی مسؤولیت این امر را به عهده بگیرد و یک فکر و برنامه جدی در این زمینه ترتیب دهد. بیشتر افراد کتابخوان شهرمان تحصیلکرده های لیسانس به بالا هستند که به دلیل فقر مالی حاصل از بیکاری قدرت خرید کتابهای مورد علاقه شان را ندارند.

این کتابفروش فعال با اظهار ناراحتی می گوید: بارها همین جا پشت این میزو صندلی داخل کتابفروشی شاهد این صحنه غم انگیز بوده ام که فلان جوان تحصیلکرده و کتابخوان که بیشترشان را بنده می شناسم با نگاه حسرت آلود به کتابها نگاهی می اندازد و دست در جیبش می کند می بیند پول تو جیبی اش که از بزرگ تر خانواده به او رسیده کفاف قیمت کتاب را نمی دهد و با کشیدن یک آه از کتابفروشی خارج می شود.

وی افزود: البته ما نباید همه فاکتورهای عدم استقبال به کتاب را به گردن مشکلات مالی و فقر و بیکاری بیندازیم بلکه عوامل فرهنگی هم در این زمینه دخالت مؤثری دارند. کتاب یک چیز لوکس نیست که فقط افراد پولدار بایستی از عهده آن بر بیایند بلکه کتاب بایستی نیاز یک خانواده محسوب شود و در سبد ماهانه خرید هر خانواده بایستی همواره چند عدد کتاب افزوده شود. چه بسا افراد زیادی در همین جامعه داریم که وضع مالی آنها بسیار خوب است اما هنوز به ارزش کتاب پی نبرده اند که با مقداری کار فرهنگی از طرف مسؤولین امر و حتی شخص خودمان می توانیم به این مشکلات فائق آئیم.

کتاب صرفنظر از آنکه میراثی گرانقدر از گذشته های دور و نزدیک ما به حساب می آید، همان یار مهربانی است که دانا و خوش بیان، با سکوتی حکیمانه راه را همواره نشان داده و درست هم نشان داده است. امید که برای دوستی، قبل از هر رفیق نیمه راهی، کتاب را انتخاب کنیم.