به روایت تیتر:
کد خبر: 1168
منتشر شده در: ۱۲ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۵:۴۲

در نشریات ایلام حرفی از مردم برای مردم نیست

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – روزنامه نگاری در ایلام، به جای وظیفه نقادی منصفانه و بی طرفانه، با جانبداری از طرفهای درگیر در شطرنج قدرت، خود به عاملی از قدرت تبدیل شده و خاصیت دیدگاه بصیرانه خود را از دست داده است. مردم هم خوب فهمیده اند!

در نشریات ایلام حرفی از مردم برای مردم نیست
دیده نشده را ببینیم
پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – با هوش نه چندان زیادی هم می توان فهمید که پشت موفقیت هر ملتی، افراد فرهیخته ای قرار دارند که سوای هر دسته بندی و سهم خواهی، به عنوان ناظران تحلیل گر، در مقاطع مختلف، همواره ملت و قوم خویش را به سمت خوبیها سوق داده و از بدیها دور ساخته اند. کاری که دقیقا وظیفه روزنامه نگاران است و تا حدود زیادی که پوشاندنش بسیار مشکل تر از توجیهش خواهد بود، جراید ایلام نتوانسته اند به این وظیفه خطیر عمل کنند.
از خاطره های خیلی دور که نه، ولی از پشت عینک خاطره های نزدیک تر که نگاه کنی، نشریه هایی را می توانی ورق بزنی که هر کدامشان لبریز خاطرات و فرازها و نشیب است. از سال هفتاد و یک و اولین نسخه از اولین نشریه ایلام که “مبشر” نام داشت و بشارت به ظهور و حضور روزنامه نگاران و نشریات گوناگونی در آینده می داد، تا میدانداری روزنامه اطلاعات و کیهان. از تأثیری که مقاله خودسوزی ققنوسهای محمد علی قاسمی روی مهرجویی گذاشت، تا سردبیری صبح ایلام با خلاقیتهای تازه مصطفی بیگی. مرحوم رشنوادی که دیگر جای خود را دارد و عکسها و گزارشات موشکافانه سید حسین خدنگ نیز که عیار نشریات را بالا برد. سی و دو جریده با ترتیب انتشارهای گوناگون، پر از فراز و اغلب در نشیب. اما سؤال اینجاست چرا تا کنون یکی از این برندها از تونلهای استان خارج نشده است؟
برند که می گویم به دو معناست: یکی برند یک نشریه در ذهن فعالانی که رسانه را تنها به شکل یک بنگاه اقتصادی می بینند که بنا به خصلت تمام بنگاههای اقتصادی صرف، درآمد و برگشت قابل توجه سرمایه باسود حرف اول را می زند. در چنین تعریفی باید فاتحه پرسشگری آن جریده خوانده شود.
برند یک نشریه در معنای دوم فرق دارد و عبارتست از یک محتوا و گفتمان خاص که با دیدگاهی نقادانه به مخاطب ارائه می شود و البته دارای ارزش مادی نیز می باشد. برند در این معنا دارای روح گردانندگان و نویسندگان نشریه خواهد شد و بی شک هم ماندگار در ذهن ها می ماند. چنین نشریاتی، هم تبدیل به حافظه جمعی جامعه خود می شوند و هم اینکه همواره روی پیشخوان دکه های روزنامه فروشی و در دستان مخاطبان خوانده، دیده، شنیده و لمس می شوند.
در ایلام اسمها یا همان برندهای برند نشده نشریات حکایت از تنوع سلایق دارد. بعضی اسمها حماسه ای و از تبار دفاع مقدس مثل میمک و مهران، بعضی مثل نجوا و مانند شکوه آزادی و منحصری لبریز مثل فرهنگ ایلام با خاطره های متنوع سردبیرانش. عده ای پر از احساس نوستالوژیک و المانهای بومی مانند کوشک و قلاقیران و وریا و مانشت و آلامتو، تعدادی هم ژورنالیستی تر با اسمهای پر از ایلام مانند پیک ایلام افق ایلام پیغام ایلام ایلام فردا… در این میان عده ای با دغدغه هایی فراتر از استان و با نگاههای منطقه ای کار می کنند مانند امید و آینده و باختر امروز و ندای زاگرس و دیگر همکاران. نامها آنقدر برای صاحبان نام تکرار و تمجید شده و می شوند که تبدیل به محتوایی مشخص با رنگ و لعاب سردبیران شده اند.

چرا روزنامه را از زمین بر نمی دارد؟ برایش چیزی ننوشته
چرا روزنامه را از زمین بر نمی دارد؟ برایش چیزی ننوشته

مسؤولیت روزنامه نگار
می دانیم که روزنامه نگار فردی غیر از خبرنگار است – اگر چه خبرنگاری را در ذات خود به همراه دارد. مخاطبی که مورد خطاب روزنامه نگار است و در بین هزاران مطلب از هزار پنجره و رسانه، نتیجه قلم او را می خواند، چیزی بالاتر از خبر می خواهد. مخاطب دیدگاه روزنامه نگار را می خواهد و احتیاج دارد تا از زاویه ای که او به موضوعات نگاه می کند نگاه کند؛ چیزی که در نشریات ایلام کمتر دیده شده.
روزنامه نگار مسؤول دیدن دیده نشده هاست. مثلا اگر بنگاههای تولید خبر مخابره کنند که امروز یک جوان از بالای ساختمان نیمه کاره ای در سعدی سقوط کرد یا کشته شد یا خودکشی کرد و چند و چونش را از ناظران عینی و پلیس و پرستار اطلاع رسانی کنند، روزنامه نگار علاوه بر اینها درباره موضوع به اظهارنظر می پردازد و در چهارچوب عرف و قانونی که چنین خبری را دروازه بانی می کند، یک طرف یا طرفهای مختلفی از کار را گرفته و به قضاوت و بیرون کشیدن نکته ها می پردازد. روزنامه نگار با پرسیدن از چرایی ها، سؤالات زیادی را برای مردم و مسؤولین ایجاد می کند و اصولا با وارد شدن در موضوعها و طرح پرسش، جواب را از همه می خواهد و در تمام این پروسه باید و باید منصف و تا آخرین حد توان، قضاوتش بی طرفانه باشد.
در نگرشهای دیگر به مقوله روزنامه نگاری – که در ایلام طرفداران خواسته یا ناخواسته بسیاری دارد – این شغل که باید باعث کارآمدی تمام حوزه های انسانی شود، به جای وظیفه نقادی منصفانه و بی طرفانه، با جانبداری از طرفهای درگیر در شطرنج قدرت، خود به عاملی از قدرت تبدیل شده و خاصیت دیدگاه بصیرانه خود را از دست می دهد. یا یه خاطر ثروت و قدرت و یا به خاطر علایق مشترک با صاحبان قدرت و ثروت، به هر حال وظیفه دعوتگری به خوبی و شماتت و بازداشت ملت از بدی و ناهنجاری را رفته رفته از دست داده و به جای پرسشگری به توجیه گری می پردازد. آفتی که بیشتر قسمتهای نشریات استان را آلوده کرده و بنا به میل مدیران چاپ می شوند یا نمی شوند!
روزنامه نگارانی که برای بقا و اثرگذاری، تنها خود را به کانونهای ثروت و قدرت می چسبانند و بنا به میل آنها دست به قلم می برند، با اینکار عموم مخاطبان خود را از دست داده و نشریه شان به هیچ خانه ای و مدرسه ای و دانشگاهی برده نمی شود، چرا که حرفی برای مردم در آن نیست.
برای برحذر بودن از این آفت بهترین کار برگشت به آرمانهای اصیل روزنامه نگاران است و آن چیزی نیست جز اینکه برای مردم بنویسیم. برای مردمی که گستره کلمه اش تمام مردم استان از یکسو و در نگاهی کلی تر تمام انسان را در هر طبقه و قومیت و موقعیت اجتماعی و مالی که باشد مورد خطاب قرار می دهد. قلمفرساییهای اخیر روزنامه نگاران ایلامی درباره خبرنگاری و به چالش کشیده شدن معضل دیدگاه کاسبکارانه به نشریه از سوی اکثرشان از ایجاد عزمی تازه در رگان جراید استان خبر می دهد.

وقتی به پرسشگری خود عزمی مردمگرایانه اضافه کنی، هم رییس را خطاب قرار داده ای و هم مرئوس را دیده و حرفش را انتشار داده ای. هر دو طرف هم به تو اعتماد می کنند چرا که بازتاب حرف خودشان را در آن می بینند و البته نتیجه های رفتارشان را. اگر روزنامه نگار مثلا به سراغ سوژه طلاق می رود، علی رغم اینکه حفره ها را نشان می دهد و ابعاد ماجرا را می کاود، هم می تواند تبعات بد آن را برای فرزندان طلاق نشان دهد و هم می تواند درباره ظرفیت قوانین، نظراتی ارائه کند و هم مثلا ریشه های مواد مخدر و بیکاری را در تلاشی خانواده بگوید و یا اینکه دست روی سبک زندگی و تأثیر آن در افزایش آمار طلاق بگذارد.
یک جمله پایانی عرض می کنم و تمام. هر چند آنها که باید می گرفتند گرفتند!عرضم این است: از ظرفیت بالایی که در مطبوعات استان وجود دارد استفاده کنیم و از آن برای تحکیم و پیشرفت و جبران عقب ماندگی استانمان بیشترین استفاده را ببریم. در دعواهای سهم خواهانه جناحها و تشنگان قدرت، به مردم بیشتر نزدیک شویم و برای همه مردم مطالب زیبا و کاربردی و عبرت آموز و تشویق گر و بصیرت افزا بنویسیم و انتشار دهیم. آخرین جمله: روزنامه نگاری یک شغل جدی است. شغلمان را جدی بگیریم.

یاسر بابایی – مدیرمسؤول