به روایت تیتر:
کد خبر: 1078
منتشر شده در: ۵ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۲۰:۲۰

خرافات مذهبی و خاستگاه آن

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – خرافات معلول احتیاجاتی است که مردم دارند و برای رسیدن به پرسش های ذهن خود، دچار خرافه پرستی شده اند؛ اما ماهیت دین، با خرافه سازگار نیست.

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – در این مقاله، درباره خرافات در مذهب و عوامل دخیل در آن، بحث می شود. همان طور که پیش از این گفته شد، خرافات، معلول احتیاجاتی است که مردم داشته و برای رسیدن به پرسش های ذهن خود، دچار خرافه پرستی شده اند؛ اما ماهیت دین، با خرافه سازگار نیست و هر پیامبری که از سوی خداوند مأمور گردیده، با حجت و برهان عقلی و دستورهای منطقی، با مردم رو به رو شده، به ترویج آن عقیده پرداخته است. نمی توان تصور نمود در دینی، از ابتدا دستورهای خرافی وجود داشته باشد. اما به دلایل مختلف- که توضیح داده خواهد شد- به مرور در آیین ها و دستورها، تغییراتی حاصل شده که مسیر آن را عوض نموده است. این نوع تحریفات، در تمام ادیان وجود دارد و در دین اسلام نیز دیده می شود. خرافاتی که در دین اسلام راه یافته، از راه های مختلفی وارد شده که یکی از آن ها خرافات موجود در ادیان و فرهنگ های دیگر است. عوامل پیدایش این پدیده نیز متعدد است. مهم ترین علل آن، نقشه های از پیش تعیین شده برای کم کردن نفوذ دین از سوی قدرت مندان است که نمونه های تاریخی جعل احادیث در دوره های مختلف پس از اسلام، این موضوع را تأیید می کند.

دلیل دیگر را باید در باورهای مردم دانست که از پیش در ذهن آن ها نقش بسته و از ادیان تحریف شده دیگر، به دین جدید وارد می شود. همچنین سودجویی های حکام برای فریب مردم و دوام فرمان روایی شان، از علل مهم تلقی می شوند. که در این مقاله و مقالات بعدی به آن ها پرداخته خواهد شد.

 

خرافات مربوط به دین مسیح

در ادیان پیش از اسلام، مانند مسیحیت و یهود، انحرافات زیادی وجود داشت که تبدیل به باورهایی شده بود که تاکنون هم ادامه دارد. ایجاد آیین های بی اساس در دین های مختلف مثل تحریفات دین مسیح، حتی تاریخ زندگی عیسی (ع) و نحوه بدرود حیاتش، سال هاست که در دین مسیحیت رخنه انداخته و در تمام آداب و رسوم آنان رسوخ نموده است. به برخی از خرافات موجود در دین مسیحیت به اجمال اشاره می شود.

برخی خرافات موجود در ادیان، به کلی دین را تحت الشعاع قرار داده اند. در دین مسیح، اصل وجود عیسی (ع) – که بشری همچون دیگران است – به عنوان پسر خدا شناخته شده و اعتقاد به تثلیث را موجب گردیده است. یکی از مهم ترین عواملی که کلیسا را به شرکت (تثلیث) و سه گانه پرستی کشانید، توسعه و گسترش عقاید بت پرستی و گرمی بازار افسانه ها و موهومات بود.(۱)

بر همین اساس، تمثال های حضرت عیسی (ع) و مریم (ع) به شکل های گوناگون در نزد یپروانش به عنوان عاملی برای دفع خطر استفاده می شود: «مسیحی مخلص، در هنگام خطر و سختی، به جای این که به خدای یگانه متوسل شود و با عزم و اراده خود، به دفع خطر کوشد، به آن تماثیل متوسل می شود. نظامیان در میدان های جنگ، به عوض ابراز جلادت و مردانگی از آنها نصرت می خواستند و هر کدام یک بازوبندی از آن تماثیل داشت.»(۲)

در میان مسلمانان نیز تمثال هایی از ائمه- که صورت واقعی ندارد – عزیز داشته می شوند که بعید نیست از مسیحیت گرفته شده باشد بویژه این که معروف است برخی از این نقش ها توسط نقاشان مسیحی کشیده شده است.

وجود چهار انجیل، خود دلیلی بر تحریفات موجود در این دین است که در هر کدام، مقادیری خرافات راه یافته است. درباره چگونگی عروج عیسی (ع) به آسمان، اختلافاتی وجود دارد.«برخی از اناجیل می گویند: مسیح در روز سوم پس از جان دادن زنده شد و به چشم چندین نفر آمده است. مثلاً متی ماهی ماند، پسر انسان «مسیح» نیز سه شبانه روز در شکم «باب ۱۲، جمله ۴۱) می نویسد: همچنان که یونس، سه شبانه روز، در شکم زمین خواهد بود».(۳)
غیر از خرفات مهمی که ادیان را فرا گرفته و زیان های فراوانی بر پیروانش دارد و آنها را به کلی از دین منفک می کند، مواردی هم در آیین ها پیدا شده که با این که ابعاد زیادی دارد، اما زیان آن شاید کمتر باشد. آیین هایی که مخصوص نذورات مختلف و به شکل های گوناگون انجام می گیرد. از این جمله اند. برخی امور در ابتدای امر، سنتی خوب و پسندیده بود؛ ولی بعدها به جهت نفهمیدن فلسفه آن، دچار دگرگونی شده و بی فایده گردیده است، از جمله این امور، شمع روشن کردن است.

ایجاد روشنایی در شب و در جاهای تاریک، عملی خوب و خداپسندانه است که در تمام ادیان وجود دارد و به آن سفارش شده است؛ اما در روزگار ما این سنت تبدیل به اسرافکاری نمادین که فقط مخصوص یک دین هم نیست. شمع سوزاندن و بخور دادن در پیشگاه شمایل مسیح، همان رسم شمع روشن کردن در امامزاده و سقاخانه است که تنها برای ادای نذرها انجام می شود، نه ایجاد روشنایی.

 

خرافات اعراب جاهلی

در میان افرادی که با علم و منطق سروکار ندارند، بیش از دیگران خرافات دیده می شود. اعراب جاهلی، به سبب بی اطلاعی از بسیاری امور، غالباً دارای افسانه ها و باورهایی بودند که پس از اسلام هم ادامه یافت. باورهای دوران جاهلیت، تأثیر بسیاری بر باورهای مسلمانان برجا گذاشته است. برخی از این باورها محصول زندگی طبیعی آنها و نزدیکی با طبیعت و حیوانات است و برخی، از یپروان آیین های دیگر گرفته شده است.
نگاهی اجمالی به خرافاتی که در میان اعراب جاهلی رواج داشت، نشانگر آن است که آنها چون از ریشه یابی حوادث و کشف علت ها عاجز بودند، به علومی چون کهانت، قیافه شناسی، عیافه(پیش گویی های مستند به پرواز و آواز خاص پرندگان و مانند آن) روی می آوردند و طبیعی بود که چنین افرادی در شناخت علل و اسباب علم، بسیار سطحی نگر بودند.(۴)

فال گرفتن به وسیله رفتارهای پرندگان برای اعراب، کاری طبیعی و همیشگی بود که خواستگاه آن مربوط به اعمال غریزی پرندگان است. برای مثال، آنها کلاغ و صدای آن را شوم می دانستند و آن نشانه کوچ و جدایی می شمردند. دلیلش این بود که کلاغ ها هرگاه متوجه نزدیک بودن کوچ قبیله می شدند، در آن حوالی مراقب بودند تا پس از رفتن مردم، از بازمانده غذای آنها استفاده کنند و عرب، گمان می کرد آمدن کلاغ ها موجب رفتن آنهاست. چنین مواردی هنوز هم در فرهنگ ما جای دارد و در اشعار بسیاری، کلاغ، شوم دانسته شده و از آن به عنوان «غرابیین» نام برده اند.

کهانت نیز به همین شکل به وجود آمد پیشگویی از آینده، یکی از چیزهایی بود که انسان ها در آرزوی آن بودند و برخی شیادان، با استفاده از اطلاعاتی از رفتار حیوانات و یا خط سیر ستارگان، شروع به پیشگویی کردند که رفته رفته در میان مردم، جا باز کرد و روز به روز با پیش رفت علم، علوم دروغین پیشگویی نیز رشد می کند، بدون این که باورمندان، توجهی به خواستگاه باطل این به ظاهر علم داشته باشند.

مردم، همیشه از جادوگران و پیشگویان روزگار گذشته، حرف ها می زنند و در مقبولیت آن شکی ندارند. حتی درباره دیدن جن و غول و دوالپا و موجودات عجیب و غریبی که غیب می شوند، داستان ها دارند که از درستی آن اطمینان کامل دارند. امروزه، هم به صورت های دیگر به طور رسمی، هنوز این شغل ادامه دارد. حتی شنیده شده که گاهی افرادی کج فهم در اوضاع سیاسی کشور نیز این گونه افراد را دخالت می دهند.

برخی از باورهای موجود در میان اعراب جاهلی و بعد از اسلام، مربوط به یهودیانی است که در نزدیک آنها زندگی می کردند. اعراب به دلیل نداشتن دین سرمشق خود قرار می دادند که برخی اعتقاداتشان مربوط به ارتباط با آنان بود: «عدم برخورداری عرب جاهلی از یک پشتوانه فرهنگی، نقش به سزایی در خضوع و تذلل آنها در مقابل اهل کتاب که از وجاهت و منزلت علمی خاص در نزد اعراب برخوردار بودند، ایفا می کرد.» (۵)

مدارس یهودیان که در آنها به آموزش احکام شریعت می پرداختند نیز به گسترش تأثیرپذیری کمک نموده است: « برخی از بزرگان مکه و یثرب، به این مکان ها رفت وآمد داشتند و سؤال هایی را درباره داستان های انبیا و گذشتگان یا مسائل دیگر با علمای یهود مطرح می کردند و آنها طبق مأنوسات ذهنی خود، پاسخ می دادند و از همین رهگذر بود که داستان های اسراییلی و اساطیر بسیاری در میان اعراب، چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام رواج یافت.» (۶)

 

ورود روایات یهود به اسلام

یکی از دلایل ورود روایات و افسانه های مجعول درباره ی قصص قرآنی، روایات یهودی است که از آنها به عنوان «اسراییلیات» یاد می شود. گذشته از اینکه این باورها از قبل در ذهن اعراب جا کرده بود، «آنچه به گسترش اسراییلیات و داستان های خرافی و مجعول اهل کتاب کمک می کرد، اسلام آوردن ظاهری و سطحی چند تن از علما و دانشمندان یهود و نصارا بود که با پوشیدن کسوت اسلام و حتی در آمدن به کسوت صحابه پیامبر (ص)، توانستند به راحتی بسیاری از عقاید خرافی و رسوبات فکری خود را در قالب روایات و احادیثی چند، به خورد مسلمانان بدهند.»(۷)

یهودیان – که از ابتدا به دین اسلام کینه داشتند- سعی کردند با نفوذ در میان مسلمانان، خرافات را در دین جای دهند و مانع پیش رفت مسلمانان گردند که تا حدود زیادی هم موفق بودند؛ زیرا در بعضی از تفاسیر، مقادیر زیادی از اسراییلیات را می توانیم بیابیم.

اسرائیلیات – که در آثار مختلف تفسیری، روایی، تاریخی و کلامی راه یافته – سبب گردیده است تا دشمنان شناخته شده و یا ناشناخته اسلام، با دستاویز قرار دادن این مجعولات و گاه با بزرگ نمایی و شاخ و برگ دادن به درونی ترین نقاط حرم اسلام، پای تجاوز گذارند و حریم مقدس آن را مورد هجوم تبلیغات خود قرار دهند.(۸)

نمونه هایی از جعلیات یهود را در احادیث می یابیم. یکی از باورهایی که از یهود در میان مسلمانان رواج یافته، داستان چگونگی عملکرد شیطان برای فریب آدم است. در این داستان، طاووس و مار، نقش مهمی دارند، در حالی که در روایات اسلامی چنین چیزی وجود ندارد؛ اما چنین حدیثی چند بار از ائمه (ع) نقل گردیده است.

در حدیث دیگر منقول است که در خدمت امام رضا (ع) از حسن طاووس تعریف می نمودند. حضرت فرمود: هیچ حیوانی حسنش زیادتر از خروس سفید نیست. خروس، خوش آوازتر از آن و برکتش بیشتر است و تو را در وقت نمازها آگاه می کند. طاووس، به آن گناهی که نموده و به آن سبب مسخ شده است. نفرین و ویل و عذاب برخود می کند.(۹)

آنها چون مسلمانان ساده لوح را آماده شنیدن خرافات می یافتند، با بهره گیری از قوه خلاقه خود، داستان ها و افسانه های خرافی را – که حتی سابقه ای ازآنها در منابع اهل کتاب به چشم نمی خورد- خلق می نمودند. شرح و تفصیل هایی چون طول و عرض حضرت آدم، طول و عرض و ارتفاع کشتی نوح و ماجرای حیوانات موجود در آن، نام عصای موسی و جنس و مشخصات آن، نوع درختی که خدا به وسیله آن با موسی سخن گفت، ویژگی های اژدهایی که از عصای موسی پدید آمد، ویژگی های تابوت عهد و طول و عرض و جنس آن، نام سگ اصحاب کهف و رنگش و موضوعاتی از این قبیل را که غالباً زاییده فکر و خیال آنان بود با تمام ریزه کاری ها نقل می کردند.(۱۰)

 

اهداف خرافه سازان

اگر دین را مایه نگرانی دشمنان بدانیم، خرافه، نقطه مقابل آن است که دقیقاً در مسیر خواست مخالفان یک دین و آیین، بال و پر پیدا می کند. هر دینی که به انحراف کشیده شد، به خاطر از بین بردن تأثیرات آن بوده است، اما درجه تأثیر خرافات در دین متفاوت است. برخی از باورها به کلی در اصل دین رخنه ایجاد می کند و زیان هایی برای پذیرندگان وجود دارد و موجب گریز از مذهب نیز هست. چنین مواردی به صورت جعل قانون، از طریق حدیث و روایت و شرح سیره اتفاق می افتد که حاصل تلاش هایی است که در دوره ای از تاریخ اسلامی توسط برخی از بدعت گذاری هایشان معروف است انجام گرفت.

جدا سازی این احادیث از احادیث درست، کاری دشوار و مخصوص اهل فن است. برخی از این جعلیات، علاوه بر ترویج امور بی اساس، موجب مسخره ساختن دین نیز می گردد. برخی از دستورهای دینی که در کتب حدیث نوشته شده اند، نه با عقل جور در می آیند، نه با مذهب و نه با احادیث دیگر هماهنگی دارند. گاهی جنبه طنز نیز پیدا کرده، موجب مسخرگی می شود، مانند این حدیث که:

«از حضرت صادق منقول است و هر کس ریش خود را هفتاد نوبت شانه کند و یکی یکی بشمارد، شیطان تا چهل روز نزدیک او نمی آید».(۱۱)
تعبیر خواب- که یکی از علوم غریبه است و هر کسی نمی تواند ادعای آن را داشته باشد – در حال حاضر، به صورت شغلی در آمده که حتی در سایت های اینترنتی هم تبلیغ می شود، انواع فال های ورق و قوه و فال انبیا، فال قرآنی و… ابداع شده که طرف داران فراوانی دارد و در بیشتر مجلات خانوادگی، صفحاتی به این امر اختصاص داده اند. سایت های فرهنگی تفریحی، پر است از این مطالب خرافی که هیچ پایه و اساسی ندارند و به راهی برای شیادی و کلاه برداری تبدیل شده اند. اگر در گذشته، خرافه، معلول جهل به امور طبیعی بود، امروز فقر فرهنگی و دینی است که موجب گسترش آن است.

 

نقش علمای دین در زدودن خرافات

خرافاتی که در مذهب راه یافته، در طی سالیان به تدریج رسوخ کرده و از بین بردن آنها بسیار مشکل است؛ اما به دلیل اهمیت موضوع نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت. این کار از چند طریق ممکن است که مهم ترین آن، ویرایش کتاب های حدیث و تفاسیر قرآنی است. این کار به دلیل حساسیت موضوع، تنها از متخصصان علوم دینی بر می آید. بنابراین به نظر می آید اگر این کار، با یک اقدام جمعی انجام بگیرد، کاری عملی است.

جلوگیری از چاپ جدید کتاب هایی که تبلیغ خرافات است، و انواع کتاب های فالگیری تعبیر خواب های جدید، بعضی از کتاب های منتخب احادیث و… که توسط افراد غیر متخصص نوشته می شود که به نظر نمی آید نظارت درستی بر آنها باشد نیز راهی دیگر است. برای مثال، کتاب «اسرار قاسمی» از ملا حسین کاشفی، پر است از اسرار جادوگری که از حیث انتفاع، به کلی ساقط است و این شخص، همان کسی است که «روضه الشهدا» را نوشت و مرثیه خوانی خرافی را بین مردم رواج داد. امثال این کتاب ها آن قدر فراوانند که ذکر آنها خود به کتاب جداگانه نیاز دارد و از بین بردن آثار این نوع نوشته ها، زمانی طولانی می طلبد؛ اما پیش از آن، توجه به گسترش نیافتن دامنه آنها اولین اقدامی است که می تواند مؤثر باشد.

 

مریم غفاری جاهد

 

پی نوشت ها:

  1. «مسیحیت در چنگال خرافات،» کامل خیرخواه، مجله درس هایی از مکتب اسلام، سال ۱۴، ش ۸، شهریور ۵۲، ص ۱۷٫
  2. خرافات چگونه وارد ادیان می شود، مجله تقدم، ش، آبان ۱۳۰۶، ص ۱۸۰٫
  3. «مسیحیت در چنگال خرافات.»
  4. «اسرائیلیات و زمینه نفوذ آن به فرهنگ اسلامی»، حمید محمد قاسمی، مجله بینات، ش، زمستان ۷۸، ص ۹۲٫
  5. همان جا.
  6. همان، ص ۹۳٫
  7. همان، ص ۹۵٫
  8. مجله مشکوه، ش ۶۲، بهار ۷۸، ص ۱۷۶٫
  9. حلیه المتقین، محمد تقی مجلسی، تصحیح ناظم عابدینی مطلق، ص ۳۲۲٫
  10. مشکوه، ش ۶۲، ص ۱۷۸٫
  11. حلیه المتقین، ص ۱۳۳٫
  12. نشریه پاسدار اسلام، شماره ۳۴۱٫

 

منبع: راسخون