به روایت تیتر:
کد خبر: 1058
منتشر شده در: ۱ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۵۵

درد غربت / به بهانه ی “والزیتون” حسین شکربیگی

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – یک موضوع خاص را وقتی هر روز درباره اش میخوانیم و میشنویم ، به…

پایگاه خبری تحلیلی ایلامی ها – یک موضوع خاص را وقتی هر روز درباره اش میخوانیم و میشنویم ، به مرور زمان از دنبال کردن اخبار و نوشته های مربوط به آن خسته می شویم ، در موارد وخیم تر حتی ممکن است در مقابلش موضع هم بگیریم . یکی از این سوژه ها که سالهاست با اخبار مربوط به آن آشناییم و هر روز خبر های جدیدی در موردش می بینیم و می شنویم موضوع فلسطین است .
در این مقاله قرار نیست مستقیما به مسئله ی فلسطین بپردازم بلکه قصد دارم در باره ی مجموعه ی شعری که اخیرا از شاعر و نویسنده ی برجسته ی ایلامی آقای حسین شکربیگی تحت عنوان والزیتون چاپ شد چند سطری بنویسم.

والزیتون... اثر حسین شکربیگی
والزیتون… اثر حسین شکربیگی

باید اعتراف کنم که تنها دلیلی که باعث شد مجموعه ی والزیتون را بخرم این بود که اشعار این مجموعه از قلم حسین شکربیگی تراویده است . اولین بی مهری که در مورد کتاب صورت گرفته عنوان مجموعه ی شعر مقاومت است که روی جلد و بالای عنوان اصلی کتاب حک شده است . از دیدگاه من و بسیاری دیگر از مخاطبان این مجموعه ، والزیتون ابدا نمیتواند در زمره ی شعر مقاومت قرار بگیرد ؛ والزیتون حرف دل کسانی است که در هر جای این کره ی خاکی طعم تلخ آوارگی را چشیده اند تا از گزند بی رحم جنگ در امان بمانند ؛ اشعار این مجموعه سراسر عشق ، صلح و غم دوری از وطنی است که فرزندانش را از آغوشش دور کرده اند ، در والزیتون نمی توان نشانه ای از شعارها و سرود هایی یافت که شناسنامه ی اشعار مقاومتی است ؛ والزیتون عاشقانه ای است برای وطنی که دوست ندارد سرزمینی از دست رفته به حساب بیاید ، والزیتون عاشقانه ای آواره است . بر این اساس عنوان مجموعه ی شعر مقاومت نه تنها کمکی به بیشتر خوانده شدن و بیشتر دیده شدن این اثر نکرده بلکه به تنهایی یک دسته ی بزرگ از مخاطبان شعر امروز را کاملا از خرید کتاب باز داشته است .
کسی از پراگ آمد
کسی از خانه ای تاریک
در یک خاطره ی تلخ
دیگری از بیابانی سرد در روسیه
تا تو
از خانه ات بیرون بیایی
آواره شوی
در خیابانی در پراگ
در بیابان سردی در روسیه
با اولین شعر مخاطب جذب دنیای سحر آمیزی میشود که شاعر خلق کرده است ؛ مگر رسالت شعر جز این است که اثری خلق کند که مخاطب مجذوب سطر به سطرش گردد ؟ رسالتی که متاسفانه تئوریسین های شعر امروز ایران آن را نادیده گرفته اند تا شعرا به خلق آثار صرف تکنیکی بپردازند و فراموششان شود که غایت وجودی شعر زیبایی و گیرایی آن برای مخاطب است ، اشتباهی که حسین شکربیگی نه در والزیتون و نه در هیچکدام از آثار دیگری که از او خوانده ایم مرتکب نشده است . از نخستین شعر این مجموعه تفاوت آشکار آن با دیگر مجموعه ها و کتبی که با محوریت فلسطین به چاپ رسیده خود را نشان میدهد . تفاوت در نگاه ؛ حسین شکر بیگی از زاویه ای جدید به موضوع فلسطین نگاه میکند ؛ عشق را با تعریفی جدید به مخاطب ارائه می دهد . حسین شکر بیگی شاعری است که نبض زیبایی شعر را در دست دارد و فلسطینی زیبا با غمی ملموس در نگاهش را ارائه می دهد و اثری خلق میکند در زمینه ی موضوعی که سالهاست در گوشمان تکراری شده و رغبتی به دنبال کردن اخبارش نداریم ولی متحیرانه میبینیم که والزیتون با محوریت همان موضوع تکراری آنقدر زیباست که بارها و بارها اشعارش را میخوانیم بدون اینکه از تکراری شدنش خسته شویم .
از تمام زنان این اطراف زیباتر است
از زنان زیبای آوازه خوان
در شارع الحمرا
از خال لب بالایی حیفا از بنت جبیل
معشوق من
با چشم های زیتونی غمگین
فلسطین

این اشعار را آنقدر قدرتمند و بی نقص یافتم که به نظرم رسید حسین باید در یک دوره ی خاص از زندگی اش در فلسطین یا دست کم سوریه یا لبنان زندگی کرده باشد ؛ وقتی از او در این مورد پرسیدم ، خندید و گفت : نیازی نیست که من به فلسطین رفته باشد تا درد های آوارگان را درک کنم ، درد آوارگان در تمام دنیا دردهایی مشترک است ، درد هایی که من در دوران هشت ساله ی جنگ تحمیلی در زمان آوارگی ام از خانه و کاشانه، تمامشان را درک کرده ام و با اتکا بر همان دانسته ها و احساسات آن دوره ی تلخ از زندگی ام اشعار این مجموعه را سروده ام.
یک ایرانی ام
اما گاهی عربی مسلمان هستم در نوار غزه
شیخ جابر کنعانی
رویایی دارم
و خانه ای که هربار بر می گردم
امیدی ندارم سرپا مانده باشد
عادت کرده ام که نیمه شب
ستاره ای که پسرم فکر میکند مال اوست
موشکی باشد که در خواب ها منفجر می شود
ایستاده ام
و ستاره های واقعی را به پسرم نشان می دهم …
سطر به سطر اشعار این کتاب ما را میبرد می برد به جایی بیرون از مرز فلسطین ، جایی که در آن آواره ای فلسطینی باشیم که با چشمان غم زده معشوق زخمی مان را رصد می کنیم . ما را می برد تا در چشمان یک فلسطینی آواره عاشق شویم و برای برادران از دست رفته مان مویه سر دهیم .
والزیتون متفاوتی است از حسین شکربیگی که باید حتما تا پیش از مرگمان آن را بخوانیم ، متفاوتی که به ما اجازه می دهد که به اندازه ی هفتاد صفحه فلسطینی باشیم و مانند یک فلسطینیِ عاشق عشق بورزیم .

علی باقری
تابستان نود و سه